روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| یک: آن‌هایی که فکر می‌کنند ورزش و سیاست ربطی به‌هم ندارند خوب است نگاهی به دو مستند آصف کاپادیا، فیلمساز ترک‌تبار آلمانی بیاندازند. کاپادیا از اواسط دهه‌ ۹۰ وارد سینما شد و سال 2010 با ساختن مستند بلند «سنا» به شهرتی بین‌المللی دست یافت. ممکن است شما هم مثل من مستند «دیه‌گو مارادونا» را پیش از «سنا» از کاپادیا دیده باشید. آیرتون سنا راننده‌ مشهور فرمول یک برزیلی بود که سه سال توانست عنوان قهرمانی را از آن خود کند.

مفسران ورزشی و رسانه‌ها و طرفدارانش معتقدند که او یکی از بزرگترین راننده‌های فرمول یک تاریخ است. فیلم «سنا» همان ساختاری را دارد که کاپادیا در ساخت مستند «دیه‌گو مارادونا» هم استفاده کرد. یعنی کل فیلم و روایتش برمبنای تصاویر آرشیوی از حضور سنا در پیست مسابقه و مصاحبه‌ها و فیلم‌های خانوادگی شکل می‌گیرد و با چنان تدوین ماهرانه‌ای تصاویر تقطیع شده‌اند و مصالح صوتی روی آن‌ها قرار گرفته است که گمان می‌بريد کاپادیا شخصا این داستان را آن‌طور که خواسته نوشته و کارگردانی کرده است.

سنا در آمریکای جنوبی خانواده‌ مرفهی داشت اما به‌‌هر‌حال آمدن به اروپا و موفقیت در مسابقات فرمول یک اتفاق بزرگی برای خودش و کشورش محسوب می‌شد. همان‌طور که مارادونا وقتی از یک خانواده‌ معمولی آرژانتینی به ناپولی رسید و تیم را قهرمان باشگاه‌های ایتالیا کرد یک اتفاق بزرگ افتاد. جدا از فراز و فرودها و جذابیت‌های زندگی دو قهرمان بزرگ ورزشی یکی در حوزه‌ اتومبیلرانی و دیگری در فوتبال به‌نظرم مستندهای کاپادیا از این جهت هم جالب توجه هستند که متوجه می‌شوید تا چه حد ورزش و سیاست در‌هم‌تنیده شده‌اند.

سنا سال ۱۹۸۸ به تیم مک‌لارن می‌پیوندد. اولین تیم درست و حسابی که عضوش می‌شود و می‌تواند قهرمانی را با ماشین‌های آن‌ها تجربه کند اما در مک‌لارن آلن پراست فرانسوی هم‌تیمی و البته رقیبش است. اتفاق غم‌انگیز در ژاپن رخ می‌دهد. بالستر رئیس فدراسیون اتومبیلرانی هموطن پراست است. آن‌ها رابطه‌ خوبی با هم دارند. در مسابقات بزرگ ژاپن داخل پیست درگیری بین ماشین پراست و ماشین سنا رخ می‌دهد و دو ماشین از مسیر پیست خارج می‌شوند.

پراست از مسابقه کنار می‌کشد اما سنا اصرار می‌کند و به مسیر برمی‌گردد و نفر اول می‌شود. در حالی که سنا خوشحالی می‌کند و تصورش بر این است که قهرمان شده، شورایی تحت‌نظر بالستر تشکیل می‌شود که حرکت سنا در ورود به مسیر را خطا می‌دانند و عنوان قهرمانی را از او می‌گیرند و برای مدتی محرومش می‌کنند. اتفاقی که در مسابقات فرمول یک سال بعد مورد اعتراض بقیه‌ رانندگان قرار می‌گیرد و بالستر را متهم می‌کنند که از قدرتش اضافه بر حد مجاز استفاده می‌کند.

از آن طرف مستند دیگر کاپادیا یعنی «دیه‌گو مارادونا» را در نظر بگیرید. طبق آنچه در فیلم کاپادیا می‌بینیم بخش زیادی از ماجرای اعتیاد مارادونا به کوکائین و دستگیری او در فرودگاه و پیامدهایش که اسطوره را از عرش به فرش می‌اندازد مربوط به مافیای قدرتمند ناپولی است. درنتیجه اگر شما ورزشکاری از کشورهای آمریکای جنوبی یا جهان سوم باشید باز هم دست سیاست در سرنوشت‌تان دخیل است.

دو: درباره‌ داستان خیانت یهودا به حضرت مسیح در دهه‌‌ 70 اپرای راکی توسط اندرو لوید وبر آهنگساز تئاتر موزیکال ساخته شد. اثری که در فرهنگ عامه‌ غربی بسیار مشهور و تاثیرگذار است و البته در زمان خودش توسط آهنگسازهای راک به آن تاخته شد. اپرای راک به‌نظر کاری عامه‌پسند می‌آمد که با آنارشی آن زمان خوانندگان راک همخوان نبود. الان ولی اگر آن را بشنوید اثر هنری فاخری است.

ضمن اینکه یکی از آهنگسازان قبل از انقلاب هم قطعه‌ معروفی را عین به عین از روی آن کپی کرد که خیلی هم موفق از کار درآمد. می‌خواهم بگویم گاهی شرایط اجتماعی و سیاسی حتی روی آثار هنری هم تاثیر می‌گذارد. آثاری بیش از حد تحویل گرفته می‌شوند و آثار دیگری را نادیده می‌گیرند. در نهایت لااقل هنر این شانس را دارد که مثل ورزش مربوط به لحظه نیست و گذر زمان می‌تواند اثر هنری را از فراموشی و اعمال نفوذها نجات دهد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.