روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | آخرین روزهای دولت آقای روحانی در همین ستون به وزرای دولت دوازدهم پرداختیم و نوشتیم که احتمالا دلمان در کوتاهمدت برای محمدجواد ظریف (وزیر امور خارجه)، در میانمدت برای محمدجواد آذریجهرمی (وزیر ارتباطات) و در بلندمدت برای بیژن زنگنه (وزیر نفت) تنگ خواهد شد. حالا با گذشت کمی بیش از یکسال از پایان دولت دوازدهم و با نگاهی به عملکرد دولت سیزدهم شاید بتوانیم حدسهایمان را مرور کنیم.
در مورد آقای ظریف (بهعنوان مذاکرهکننده) احتمالا احساسات پیچیدهای داریم. درست است که مذاکرات احیای برجام هنوز به نتیجه نرسیده اما هنوز هم فرو نپاشیده است. خروجی نهایی مذاکرات بهتر به ما نشان خواهد داد که آیا جای آقای ظریف در دور تازه مذاکرات خالی بوده یا خیر. آقای ظریف بیتردید تواناییها و جذابیتهای خودش را داشت اما هنوز مشخص نیست که نتیجه رویکرد سرد آقای باقری در مذاکرات تازه چه خواهد بود.
اما هرچقدر تکلیفمان با آقای ظریف نامعلوم است، دلمان حتی خیلی زودتر از آنچه فکر میکردیم برای آقای آذریجهرمی تنگ شده است. یکسال پیش نوشتیم که در دوره وزارت آذریجهرمی «درهمآمیختگی اقتصاد با فضای مجازی هم به جایگاه غیرقابل بازگشتی رسید» و «در میانمدت خواهیم فهمید که میتوان افرادی را یافت که در مقابل توسعه غیرقابل اجتناب فضای مجازی سنگاندازی کنند یا خیر».
نارضایتی از کیفیت این روزهای اینترنت حتی به نشست خبری رئیسجمهور هم کشیده شد و واکنش آقای آذریجهرمی را به همراه داشت. وزیر ارتباطات فعلی ظاهرا بهاندازه آقای جهرمی دغدغه توسعه اینترنت را ندارد. راستش تصور ما این بود که در دولت جدید سرعت توسعه اینترنت کند شود اما حالا بعد از یکسال نگرانیهایی درباره عقبگرد هم وجود دارد.
در مورد آقای زنگنه فعلا جایی برای دلتنگی نیست که البته اعتبار آن بیشتر از آنکه به وزیر فعلی تعلق بگیرد به دگرگون شدن وضعیت بازار نفت مربوط میشود. آقای زنگنه مجبور بود وزارت نفت را در اوج فشار حداکثری آمریکا و البته اوج همهگیری کرونا مدیریت کند. دورهای که فروش نفت نهتنها به سختی میسر بود بلکه تقاضای نفت و بهتبع آن قیمت نفت هم بسیار پایین بود (به یاد داریم که حتی در اتفاقی بیسابقه قیمت نفت برای لحظاتی منفی شد).
اما حالا قیمت نفت نزدیک به صد دلار است و فروش نفت هم بهمراتب سادهتر شده چراکه هم ایران شیوههای فروش نفت در بازار غیررسمی را بهتر آموخته، هم اینکه رقبای آمریکا در خرید نفت ایران با اعتماد بیشتری عمل میکنند و هم آمریکا هم شاید انگیزه سابق برای تداوم فشار حداکثری را بر نفت ایران ندارد. ایران در دوره وزارت آقای اوجی به گفته خود او به قراردادهای فروش نفت پرریسکتر هم تن داده است. درست است که قراردادهای پرریسک امکان فروش بیشتری را مهیا میکنند اما ممکن است پیامدهای خودشان را هم داشته باشند.

