روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | دو روز پیش اطلاعات 14 آبان 1357 را برایتان نقل کردم. صفحهای پر از خشونت و گزارش تظاهرات بهخصوص وقایعی که در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران گذشت. و تقاضای روحانیت براي اعلام عزای عمومی. در 13 آبان 57 که حضور دانشآموزان برای چهارمین روز پیاپی در دانشگاه تهران و ترکیبشان با دانشجویان بالاخره با واکنش تند نیروهای گارد روبهرو شد و در ماجرایی که از ساعت 11 تا 6 شب به طول انجامید دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران محاصره شده بودند و در نهایت چندین نفر قربانی این ماجرا شدند.
رقمها بین سه تا 65 نفر متغیر بود و خبرگزاريهای آمریکایی آن را 10 نفر اعلام کردند. در همین زمان پخش یک گزارش تلویزیونی از حضور گاردیها در دانشگاه تهران موقعیت دولت شریف امامی را به مخاطره انداخت و با استعفای وزیر علوم در اعتراض به این اتفاق، دولت شریف امامی هم سقوط کرد و دولت نظامی ازهاری به سر کار آمد. شریف امامي 5 شهریور ماه جانشین دولت آموزگار شده بود. دولت آموزگار مستاصل در مقابل امواج اولیه انقلاب و بهخصوص حادثه مشکوک سینما رکس توان تحمل خود را از دست داد و شریف امامی آمد.
تکنوکرات سنتی که بلافاصله شروع به اعمال برخی اصلاحات کرد. مثل محدودیت شوهای تلویزیونی رقص وآواز در تلویزیون، برگرداندن تاریخ رسمی به هجری شمسی و محدودیت در برنامه کابارهها، بزرگداشت اعیاد و ایام عزای مذهبی و سانسور فیلمهای سکسی در سینماها. شریف امامی میزان سانسور در مطبوعات را نیز بسیار کاهش داد و موج دستگیری و بازداشت سرمایهدارهای رانتی و ماموران بدنام ساواکی را نیز شروع کرد.
در دوره اوست که هژبر یزدانی و علی محمد خرم به زندان میروند و پروندههایی علیه ارتشبد نصیری و پرویز ثابتی نیز به جریان میافتند. در دوره صدارت اوست که حادثه هفده شهریور رخ میدهد و همین طور ماجرای تظاهرات روز عید فطر و البته تلاش برای به میان آوردن چهرههای ملی گرای جبهه ملی به عنوان واسطه مذاکره با آیتالله خمینی.
باز کردن فضای مطبوعات موجب خشم نظامیان شده بود که تیترهای کیهان و اطلاعات را نفت روی آتش مبارزات میدانستند و بالاخره پخش یک گزارش خبری گزنده در شامگاه سیزده آبان از حوادث آن روز دانشگاه تهران خشم دربار و محافل نظامی را برانگیخت و شریف امامی استعفا داد. با رفتن شریف امامی و دولتی که فقط 70 روز به طول انجامیده بود، غلامحسین ازهاری به نخست وزیری میرسد و سانسور با تمام قوا به رسانهها بر میگردد.
فرماندار نظامی تهران بلافاصله مدرسهها و دانشگاهها را در تهران و حومه تا بیست و یکم آبان تعطیل اعلام کرد.اعتصاب به درون رادیو وتلویزیون هم کشیده میشود. در همین 15 آبان است که محمدرضا متزلزل از سیر حوادث با لحنی آشفته و ناتوان نطق رادیویی خود را که از روی نوشتهای به قلم رضا قطبی و سید حسین نصر بود میخواند. با همان جمله مشهور ملت ایران، صدای شما را شنیدم. ندای انقلاب شما را شنیدم متعهد میشوم خطاهای گذشته از هر جهت جبران شود.
نامهای که با سفارش فرح دیبا تهیه شده بود و با مدیریت او درست در لحظاتی در اختیار محمدرضا قرار داده شد که او وقت اصلاح و اعتراض به آن را نداشت. نامهای که نتیجهاش تشدید موج انقلاب بود. 16 آبان آیتالله خمینی پیامی در سوگ شهدای سیزده آبان صادر کرد. در همین روز در ادامه سیاست قربانی کردن چهرههای شاخص، به دستور ازهاری، نعمت نصیری و داریوش همایون و منوچهر آزمون به زندان میافتند. آزمون تا همین یک هفته قبل در پست وزیر مشاور در امور اجرایی حضور داشت.
مهمترین نتیجه حضور حکومت نظامیان، اعتصاب دو ماهه مطبوعات ایران است. از 14 آبان 1357 تا 22 دی ماه 1357. در واقع در طول نخست وزیری ازهاری این اعتصاب ادامه داشت و چندروز پس از سقوط کابینه ازهاری و شروع نخست وزیری بختیار، مطبوعات دوباره به فعالیت میپردازند و دست تقدیر تنها 4 روز بعد تیتر تاریخی شاه رفت را به آنها هدیه میکند. اینها را برایتان نوشتم که ستون 44 سال پیش در این روزها با استناد به روزنامه اطلاعات آن دوران با توقف روبهرو میشود چرا که روزنامهها وارد یک دوره اعتصاب طولانی شدهاند و عجب تصمیم اشتباهی!
آنها به عنوان ثبت کننده مهمترین حوادث تاریخ معاصر ایران چنان در خلسه انقلاب فرو رفتند که وظیفه اصلیشان را فراموش کردند و اعتصاب کردند و اسناد معتبر و گویایی را که میتوانستند برای آیندگان بر جای بگذارند از ما دریغ کردند. به هرحال این ستون کمی با وقفه و یا حداقل مانع روبهرو میشود. ببینیم میتوانیم مشکلات را برطرف کنیم و روایت آن سالها را ادامه بدهیم یا نه !

