روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| ‌اگر تا پیش از این با مثلث آتش آشنا بودید حالا نوبت آن رسیده تا با چیزی به‌نام مثلث موفقیت روبه‌رو شوید. باور کنید یا نه برای رسیدن به موفقیت باید از موانع بسیاری گذشت و نکات بسیاری را در نظر گرفت. اینکه یک نفر یا يك گروه به موفقیت می‌رسند لزوما به معنی انجام دادن کاری درست در زمان درست نیست. هر آن چیزی که تعریف موفقیت درباره آن صدق می‌کند تشکیل شده از سه ضلع، تلاش، تجربه و شانس.

شاید مواردی استثنا در این راستا نمایان شوند اما واقعیت ماجرا این است که برای رسیدن به موفقیت در شرایط عادی شما به هر سه ضلع تشکیل‌دهنده آن نیاز دارید. اگر موفقیت را در فوتبال تعریف کنیم، اکثر نمونه‌های برجسته همگی از تمامی مزایای این سه ضلع بهره برده‌اند. بگذارید موضوع را با یک مثال ساده روشن کنیم. یوونتوس این روزها شاید یکی از بدترین تیم‌های اروپا باشد. تیمی بی‌برنامه، بی‌تجربه، به‌هم‌ریخته و خواب‌آور که می‌تواند هر آدم زنده‌ای را در کمتر از چند دقیقه از شدت کسل‌کنندگی بیهوش کند.

اگر به‌دنبال دلایل این افول فاجعه‌بار هستید باید به سراغ مثلث موفقیت برویم. بانوی پیر برای 9 سال در فوتبال ایتالیا حکمرانی کرد و طی این مدت دو بار هم موفق شد فینال لیگ قهرمانان را تجربه کند. این موفقیت طولانی مدت و یک دهه‌ای بی‌دلیل نبود و در تمامی زوایای آن می‌توان اثرات سه ضلع موفقیت را دید.

بخش عمده‌ای از این دوران مدیون سه چهره اصلی خط دفاعی این تیم بود. بازیکن‌هایی که با همین ترکیب در تیم ملی ایتالیا هم حضور داشتند و چند باری طعم موفقیت را چشیدند. هرچند بوفون در پشت این سه نفر نقش کلیدی داشت اما اگر به شکل دقیق مثلث خط دفاعی یووه را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می‌شویم که به شکلی جالب توجه شامل تلاش، تجربه و شانس می‌شود.

آندرا بارزالی که فوتبال حرفه‌ای خود را با قهرمانی جام جهانی 2006 به‌عنوان یک ذخیره شروع کرد، نمادی از تجربه در خط دفاعی بانوی پیر بود. بازیکنی که تجربه بازی در لیگ‌های متفاوت را کسب کرده بود و پخته به یووه اضافه شد تا ترکیبی جالب توجه را شکل دهد. دیگر چهره این موفقیت طولانی مدت، جورجو کیه‌لینی بود.

نمادی از غیرت و تعصب که این روزها جای خالی‌اش به شکل قابل‌توجهی در ترکیب بیانکونری احساس می‌شود. کافی‌ است نگاهی به کارنامه جورجو کنید تا ببینید که تعدادی از مهم‌ترین لحظات حرفه‌ای این بازیکن با سر بانداژ شده و صورتی خونین شکل گرفته. کیه‌لینی با وجود سن بالا هیچ‌وقت دست از تلاش بر‌نمی‌داشت، بدون‌شک قهرمانی آتزوری در یورو مدیون تلاش بی‌پایان اوست. در نهایت نباید بونوچی را فراموش کنیم. لئوناردو بونوچی خوش‌شانس‌ترین بازیکن دوران طلایی یووه بود.

بازیکنی که به تنهایی شاید در سطحی متوسط قرار گیرد اما با چاشنی شانس این فرصت را به دست آورد که در میان دو تا از بهترین دفاع‌های آن دوران اروپا قرار گیرد. او برای یک سال به میلان رفت و مشخص شد که به تنهایی هیچ‌چیز برای ارائه ندارد. بازگشتش به یووه با موفقیت همراه بود اما حالا که دیگر خبری از بارزالی نيست و دوست قدیمی‌اش به آمریکا سفر کرده باز هم مشخص شد که بونوچی نه توان رهبری تیم را دارد و نه از دید فنی عملکردی قابل توجه را به نمایش در‌می‌آورد.

شانس به تنهایی برای او کارساز نیست و زمانی که تلاش و تجربه را حذف شده از معادله می‌بینیم، متوجه می‌شویم که کجای کار اشتباه است. انتظارات از او که حالا تبدیل به کاپیتان یووه شده، زیاد است اما به‌نظر می‌رسد که لئوناردو بیش از اینکه یک مثلث موفقیت باشد، نقطه‌ای است در میان دایره‌ای تو خالی. دایره‌ای که مکس الگری نقش کلیدی در شکل‌گیری آن داشته و به نظر نمی‌رسد راه چاره‌ای برای خروج از آن داشته باشد.

تیمی که الگری طی دو بازه حضورش شکل داده از آن باتلاق‌هایی است که هر بازیکن و مربی را در خود غرق می‌کند. ماریتزیو ساری که یکی از بهترین و روان‌ترین فوتبال‌های اروپا را در ناپل به نمایش می‌گذاشت، بعد از ترک بانوی پیر در جمله معروفي گفته بود، این تیم تاکتیک‌پذیر نیست و باید تمامی اجزای آن را تغییر داد. تیمی که هیچ ضلعی از مثلث موفقیت را در اختیار ندارد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.