
هفت صبح| جنگ همیشه چهره زشتی دارد، اما وقتی پای دانشآموزان و مدرسهها به میان میآید، این زشتی تبدیل به یک فاجعه انسانی میشود که هیچ قانون و منطقی نمیتواند آن را توجیه کند. در روزهای اخیر که کشور درگیر تنشهای نظامی و جنگ بوده، یکی از تلخترین بخشهای اخبار، آمار تخریب مدرسهها و شهادت کودکانی بود که تنها جرمشان نشستن پشت نیمکتهای درس بود. طبق قوانین بینالمللی، مدرسهها باید امنترین جاها در زمان جنگ باشند، اما آمارها نشان میدهد که دشمن دقیقاً همین سنگرهای دانایی را هدف گرفته است.
آمار تکاندهنده؛ وقتی کلاسها خالی میشوند
ابعاد فاجعه بار این حملات زمانی مشخصتر میشود که نگاهی داشته باشیم به آمارها. حسین صادقی، رئیس مرکز اطلاعرسانی وزارت آموزش و پرورش، آماری را منتشر کرده که خواندنش دل هر انسانی را به درد میآورد. بر اساس این گزارش، در جریان درگیریهای اخیر که به جنگ رمضان معروف شده، ۲۷۸ دانشآموز و ۶۷ معلم و فرهنگی جان خودشان را از دست دادهاند. اگر بخواهیم دقیقتر به این فاجعه نگاه کنیم، باید بگوییم ۱۵۶ پسر و ۱۱۵ دختر که حتی در بین آنها نوآموزان پیشدبستانی هم بودهاند، دیگر به مدرسه برنمیگردند.
اما این فقط آمار انسانی نیست؛ زیرساختهای آموزشی ما هم به شدت آسیب دیدهاند. حدود ۹۹۳ فضای آموزشی، ۵۴ ساختمان اداری، ۳۶ سالن ورزشی و چندین اردوگاه دانشآموزی در حملات مستقیم آسیب دیده یا کلاً تخریب شدهاند. این یعنی هزاران دانشآموز فعلاً سقفی برای درس خواندن ندارند. صادقی تاکید کرده که این حجم از تخریب، فقط یک خسارت مالی نیست، بلکه ضربهای به آینده تحصیلی یک نسل است که جبرانش سالها زمان میبرد. او هشدار داد که این آمارها نشاندهنده عمق فاجعه در بخش آموزش است و ضرورت اقدام فوری جامعه جهانی را برای حفاظت از دانشآموزان بیش از پیش آشکار میسازد.
همچنین سید محمد مولوی، نایبرئیس کمیسیون آموزش مجلس، با صراحت از نقض حقوق بشر صحبت میکند. او میگوید آمریکا و رژیم صهیونیستی با تخریب ۸۵۷ مدرسه، عملاً بزرگترین ناقضان حق تحصیل در جهان هستند. مولوی معتقد است حمله مستقیم به مراکز علمی و دانشگاهی نشاندهنده استیصال دشمن است. در عین حال وزیر آموزش و پرورش نیز اعلام کرده که بیش از ۱۲۰۰ مدرسه، اردوگاه فرهنگی، مرکز آموزشی و فضای ورزشی در حملات تروریستی و وحشیانه دشمن آمریکایی - صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم آسیب دیدهاند.
تراژدی شجره طیبه؛ زخمی که ایران را لرزاند
اما در میان تمام این تخریبها، یک نام بیش از همه لرزه به تن انداخت: حمله به مدرسه «شجره طیبه» در شهر میناب. تصاویری که از آوارهای این مدرسه و دفترچههای خونی دانشآموزان منتشر شد، موجی از خشم و سوگ را در کل کشور راه انداخت. مدرسه میناب حالا دیگر فقط یک ساختمان در یک شهر جنوبی نیست، بلکه به نماد مظلومیت کودکانی تبدیل شده که در شب حمله، زیر سقف مدرسهشان بودند. این حادثه آنقدر سنگین بود که به سرعت تبدیل به یک بحث داغ جهانی شد و بهانهای شد تا همه بفهمند دشمن در این جنگ جدید، هیچ خط قرمزی را رعایت نمیکند.
