روزنامه هفت صبح | از سفر دهها جای گزیدگی در اقصی نقاط بدن سوغات آوردم. بعضی کوچکترند و بعضی پهن و متورم و قرمز و وحشی. نگاهی به اینطرف و آنطرفم میاندازم، کل پشههای خطه شمال را مخاطب قرار میدهم و میپرسم: «اینجا رو چهجوری نیش زدی؟»
خاراندن حومه جوشهای ملتهب، بازیای است که ته ندارد. اول فکر میکنی اوضاع رو به بهبود است و داری از شر آن حس مزاحم خلاص میشوی اما کمکم بوی حقیقت به مشامت میرسد و میفهمی در دامی افتادهای که راه خروجی ندارد.
کمی اینطرف را میخارانی، حالا آنطرف، کمی پایینتر، حالا بالاتر، بعد حرکتی چرخشی و دوباره از اول. به خودت که میآیی میبینی مثل میمون از نفسافتادهای در باغوحشی ورشکسته، کاری جز خاراندن خودت انجام نمیدهی. آنجاست که اخم میکنی، سر میمونِ از دست رفته درونت فریاد میکشی و با ژستی انگیزشی فرمانِ «قوی باش! به خودت بیا!
دست از خاروندن خودت بردار و کاری برای نجات جونت انجام بده!» میدهی. بعد دوتایی نگاهی به اطراف میاندازید و تکههای کنده شده پوست و گوشتتان را میبینید که در اثر خارش زیاد جدا شده و پایین ریخته. میمونِ بیاراده با حالت «این آخرینباره» دستش را به سمت جوش پهن متورم میبرد و تو با ژست منجی پشت دستش میکوبی و دوتایی انتظار میکشید پوست خروشان، آرام بگیرد.
در مرحله بعد از گوگل کمک میخواهی. از «۱۰ روش فوری برای درمان نیش پشه» میرسی به «جای نیش پشه رو چیکار کنم زودتر خوب شه» در نینی سایت. هربار خودم را در فضای صورتی «نینی سایت» میبینم میفهمم دچار دردسری جدی شدهام؛ جاییکه کاربرهایش برای هر مشکلی راهکاری ارائه میدهند: از چطور پاک کردن لک روغن زیتون روی آستین گرفته تا چگونه کشتن پادشاه قبیله زولو.
در آخرین مرحله مچ خودم را در حین مالیدن نمک به قسمتهای سرخ و ملتهب گرفتم. نمیدانم این کار واقعاً فایدهای برای از بین بردن خارش گزیدگی دارد یا نه. احتمالش زیاد بود که یکی از کاربرها برای سرکار گذاشتن دیگران این روش را پیشنهاد داده باشد. چند دقیقهای مثل جنازه مرد نمکی ثابت ماندم و منتظر معجزه نشستم اما معجزهای در کار نبود. صدای خنده شیطانی پشهها (و سایر حشرات) بلند شده بود و میمونِ درون دوباره داشت از جا برمیخاست.

