روزنامه هفت صببح، آرش خوشخو | این عکس ثبت یک اتفاق نیست این عکس خود یک اتفاق است. از معدود وقایعی در تاریخ معاصر ایران که یک عکس موجب خیزش عمومی می‌شود. بگذارید داستانش را سریع و فشرده برایتان تعریف کنم. مسئله قند در کشور ما از قدیم وجود داشته است. در کشور ما به خاطر وفور استفاده از چای و همین طور استفاده مفرط دسرهای محبوب ایرانی‌ها مثل شله زرد و کاچی و حلیم و باقلوا و همین طور انواع و اقسام شربت و مربا‌، قند به یک کالای استراتژیک برای عموم مردم بدل شده بود.

کانال اصلی واردات قند هم از سمت روسیه بود. اواخر دوره قاجار بلژیکی‌ها بنای یک کارخانه قند را در جنوب شرقی تهران بنا کردند اما این کارخانه تا بهره‌دهی خیلی کار داشت و اصل ماجرا بر واردات قند بود. در همین اثنا و در ادامه نفوذ بلژیکی‌ها‌، جوزف نوز متخصص گمرک و مالیات بلژیکی، به دعوت دولت ایران به تهران آمد تا در برقراری نظام گمرکی و مالیاتی به دولت کمک کند.

داریم از سال‌های اول حکومت مظفرالدین شاه حرف می‌زنیم. نوز در سن 50 سالگی به تهران می‌آید. در همین سال یعنی 1278 مظفرالدین شاه به همراه صدراعظم مستبدش یعنی عین‌الدوله رفت تا مثل پدر مرحومش گشت و گذاری طولانی در اروپا را تجربه کند. عین‌الدوله قبل از سفر مستر نوز را مسئول کل گمرکات ایران کرد.

نوز از همان ابتدا به رغم مهارتش در مسئله گمرکات با دو قشر کلیدی در ایران به مجادله برخاست. سختگیری‌ها و تعرفه‌های غیر مترقبه برای بازرگان‌ها و بازاری‌ها و همین طور دشمنی آشکار با روحانیت و دین. او حتی ابایی نداشت که در وسط بازار و برای کم قدر نشان دادن احکام دینی شراب بخورد. به این ترتیب نوز به عنصری منفور در میان بازاریان و روحانیون تبدیل شد‌. به‌خصوص که به تدریج گروهی دیگر از همکاران بلژیکی خود را نیز به ایران آورد و مصدر کار قرار داد.

به هرحال نوز طی سه سال عواید گمرکات ایران را سه برابر کرد که توفیق بزرگی بود و‌لی بعدها گزارشاتی از اعمال نفوذ او در منازعات بین‌المللی ایران با عثمانی و روسیه به دست آمد که حاکی از دریافت رشوه از حاکمان این کشورها بوده است‌. از سوی دیگر او به شکل ابلهانه‌ای قدرت بازار و روحانیت را دستکم گرفته بود. درسال 1283 با بالا گرفتن جنگ روسیه و ژاپن واردات قند به ایران دچار مشکل می‌شود. در همین اثنا حاکم تهران برای زهرچشم گرفتن از بازاریان تهران به خاطر گران شدن قند، گروهی از بازاری‌ها را فلک و در ملأ عام تحقیر می‌کند.

درست در همین زمان نوز که همچنان در حال نقره داغ کردن بازاری‌های ایران به لحاظ تعرفه و مالیات بود، از موضعی بسیار بالا بالماسکه‌ای را در باغ شخصی‌اش راه می‌اندازد و با پوشیدن لباس روحانیت و همراه با همکار خود پرین‌،‌ این عکس جنجالی را ثبت می‌کند. این عکس ابتدا به دست میرزا مصطفی آشتیانی می‌رسد و سپس تکثیر می‌شود و در دسترس عموم مردم قرار می‌گیرد‌. حالا و در یک زمان روحانیت و بازاریان به خشم آمده بودند و این یعنی موتور محرکه خشم عمومی در میان عامه مردم.

واکنش شدید بود‌. آیت‌الله بهبهانی در همین سال 1284 در خانه خویش به منبر رفت و از وضع گمرک و قوانینی که نوز برای دریافت عوارضی مقرر داشته، آزار مسلمانان در مرزها و استخدام یهودیان به جای مسلمانان در گمرک انتقاد کرد. او همچنین در سخنرانی به عکس اشاره کرد و گفت که نوز «مسلمانان را به استهزاء گرفته» و «کمر اسلام را شکسته». بی‌اعتنایی حاکم تهران یعنی علا‌الدوله موجب شد تا روحانیت و بازار نقشه یک اعتصاب عمومی را طرح کنند که به بست نشینی بزرگ در شاه عبدالعظیم انجامید.

و این آغاز قطعی انقلاب مشروطه در ایران بود. می‌بینید‌؟‌ یک عکس می‌تواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. همین عکسی که می‌بینید. نوز در سال 1286 از ایران رفت و به بازرگانی در منطقه خاورمیانه پرداخت و همچنان در نقش مشاور امین دولت روسیه در تقابل با انگلیسی‌ها ایفای نقش می‌کرد. زندگی جوزف نوز در سال 1299 مطابق با 1920 میلادی و در سن 71 سالگی به پایان رسید در حالیکه در اواخر عمر به خاطر دوبار ورشکستگی شرایط مالی چندان مناسبی نداشت.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.