واکنش جهانی و بیانیه ستاد حقوق بشر؛ فریادی علیه بیقانونی
انعکاس این حملات و بهخصوص فاجعه میناب، با واکنشهای فراوانی از سوی سایر کشورها و نهادهای مدنی جهانی همراه شد. یکی از شاخصترین واکنشها، بیانیه رسمی ستاد حقوق بشر برای پیگیری حقوق دانشآموزان و بازماندگان آنها بود. این ستاد در بیانیهای تند و صریح، تجاوزات نظامی مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا را که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) شدت گرفته، ادامه رفتارهای خودسرانه و غیرقانونی علیه ملتی دانست که سالها تحت فشار بودهاند.
در این بیانیه تاکید شده که هدف قرار دادن مراکز آموزشی، بهداشتی و درمانی، نقض فاحش قوانین بینالمللی بشردوستانه است. ستاد حقوق بشر به طور خاص به فاجعه مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب اشاره کرد و شهادت حدود ۱۷۰ نفر از دانشآموزان، کادر آموزشی و اولیا را از غمانگیزترین آثار این تجاوز غیرقانونی دانست. بر اساس این بیانیه، این اقدام نه تنها نقض صریح ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است، بلکه با کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی آنها هم کاملاً مغایرت دارد. طبق این قواعد بینالمللی، طرفهای جنگ موظفند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و حمله به مردم عادی و مراکز آموزشی مطلقاً ممنوع است.
پویش فرشتههای میناب؛ ساختن از دل خاکستر
اما واکنش مردم ایران به این تلخی، خیرهکننده بود. از همان روزهای اول بعد از حادثه، «پویش فرشتههای میناب» و کمپینهای مردمی متعددی شکل گرفت. هدف این پویشها در ابتدا بازسازی همان مدرسه بود، اما خیلی زود این حرکت تبدیل به یک نهضت مدرسهسازی شد. خیرین، نهادهای مذهبی و حتی ورزشکاران پای کار آمدند. یکی از خبرسازترین بخشها، ورود عتبه مقدسه حسینی بود که با فتوای آیتالله العظمی سیستانی، ساخت یک مدرسه ۱۲ کلاسه کاملاً هوشمند و پیشرفته را در میناب بر عهده گرفت.
جامعه خیرین هم ساخت مدرسه دوم را آغاز کردند. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش هم در آخرین اظهاراتش تایید کرد که بازسازی مدارس حالا به یک «نهضت ملی» تبدیل شده و نهادهایی مثل آستان قدس رضوی در کنار مردم نیکاندیش، تمامقد برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده وارد میدان شدهاند. این همدلی نشان داد که اگرچه دشمن میتواند ساختمانها را خراب کند، اما نمیتواند انگیزه برای یادگیری را از بین ببرد.
یک ایده هوشمندانه؛ یاد شهدا در تمام ایران
در میان این هیاهو، یک سوال جدی مطرح شد: «آیا تمام این حجم از کمکها باید فقط در یک نقطه متمرکز شود؟» اینجا بود که خیرین با تجربه ایده جدیدی را مطرح کردند: «پویش فرشتههای میناب را به تمام مناطق محروم کشور تسری دهیم.» پیشنهاد این بود که به جای ساخت ده مدرسه در یک محله، نام این کودکان شهید را بر سردر مدرسههایی در سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی و دیگر نقاط محروم بگذاریم. یکی از خیرین در صفحه شخصیاش نوشت که قصد دارد مدرسهای به نام «دنا» به یاد ملوانان شهید بسازد و پیشنهاد داد دیگران هم مدرسههای جدید را به نام کودکان میناب در روستاهای دورافتاده بنا کنند.






