روزنامه هفت صبح، ساعد برقی | حالا که حرف از آقازادههای خواهران خزعلی و خانم ابتکار گرم است بگذارید این موضوع قدیمی را دوباره مطرح کنم که چرا در میان فرزندان این چهرههای سیاسی ما کمتر کسی را پیدا میکنیم که مشاغل معمول و مرسوم داشته باشد. مثلا چرا در میان فرزندان آنها معلم کم است؟شغل انبیا است دیگر. یعنی در میان فرزندان این دوستان کسی علاقه نداشته برود دانشگاه تربیت معلم و معلمی کند؟
در دبیرستانها و پای تخته سیاه و وایت برد و با بچهها سروکله بزند؟ یعنی اگر به تدریس بخواهند اشتغال بورزند حتما باید مدرسه مال خودشان باشد؟ واقعا اگر چنین آقازادههایی برخلاف تصورات ما هستند خب معرفیشان کنید. ما که پیدا نکردیم. چرا مثلا یک مهندس معمولی موفق در بین آنها نیست که مثلا در شرکت مپنا با حقوق خوب مثلا ماهی ۴۵میلیون تومان مشغول به کار باشد و سالی ۳۰روز مرخصی داشته باشند و بیمه شده باشند و با کیا اسپورتیج به همراه خانوادهاش در شهر تردد کنند.
حتما اگر بخواهند کار مهندسی کنند خودشان باید شرکت تاسیس کنند و قراردادهای کلان ببندند و وارد بیزینس بشوند و دفتر در دوبی بزنند؟ چرا از میان این فرزندان عزیز کسی حسابدار یک شرکت معمولی نیست. اگر هم حسابداری کنند در شرکتهای پدران عزیزشان است و یا در بدترین حالت شرکت پدرزن جانشان. چرا این آقازادههای عزیز چه دختر و چه پسر هیچکدامشان مطب در سطح شهر ندارند؟پزشکی خوانده باشند و فارغالتحصیل شده باشند و حالا صبحها بروند بیمارستان فلان در شمال شهر و عصرها بیایند در میدان خراسان مطب بزنند و درآمد خوبی هم داشته باشند؟
حتما باید شرکتهای واردات لوازم پزشکی داشته باشند؟ آقا یکی جواب بدهد؟چرا اینگونه است؟ چرا پدران و مادران عزیز و عدالتطلب و اصولگرا و اصلاحطلب و اعتدالگرا و رادیکال و… همه در مقابل فرزندان خود اینگونه ادبیاتشان فرق میکند؟ چرا احساس میکنند باید حتما نمایشی از تواناییهای بودجهای و ظرفیتهای سیاسی برای این فرزندان داشته باشند؟ و نگران باشند که نورچشمیهایشان پس از سالها استفاده از موقعیتهای ایجاد شده توسط پدرها و مادرهایشان، یک موقع خدای نکرده قربانی جایگاه سیاسی والدین خود نشوند؟
چرا فکر میکنند (این صفت در همهشان مشترک است) که فرزندانشان به شکل عجیبی باهوش و متعهد و نابغه هستند و حقشان است که سهم بیشتری در عرصه بیزینس به دست بیاورند؟ این چه توهمی است که از ثروت حلال در ذهنتان شکل گرفته که فکر میکنید استفاده از رانت والدین متنفذ سیاسی موجب نمیشود که حلال بودن دستاوردهای فرزندانتان زیر سوال برود؟ چرا بلندپروازیهای فرزندانتان همهاش در عرصه تجارت است؟ چرا آنها را بیزینسمن بار میآورید؟
همهتان پیرو توصیههای حجتالاسلام پناهیان هستید؟ دیدید که توقع نداریم فرزندانتان مثل بقیه خانوادههای کشور مثلا آهنگر هم باشند و یا راننده. نه! توقعمان دیدن آنها در پست مهندس و معمار و پزشک است. اما این توقعمان هم عموما بر باد میرود. معمولا فرزندانتان در دانشگاههای خوب تحصیل میکنند (به خاطر هوش و استعداد خیرهکنندهشان که لابد به پدر و مادرهای محترمشان رفته که ثمرات ضریب هوشی خارقالعادهشان را در این سالها دیدهایم) و بلافاصله وارد بحث کسبوکار و بیزینس میشوند.
شرکت تشکیل میدهند،در چندین هیات مدیره عضو میشوند، کارت بازرگانی میگیرند، وارد واردات و صادرات میشوند و بساز و بفروش. برج و کشتی و به تازگی هم ویپیان! هم در میان اصولگرایان و هم اصلاحطلبان و در میان طبقات مذهبی شخصا چهرههای نخبه فراوانی را ملاقات کردهام اما سبد استعداد و تحصیلات فرزندان این گروهها کاملا متنوع است و همه نوع چهرهای را با میزانهای مختلف پشتکار و استعداد در بر میگیرد اما وقتی سبد را کوچک میکنیم و به سمت فرزندان مسئولان سیر میکنیم دیگر همه میوهها یکدست و عالی هستند. ماشاءالله همه باهوش و درجه یک و نخبه و بیزینسمن و … چقدر دلم پر بود!

