روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| ابراهیم رئیسی چهارشنبه‌شب هفته گذشته فرصت داشت تا رابطه سردش را با طبقه متوسط شهری ایران ترمیم کند. در روزهایی که حداقل بخش‌هایی از این طبقه بابت سلسله بی‌تدبیری‌هایی که به فوت مهسا امینی انجامید دلخور، بابت واکنش حاکمیت به این حادثه غم‌انگیز عصبانی و از عدم همدلی حاکمیت با خواسته‌هایش رنجیده بود، ابراهیم رئیسی این فرصت را داشت که خود را در قامت رئيس‌جمهور همه مردم حتی آن‌هایی که به او رای نداده‌اند نشان بدهد.

او می‌توانست در مورد مرگ خانم امینی احساسات بیشتری نشان بدهد (بغض او در راه نیویورک و هنگام سخن گفتن از مردم ایران را دیده بودیم)، با خانواده‌های کشته‌شدگان ناآرامی‌های اخیر همدردی کند، با دهه هشتادی‌ها که درست یا غلط به نماد اعتراضات تبدیل شده‌اند پدرانه و از سر دلسوزی سخن بگوید و به بخش‌های ناراضی جامعه اطمینان‌خاطر بدهد که صدایشان در حاکمیت شنیده می‌شود. در روزهایی که شدت اعتراضات رو به کاهش بود، آقای رئیسی این فرصت را داشت که راهی را برای تعامل میان بخش‌های ناراضی و حاکمیت باز کند.

به‌خصوص که مناقشه فعلی واقعا مناقشه‌ای از جنس بازی‌ جمع صفر نیست که نفع یک‌سوی مناقشه لزوما به معنی ضرر سوی دیگر آن باشد. او می‌توانست بر راه‌حلی وحدت‌طلبانه برای گذر از این شرایط تاکید کند. مصاحبه چهارشنبه‌شب، برای کارزار سیاسی شخص رئیس‌جمهور هم فرصتی قابل‌توجه بود. رابطه ابراهیم رئیسی و طبقه متوسط شهری از ابتدا هم رابطه چندان گرمی نبود. ابراهیم رئیسی نه‌تنها در سال ۱۳۹۶ که حتی در سال ۱۴۰۰ هم در جذب آرای این طبقه تقریبا ناکام ماند.

در واقع آرای آقای رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ تنها کمی بیشتر از انتخابات سال ۱۳۹۶ بود. همین رابطه سرد بود که ابراهیم رئیسی را به پیروز انتخاباتی با کمترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران تبدیل کرد. بحران فعلی فضا را مهیا کرده بود که آقای رئیسی به‌طور غیرمنتظره‌ای پیوند بهتری با طبقه متوسط شهری برقرار کند؛ طبقه‌ای که رابطه‌اش با اصلاح‌طلبان گسسته شده و شاید از پیوندی تازه با بخشی دیگر از حاکمیت استقبال می‌کرد.

اما برای اینکه بفهمیم قرار نیست از این فرصت استفاده شود تنها کافی بود که ابتدای مصاحبه زنده تلویزیونی رئیس‌جمهور را ببینیم. آقای رئیسی بخش نخست مصاحبه‌اش را به سفر نیویورک اختصاص داد. همان‌‌جا می‌شد حدس زد که بخش مربوط به ناآرامی‌های اخیر قرار نیست شگفت‌زده‌مان کند. هرچند آقای رئیسی از پیگیری علت فوت خانم امینی خبر داد و بر آزاد بودن بحث و ابراز عقیده تاکید کرد اما سخنان او طوری نبود که در فضای ملتهب این روزها شنیده شود. رویکرد تازه نهادهای امنیتی درباره ورزشکاران و هنرمندان در روزهای بعد از گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور هم عملا فرصت مصالحه و البته نزدیکی آقای رئیسی به طبقه متوسط را از بین برد.

ممکن است آقای رئیسی و اطرافیانش به این بیاندیشند که اصلا به همراهی طبقه متوسط شهری نیازی ندارند؛ بالاخره آن‌ها با همین پایگاه رای هم در یک انتخابات پیروز شده‌اند و احتمالا همین پایگاه رای برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۴ کفایت می‌کند. اما شاید آقای رئیسی در آینده حسرت از دست رفتن این فرصت را بخورد. به‌خاطر داریم که محمود احمدی‌نژاد هم بالاخره دریافت که برای پیشبرد برنامه‌هایش به همراهی طبقه متوسط شهری نیاز دارد.

اما تلاش او برای نزدیکی به این طبقه خیلی دیر آغاز شد و هرگز به نتیجه نرسید. آقای رئیسی هم احتمالا پی خواهد برد که هم برای پیشبرد برخی سیاست‌های اقتصادی‌اش و هم احتمالا برای بلندپروازی‌های سیاسی‌اش به همراهی این طبقه حالا کنار زده شده احتیاج دارد. گذر او احتمالا دوباره به گذرگاه طبقه متوسط خواهد افتاد و آن روز آقای رئیسی شاید حسرت فرصت از دست رفته چهارشنبه‌شب را بخورد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.