روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| یک: سینمای آسیای شرقی در قرن بیست‌و‌یکم با جوایزی که از جشنواره‌های معتبر گرفت، بعد از یک دوره‌ رکود دوباره مورد توجه مخاطبان عام سینما هم قرار گرفت. این وسط سه قطب سینمای آسیای شرقی یعنی کره، چین و تایوان و ژاپن هر کدام چهره‌های برند خودشان را دارند. فعلا سینمای چین را کنار می‌گذاریم و به بهانه‌ فیلم جدید پارک چان ووک به‌نام «تصمیم جدایی» از تقابل سینمای کره و ژاپن می‌گوییم.

«تصمیم جدایی» فیلمی است که به سیاق همه‌ آثار پارک چان ووک هنرمندانه ساخته شده. با میزانسن‌های جذاب و ریتم متناسب با روایت و کارگردانی تحسین‌برانگیز. فیلم سکانس‌هایی دارد که تماشاگرش را به شگفتی وا‌می‌دارد از‌جمله نماهای پایانی کنار دریا. فیلمنامه‌ سرگرم‌کننده «تصمیم جدایی» که دائم در حال رودست زدن به تماشاگر است یادآور شیوه‌ای‌ است که بونگ جون هو برای روایت فیلم اسکاری‌اش، «انگل»، انتخاب کرده بود.

همین‌جاست که هر دوی این فیلم‌های تحسین‌شده یک پله پایین‌تر از یک شاهکار سینمایی قرار می‌گیرند. چه در فیلم «انگل» و چه در «تصمیم جدایی» که هر دو فیلم‌های خوبی هستند و هر دو به لحاظ ساختار سینمایی چشم‌نوازند، مشکل اصلی شیوه‌ برخورد کارگردان با قصه است.

اینکه تماشاگر را غافلگیر کنی جذابیت دارد اما اینکه کل داستان فیلم را برمبنای این غافلگیری استوار کنی در نهایت اثرت را به یک تریلر هیجان‌انگیز تقلیل می‌دهد که البته بد هم نیست. سرگرم‌کننده است اما مواجهه‌ انسانی با آن سخت می‌شود. از رابطه‌ عاشقانه کاراکترها (در «تصمیم جدایی») یا شرایط روحی خانواده‌ فقیر (در «انگل») سر درنمی‌‌آوریم و قابل درک نیست.

این شیوه‌ کارگردانان تحسین‌شده‌ سینمای کره را مقابل کارگردانان ژاپنی همین سال‌ها بگذارید که مشهورترین‌هایشان هیروکازو کورئیدا با فیلمی مثل «دزدان فروشگاه» یا در حوزه‌ انیمیشن تاکاهاتا با «داستان شاهزاده خانم کاگویا» و فیلم‌های هایائو میازاکی از استودیوی جیبلی است یا همین فیلم ژاپنی تحسین‌شده‌ سال گذشته یعنی «ماشینم را بران» اثر ریوسوکه هاماگوچی.

این فیلم‌ها شبیه آثار کره‌ای مرعوب‌کننده نیستند. فیلمسازان ژاپنی مشهور قرن ۲۱ خیلی کمتر در شیوه‌ کارگردانی‌شان خودنمایی دارند و در عوض روایت‌های بطئی آرامی دارند که بیشتر روی شخصیت‌پردازی‌ها و روابط انسانی آدم‌ها متمرکز است. «دزدان فروشگاه» یک غافلگیری همان اواخر فیلم دارد و «ماشینم را بران» که اقتباسی از داستان موراکامی است اصلا آن اوج و فرودهای معمول دراماتیک را ندارد.

«تصمیم جدایی» به جایش هر بیست دقیقه به تماشاگرش می‌فهماند پشت پرده‌ هر چیزی که در ظاهر دیده یک اتفاق عجیب وجود دارد. ضمن اینکه فیلم به زور می‌خواهد حس شوخ‌طبعی هم به این نئونوآر رمانتیک از طریق دستیاران پخمه یا پرحرف القا کند که کاملا ناموفق است و تو ذوق می‌زند. جدا از اینکه سلیقه‌تان به شیوه‌ ژاپنی نزدیکتر باشد یا کره‌ای، تماشای فیلم‌های آسیای شرقی نشان از تنوع و گستردگی سوژه‌ها و شیوه‌های کارگردانی و روایت دارد و همین الان هم گوی سبقت را از سینمای ایران با مضامین اجتماعی تکرارشونده ربوده‌اند.

دو: جشنواره‌ فیلم ونیز شروع شده و سینمای ایران حضور پررنگی دارد. فیلم‌های ایرانی حاضر در این جشنواره که هنوز دیده نشده‌اند اما حضور لیلا حاتمی به‌عنوان یکی از اعضای هیات داوران روی فرش قرمز دوست‌داشتنی بود. شیک و باوقار و دوست‌داشتنی. مسلط به قواعد حضور آراسته روی فرش قرمز جشنواره‌های بین‌المللی. هر بار تماشای لیلا حاتمی در جمع هیات داوران یک جشنواره‌ خارجی یا به‌عنوان بازیگر فیلمی که به جشنواره راه پیدا کرده یادمان می‌‌آورد که امکانش وجود دارد که بدون زرق‌و‌برق و پوشش‌های عجیب و غریب از ایران هم نماینده‌ای شیک داشته باشیم.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.