روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| ایدهای که به ذهن ساموئل کلت رسید با آنچه فکرش را میکنید بسیار متفاوت است. مقصودم مخترع کلت کمری، یکی از سلاحهایی است که سالهاست به نفع یا علیه بشریت از آن استفاده شده. همیشه گمان میکردم این ایده باید از طرح تفنگ به ذهن مخترعش رسیده باشد. اما عجیب است بدانید ایده ساخت کلت با دیدن سُکّان کشتی در ذهن ساموئل کلت، پرورش یافت. البته وقتی این ایده به ذهنش رسید، آه در بساط نداشت.
بنابراین به دل مردم زد و به نام دکتر کُلت، نمایش خیابانی به راه انداخت. کلت حتی برای سرگرم کردن جماعت از راهاندازی نمایشهای کمدی حین ارائه اختراعش ابا نداشت. در مجموع نمایشهای کُلت موفقیتآمیز بود و با پولی که پسانداز کرد، توانست خط تولید این سلاح را راهاندازی کند.
در واقع ساموئل کلت، هنوز قبل از آنکه جنگی در کار باشد، اختراعش را در ذهن این و آن جا انداخته بود چون بازاریابی قابل بود. او هنرمند و جهانگرد مشهور آمریکایی، جورج کاتلین را به استخدام خودش درآورد که وظیفه داشت تا نقاشیهایی نمادین، از افراد مختلف هفتتیر بهدست را بکشد؛ هفتتیرکشهایی که در حال مبارزه با بومیها، راهزنها یا حیوانات وحشی بودند. علاوه بر این، کلت به طور مرتب، هفتتیرهای کندهکاریشده و نفیس، به سران کشورها و ایالتها و همینطور نظامیهای بانفوذ، هدیه میداد.
آنها هم وقتی هفتتیری کندهکاریشده به شکل رایگان، در دستشان میدیدند، طبیعتا ترغیب میشدند آن را به دیگران معرفی کنند. کُلت از تبلیغات در روزنامهها هم استفاده میکرد و حتی نویسندگانی استخدام کرد که در مجلات و راهنماهای سفر، درباره اسلحهاش مقالهنویسی کنند. همه اینها باعث میشد اسم کُلت و اختراعش خیلی سریع بین مردم بچرخد. عامل دیگر موفقیت کلت، محافظتی بود که در نتیجه ثبت اختراعش ایجاد شده بود.
با توجه به اینکه کُلت، حقوق انحصاری مربوط به اختراع اسلحهاش را داشت، همیشه در حال پیگیری دعاویِ قضایی با تولیدکنندگان زیادی بود که از کارش تقلید میکردند. در همه این جدالهای حقوقی هم وکیلش به شکل ماهرانهای از محصول کُلت دفاع میکرد و جلوی تقلید و کپیبرداری رقبا را میگرفت.
احتمالاً معروفترین سلاح کمریِ کُلت، کلت 45 است که به سلاح کمری ارتش هم معروف است. جالب این است ساموئل کُلت، هیچوقت سلاحهای ساخت خودش را در دست نگرفت چون تازه ده سال بعد از مرگش، در سال 1862 بود که در دسترس عموم قرار گرفت. اما کلت 45 با اینکه آن زمان غیرقانونی بود، در تیراندازیهای معروف بین هفتتیرکشها باب شد. با این حال شاید عجیب باشد وقتی بشنوید که مردم اوایل به این سلاح چه میگفتند؟
آنها لقبهایی به هفتتیر و کُلت داده بودند مثل «صلحآور» و «تعدیلگر»! چون لابد اعتقاد داشتند که جنگ باعث به وجود آمدن صلح میشود! «تعدیلگر» را هم برای این به کار میبردند که فکر میکردند جرم و جنایت را میشود با کلت سریعتر از بین برد و عدالت را در جامعه برقرار کرد. با محبوبیت فیلمهای وِستِرنِ اولیه، محبوبیت کلت 45 هم خیلی بیشتر شد اما وقتی از شدت وحشیگریِ غربِ وحشی کم شد و هفتتیرهای نیمهاتومات و تماماتومات وارد بازار شدند، محبوبیت کلت 45 هم کمکم از بین رفت.
در جریان جنگ جهانی دوم، روند تولید این سلاح کند شد اما با برگشتن فیلمهای وسترن در دهه پنجاه، کلت 45 دوباره مورد اقبال قرار گرفت. جان وِین، هنرپیشه معروف فیلمهای وسترن، همیشه یک جفت از همین سلاحها با قبضه عاج به کمرش میبست که به امضای او در فیلمهایش تبدیل شده بود. همان زمان یکسری سریال وسترن هم پخش میشد که باعث شد مردم بیشتر از گذشته از شکل و شمایل هفتتیر خوششان بیاید؛
سلاحی که میشد نوعی اقتدار وسوسهانگیز نوستالژیک را همراه با مهارتهای فردی صاحب آن به نمایش گذاشت. هرچند بعدها این نوع نمایشها هم از مد افتاد اما آنچه باقی ماند ایده «صلحآور» بود که به هیچ وجه صلحی به بار نیاورد. در واقع در سالهای بعدتر چاقو دستهاش را برید و انواع جنایتهای جهان مدرن از طریق استفاده از کلتهای اتومات دیده شد. هرچند هنوز هم آماری در دست نیست که آیا کلت یا همان «صلحآور» چقدر واقعا به کمک «صلح» آمده است و چه میزان در برابر «شر» استفاده شده است. هیچکس نمیداند.

