روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| فیلم «اورکا» اولین ساخته سحر مصیبی که مهتاب کرامتی تهیهکنندهاش است، مجوز اکران نگرفت و سرانجام بهصورت غیرقانونی در تلگرام و سایتهای دانلود گذاشته شد. شبیه اتفاقی که برای «برادران لیلا» سعید روستایی هم افتاد. طبعا مخاطب ایرانی کنجکاوی زیادی برای دیدن فیلمی داشت که قرار بود داستان زندگی الهام اصغری، زن شناگر رکورددار گینس را روایت کند که به دلیل اینکه در ایران رشته شنا در آبهای آزاد از سمت فدراسیون مجوز ندارد، سر ماجرای رکوردهایش حاشیههای زیادی بوده و این رکوردها در ایران ثبت نشده.
سوژه کنجکاویبرانگیز است و از آنجا که ما کمتر درام ورزشی داریم تصور میکنیم با فیلم هیجانانگیزی روبهرو هستیم. نتیجه؟ ناامیدکننده. بهرغم تلاشهای ترانه علیدوستی در نقش اصلی که بازی چالشبرانگیز خوبی دارد، کل فیلم فاقد ویژگیهای دراماتیک است. صفحه مربوط به الهام اصغری در ویکیپدیا را بخوانید، همانقدر دچار هیجان میشوید که با دیدن «اورکا». اصلا کل اطلاعاتی که فیلم به مخاطبش میدهد در حد همان صفحه ویکیپدیاست.
۴۵ دقیقه از فیلم میگذرد که تازه شاهد یک سکانس و برخورد انسانی میان قهرمان قصه و زن بومی با بازی مهتاب نصیرپور هستیم. ۴۵ دقیقه که فقط شاهد نماهای محو زن کتکخورده از همسرش هستیم و دریای متلاطم. بعد تازه نوبت تمرین که میشود که لابد باید شاهد مصائب و تلاشهای ورزشکار باشیم، نه تنها اوج و فرودی نداریم که آدرنالین خونمان را بالا ببرد که اصلا تلاشی صورت نمیگیرد.
الهام اصغری از همان اول جوری شنا میکند که میتواند در المپیک شرکت کند! مقایسه کنید با مثلا «عزیز میلیون دلاری» کلینت ایستوود. با اجرا کاری ندارم. الان بحث فقط درام است. بالاخره باید شاهد زمین خوردن و برخاستنی باشیم. لااقل یک مربی سختگیری وسط باشد. حتی نقش مربی مرد الهام اصغری آنقدر بد روایت میشود که عملا هیچ تاثیری در روند پیشرفت او ندارد.
حالا اینکه واقعا اصغری زندگیاش چطور بوده و مربیاش چه نقشی داشته اهمیتی ندارد. ما قرار است با یک فیلم سینمایی روبهرو باشیم و وظیفه فیلم به تصویر کشیدن حقیقت نیست. باید جوری وقایع را دراماتیک و نمایشی کند که دیدنی و سرگرمکننده از کار دربیاید.
از آنجایی که قهرمان فیلم زن ورزشکاری است که تحت ستم شوهر قرار گرفته یاد فیلم «عرق سرد» سهیل بیرقی هم افتادم که البته از «اورکا» در ساختار و روایت یکی دو پله بهتر بود.
مهمترین ویژگیاش که باعث برتریاش نسبت به «اورکا» میشود همین بود که موقعیتهای دراماتیک و تنشهای بیشتری بین آدمهای فیلم ایجاد کرد. حداقل افروز فیلم بیرقی با شوهری که ممنوعالخروجش کرده بود یک سکانس پرتنش داشت در حالی که در «اورکا» هیچ تصویری از مردی که زن را با آن شدت کتک زده و مسیر زندگیاش را تغییر داده نداریم چه برسد به اینکه تنشی با او ایجاد شود.
یک سکانس هم که ممکن است رویارویی قدرتمند زن با روحیه جدید با همسرش باشد، با صندلی خالی مردی که سر قرار نیامده تمام میشود. آخر اینکه تیزر فیلم سهیل بیرقی هم از تلویزیون پخش نشد و سینماهای حوزه هنری هم اکرانش نکردند. فیلم مصیبی هم که کلا مجوز نگرفت. واقعیت اینجاست که در نهایت فیلمها دیده میشوند اما این برخوردها فقط باعث میشود اتفاقا نتوانیم در فضایی سالم فیلمها را نقد کنیم و از نقطه ضعفهایشان بنویسیم تا سینمایمان در نهایت پیشرفت کند.

