روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| گاهی از خودم می‌پرسم آیا واقعاً باید از هیچ کاری نکردن در یک روز، احساس گناه کرد؟ چرا باید از گذراندن یک روز سست و ساکت و بی‌ماجرا دچار عذاب وجدان شد؟ روزی که بیشتر زمانش را با موهای چرب در حالت افقی بوده‌ای، فیلم و برنامه‌های سبک و غیر‌فاخر دیده‌ای، هات‌داگ شور و پر‌سس خورده‌ای، بدنت شل و کم‌آب است

جواب تلفن آدم‌هایی که می‌خواهند وظیفه‌ای روی شانه‌ات بگذارند را نداده‌ای، خوردن چیپس و قاشق‌قاشق شکلات صبحانه را به میوه و قرص‌های ویتامین ترجیح داده‌ای، ساعت‌ها بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی چرخیده و حرف‌های بی‌اهمیتِ کاربرهای غریبه را خوانده‌ای و حتی به بلند شدن و بازگشت به زندگیِ هدفمند و پردغدغه فکر هم نکرده اما جداً از این رخوت لذت برده‌ای.

گاهی تصویری که از انسان مفید و سالم ساخته‌اند زیادی خسته‌کننده نمی‌شود؟ آدم‌هایی که قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شوند، با قیافه‌ای شاداب و پرنشاط کیلومترها می‌دوند، صبحانه سالم و مقوی بدمزه‌شان را در چشم تماشاگران فرو می‌کنند، در فاصله بین خانه تا محل کار چند حیوان را از مرگ و گرسنگی نجات می‌دهند

و برای یکی دو بچه گربه که به قصد هواخوری توی کوچه آمده‌اند سرپرستی تازه می‌یابند، هنگام صرف ناهار کالری غذای همکارانشان را می‌شمارند، با استرس ایمیل‌ها را جواب می‌دهند و در صفحات مجازی‌شان مطالب بشردوستانه را به اشتراک می‌گذارند و تند‌تند زبان انگلیسی و آلمانی می‌خوانند و شب‌ها قبل از خواب پادکست‌های تخصصی گوش می‌کنند و بالاخره با رضایت از این‌که روزشان را شلوغ و هدفمند گذرانده‌اند به خواب می‌روند.

چرا با خیال آسوده و بی‌هیچ احساس گناهی، مخلوطی از هر دوی این‌ها را زندگی نکنیم؟ باور کنید داشتن روزهای باارزشِ رخوت و خاموشی در میان شلوغیِ پر سرعتِ رسیدگی به هدف‌های ریز و درشت، و حضور در انجمن «شهروندان مفیدِ سالم و آگاه»، کیفیت عمر را بالا می‌برد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.