روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | میتوانیم امروز به چند مفهوم فکر کنیم: تقلا: تلاش و کوششی که برای زنده ماندن انجام میدهیم؛ حرکت در جهت تأمین نیازهای اولیه و طبیعی انسان، آنجا که مجبوریم زنده بمانیم. از تأمین معاش تا یافتن سرپناه.
اثر: آن چیزی که فراتر از تأمین نیازهای اولیه، کسی از خود به جای میگذارد؛ امری برخاسته از ذوق فردی در ساحت خصوصی. اثر میتواند محصول هنری باشد یا یک قطعه شعر یا یک صنعت تجربی.
کنش: امری است که انسان آن را در غایت آزادی، در حوزه سیاسی و با تأثیرگذاری اجتماعی انجام میدهد. اینجاست که انسان هویت خود را مییابد و در جهان کنشمند حرکت میکند.اگر به این تقسیمبندی هانا آرنت که آن را در سال پنجاهوهشت در کتاب «وضع بشر» منتشر کرده دقت کنیم، مردم ما امروز در کدام وضعیت مفهومی بالا قرار میگیرند؟ احتمالاً و متأسفانه بخشی از جامعه در وضعیت تقلا هستند.
با این مبنا، دیگر انتظار کنش سیاسی، از ایشان کم میشود و اساساً امر سیاسی از بین میرود و آنچه باقی میماند واکنش سیاستزده و اعتراضی است. جامعهای که در مرحله زحمت است، فشار روانی حداکثری را تجربه میکند و تلاشهایش برای اصلاح فایده نکرده، دیگر جامعه منطق کنش نیست، بلکه برای بقا و تأمین نیازهای اولیهاش به نزاع میپردازد و دیگری را رقیب معیشت و نه رفیق مسیر میپندارد. در این شرایط کنش منطقی سیاسی، ممکن و مورد انتظار نیست، زیرا «آزادی» ذیل «جبر» و «ضرورت» تأمین نیازهای اولیه، کور و معنایش مستحیل میشود.
بهاینترتیب وضع سیاسی به وضع سیاستزده و دوگانههای تند اجتماعی تقلیل مییابد؛ به تکرار مدام ما و دیگری در هر طبقهای. آنجاست که هر چیزی برای ما خوب است و برای دیگری بد و بالعکس، و این یعنی زنگ خطر!آرنت درماندن در نیازهای اولیه اعم از آزادی و معیشت را موجب غفلت از تأثیرگذاری و بعدتر کنشمندی قلمداد میکند که باعث ازبینرفتن منطق گفتوگو، رفتار سیاسی و حرکت رو به صعود خواهد شد.
ما در شرایط کنونی و جنگ روایتها، باید جستوجو کنیم و بیابیم که چه کسی فریبکاری میکند. زیرا جامعه در تقلا، آماده فریبخوردن در جهت رویای گشایش است. وظیفه امروز هر دلسوزی این است که مدام فریبها را فریاد بزند. ما در حال تغییریم و برای این تغییر باید واکاوی درستی از وضع موجود و آتی انجام دهیم و کنشگر باشیم زیرا تقلیل امر سیاسی به امر سیاستزده، میتواند به تاریکی آینده بینجامد.
یادمان باشد که گرچه در سختی و تقلا زندگی میکنیم، اما مسئول و پاسخگوی تصمیم خودمان خواهیم بود. آنچه امروز وجود دارد یک جنگ تمامعیار در توئیتر و اینستاگرام فیلترشده است که تأثیراتش را در وضع عمومی جامعه میگذارد. ما امروز با دشمنی مواجهیم که اگرچه در وضعیت «تقلا»ی مردم ایران مقصر است، اما او را از «کنش» حقیقی باز میدارد تا جنگ را در ایران تغییر دهد.
با هر تفکری امروز باید کمی تأمل کنیم و ببینیم که در این جنگ پیچیده روایتی، چه کسی به فکر ایران است؟ چه کسی اثر میگذارد یا به کنش میپردازد؟ ما امروز به کسانی نیاز داریم که نشان دهند مطلقاً رسانههایی که پشتوانه دشمنی دارند، حتماً مرجع روایتگری نیستند. ما نیاز داریم به رسانههای خودمان آزادی بدهیم تا کنشگری کنند.
ما نیاز داریم وضعیت معیشتی را بهبود ببخشیم که شرایط روانی بخشی از جامعه تسکین یابد و از تقلا و تنازع برای بقا خارج شود تا منطق به جانش بنشیند. ما نیاز داریم گفتوگو کنیم بدون پیشفرضهایمان و بدانیم دشمنی با ایران در آشکارترین وضع خود است و این دشمنی نه با جمهوری اسلامی که با ایران است. رسانه آنها با القای «کار خودشونه»، با تشکیک در هر ماجرایی، با مقصر نشاندادن دولت و دروغگو خطاب کردن رسانه رسمی، روایتها را به نفع خودشان مسیر داده تا التهاب تداوم پیدا کند.
با همین روایتها آثار زیادی، خلق و تحمیل انزوا را بیشتر کردند. آنها میخواهند ایران را تحت شدیدترین فشارها بگذارند. حالا هم که درباره جنگ حرف میزنند. دشمن بیرونی تکلیفش روشن است. اما دشمنی درونی را چه کنیم؟ آنجا که وضعیت تقلا، به قطبیدگی، بیمنطقی و تنازع مدام در فضای اجتماعی میانجامد، به حرکات اشتباه و رفتارهای غیرمسئولانه. امروز باید جنگ با دشمن بیرونی را جدی گرفت و دشمنی با هموطن را به گفتوگو تبدیل کرد.
ما نیاز داریم اگرچه در وضعیت تقلا هستیم، اما به سمت اثرگذاری و کنشگری واقعی حرکت کنیم تا از این گردنه عبور کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری در هر موقعیتی که هستیم باید فکر کنیم، از تقلا دست بکشیم و با تمام سختی بیندیشیم تا کنشگری منطقی داشته باشیم. امروز وقت تلاش برای ایران است.

