روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | زندگی واقعی عیبهایی دارد که نمایندگیهای مجاز هم قادر به تعمیرش نیستند. فقط میتوانند سرشان را پایین بیندازند و در حالی که زل زدهاند به نوک کفشهایشان بگویند «متاسفم. کاری از دست ما ساخته نیست.» یکی از ایرادهای دنیا این است که نمیشود رویش فتوشاپ نصب کرد.
که اگر میشد زندگی خیلی آسانتر بود. میشد خود را دور بُری کرد و در جایی مطلوبتر گذاشت. یا بهتر از آن عدهای دیگر را از تصویر حذف کرد و جایشان درخت و شمشاد گذاشت. میشد در روزهای خشک و غبارآلود، چند ابر تیره روی آسمان پِیست کرد و منتظر باران ماند. خانههای نیمه ویران را ادیت کرد و بنایی سرحال و تازه بهجا گذاشت.
میشد تغییری به آن صورتهای عبوسِ مهاجم داد و جایش لبخندی آرام و صمیمی گذاشت. خمیدگی را از کمرها گرفت و عزت را به آن چهرههای شرمنده برگرداند. دستی به روی موجودی حسابهای بانکی کشید و سخاوتمندانه چند صفر به آن اضافه کرد. در میان ظلمتِ ممتد، نوری میان تاریکی گذاشت.
اگر فتوشاپی واقعی وجود داشت خیلی چیزها را میشد از زندگی حذف و چیزی دیگر به آن اضافه کرد. چه سفرههای غذایی میشد چید، چه خانههایی را با وسایل نو پر کرد، چه لباسهایی بر تنشان کرد، چه حلقه نوری در چشمهایشان و چه امید پر رنگی در دلهایشان گذاشت.
اگر روی زندگی فتوشاپی حقیقی نصب بود، چه کسی میگذاشت روزش تار و کم نور با قابی کج و معوج و پس زمینهای چرک و نازیبا شب شود؟ هر آنچه زشت و ناسالم و مزاحم و دلگیرکننده بود را ادیت میکردیم. چرا که زیبایی و شفافیت و نور و آرامش حق ماست.

