روزنامه هفت صبح، رضا فراهانی| یک: برگشتن همیشه معجونی از احساسات و عواطف مخالف را در آدم زنده میکند، خاطرهها قبل از هر حس دیگری میآیند و البته گزینشی عمل میکنند و بخشهای مختلف قلب را بهدرد میآورند، آدمها میروند، تغییر میکنند، بزرگ میشوند و باز برمیگردند، تمام تلاششان این است که چیزی شبیه قبل نباشند اما زمان زیپ شخصیت جدیدشان را خیلیزود میکشد پایین و همان آدم قبلی میآید بیرون، با همان منش و نگاه و شخصیت. حالا شاید کمی چاقتر یا شکستهتر! اما آدمها در رفت و برگشت تغییر نمیکنند، فقط نقابهایشان جابهجا میشود. برگشتن هم پر از تعریف ماجراهای دوران غیبت است که خودش هم یک ماجراست. مثل روایت کردن تعدادی قصه درون یک قصه بزرگتر.
دو: حالا که دارم این یادداشت را مینویسم تقریبا کار اسکوچیچ با تیم ملی به پایان رسیده و دوره جدیدی با کیروش شروع شده، این نه یک بازگشت عزتمندانه برای کیروش است نه یک چرخش رو بهعقب برای ما. واقعیت چیزی بین این دو تعبیر است. کیروش بعد از جدایی از فوتبال ایران روزهای خوش زیادی را تجربه نکرده و در دو قاره از صعود به جامجهانی بازمانده و فوتبال ایران بعد از یک دوره گروگان گرفته شدن توسط آن بلژیکی زیرک، دوران نسبتا خوبی را با اسکوچیچ سپری کرده.
اما انگار یک ستاره همزمان صورت فوتبال ایران و کیروش را روشن کرده که هر دو اینجای کار فهمیدهاند بدون هم چیزی کم دارند، کیروش فخر و افتخار و غرور، و ما نظم و اشتیاق و امید. حالا ما و کیروش دوباره بههم رسیدهایم و وضعیت ترحمبرانگیز فوتبال ملی بار دیگر میتواند به وضعیت پرامید تبدیل شود، هرچند نمیشود منکر جنگهای نامنظمی شد که به دلیل مخالفت با کیروش از همین امروز شروع میشود.این وسط فقط دلم برای اسکوچیچ میسوزد که هیچوقت جدی گرفته نشد و دیده نشد، دستاوردهایش که انصافا کم هم نبود به هیچ انگاشته شد و تاثیرش در صعود به جام جهانی انکار شد.
گویی از ابتدا نتوانست رابطه سالمی با هواداران فوتبال برقرار کند و حتی حامیانش هم همیشه با تردید از تواناییهایش سخن گفتند، حامی که چه عرض کنم، دشمنان کیروش! آنها با حمایتهای ناشیانه و البته منفعتطلبانه فرصت بهتر شدن را از اسکوچیچ سلب کردند. و اسکوچیچ هرچه بیشتر به حرف آنها گوش کرد، بیشتر در منجلاب خودساخته فرو رفت و پایان یک تقلای چند ماهه برای ماندن روی نیمکت تیم ملی منجر به اخراجش شد.حالا ما به عصر کیروش برگشتهایم، به عصر به دندان کشیدن یک استیک لذیذ با رگههای خونی!

