روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | حتی وفادارترین تحسین‌کنندگان رضا‌شاه هم در مقابل پارانویای او در کشتن یاران و دوستانش پاسخی ندارند. این پارانویا تنها در دربارهای ساسانیان و اشکانیان سابقه تاریخی داشت. مشخص نیست که چرا رضاخان در اوج دوران قدرت خود این‌گونه از همه‌چیز و همه‌کس احساس خطر می‌کرده است. شاید تنها همتاي او استالین باشد که مثل رضاخان نزدیک‌ترین دوستان و یارانش را با دلایل واهی به قتل رساند. هرگز در تاریخ معاصر ایران، ‌حکومت دیکتاتوری در این ابعاد سابقه نداشته است.

همان‌طور که در شماره قبل گفتم به‌نظرم ورود رضاخان به صحنه سیاست موجب وزیدن نسیم مدرنیته در ایران شد و نهادهایی مثل راه‌آهن و دانشگاه و رادیو و سینما، ‌به جامعه خواب‌زده و معصوم ایرانی هجوم برد اما این را نباید فراموش کرد که رضاخان بی‌دریغ به قتل می‌رساند. تیمورتاش متولد 1260 بود و از خانواده‌ای زمین‌دار که در سن‌پترزبورگ تحصیلات نظام کرده بود، بر زبان روسی مسلط بود و همیشه این گرایش پنهان و آشکار را به روس‌ها داشت و ضدیت با انگلیسی‌ها.

حتی یک‌بار هم به‌خاطر ابراز این مسئله توسط سید‌ضیا به زندان افتاد. نصرت‌الدوله فیروز متولد 1264 و از خانواده فرمانفرمائیان بود و تحصیلات علوم سیاسی در پاریس داشت. میرزا علی‌اکبر داور هم متولد 1264 بود و تحصیلاتش را در رشته حقوق در سوئيس گذرانده بود. باز هم هست؛ جعفرقلی‌خان پسر سردار اسعد بختیاری که متولد 1258 بود و او هم دوره‌ای از زندگی را در فرانسه پشت‌سر گذاشته بود. محمد‌علی فروغی هم متولد 1256 بود.

این 5 نفر نزدیک‌ترین یاران رضاخان بودند. تیمورتاش مدت‌ها وزیر دربار بود، ‌نصرت‌الدوله فیروز وزیر مالیه، ‌علی‌اکبر داور وزیر عدلیه،دوره‌ای هم وزیر مالیه ‌جعفر قلی‌خان وزیر جنگ و محمد‌علی فروغی هم در دوره‌ای نخست‌وزیر بود. اما شاه دچار پارانویا بود و کوچک‌ترین بدبینی و بددلی را با فرمان قتل پاسخ می‌داد. ابتدا در سال 1308 نصرت‌الدوله فیروز به دلایلی عجیب از سوی رضا‌شاه عزل و بلافاصله به زندان افتاد. او که 4 سال وزیر مالیه بود و در توطئه اخراج میلسپو و یارانش از بخش مالی حکومت مشارکت داشت هرگز نفهمید چگونه و در میانه یک جشن دولتی کارش به زندان کشیده شد.

می‌گویند رضا‌خان اصرار داشته که قبل از بازگشت دوست صمیمی فیروز از سفر به اروپا یعنی میرزا علی‌اکبر داور، ‌تکلیف محاکمه فیروز مشخص شود. فیروز هشت سال در زندان‌های مختلف حبس بود و بالاخره در نوعی از توطئه قتل که دوره رضاخان زیاد اتفاق می‌افتاد به سمنان تبعید شد و آنجا در یک خانه به قتل رسید. در 62 سالگی.

تیمورتاش نفر قدرتمند دولت که به‌خاطر چهره کاریزماتیکش به‌شدت مورد توجه رسانه‌های خارجی بود و از او به‌عنوان مرد مقتدر پشت صحنه یاد می‌کردند،‌ در ظن جاسوسی برای روس‌ها در ماجرای تمدید یا الغای معاهده نفت دارسی برکنار شد و به زندان افتاد و چند ماه بعد درسال 1312 و در حبس توسط دکتر احمدی به قتل رسید. در 52 سالگی.

جعفر قلی‌خان در حالی‌که چندین سال بود منصب وزارت جنگ را بر عهده داشت و از نزدیک‌ترین چهره‌ها به رضا‌خان محسوب می‌شد در سال 1312 در سفر رضاخان به بابل با دلایلی عجیب و به ظن توطئه در ایل بختیاری علیه شاه، ‌دستگیر و چهار ماه بعد در زندان قصر توسط دکتر احمدی کشته شد. محمد‌علی فروغی در سال‌های 1311 تا 1314 نخست وزیر رضا شاه بود. در دوران او و سکوت او بود که تیمورتاش و جعفرقلی‌خان اعدام شده بودند و می‌شد میزان وحشت فروغی را در آن دوران درک کرد.

در این میان سرپیچی نایب‌رئیس آستان قدس رضوی که پدر دامادهای فروغی بود از اجرای حکم اجباری شدن کلاه شاپو در سال 1314، ‌رضا‌خان را آن‌قدر عصبانی کرد که فرد متمرد را در یک دادگاه صحرایی محاکمه و اعدام کردند. ادامه این ماجرا به واقعه مسجد گوهرشاد ختم شد. فروغی در لبه اعدام قرار داشت و خودش هم می‌دانست اما در اقبال بلندش تنها به استعفا و تبعید محکوم شد و توانست از این مهلکه جان سالم به‌در ببرد. شاید جایگاه علمی‌اش موجب این فرار مرگبار شده بود.

و بالاخره میرزا علی‌اکبر داور که شخصیتی علمی در عرصه حقوق سیاسی محسوب می‌شد، در منصب وزارت عدلیه قرار داشت. اگر تیمورتاش به داشتن سمپاتی نسبت به روس‌ها متهم بود، ‌داور یکی از طرفداران رابطه با آمریکایی‌ها و آلمانی‌ها بود. اما او هم طاقت نیاورد. در رفتن و کشته شدن یک به یک یارانش مرگ را در یک قدمی خود می‌دید.

و دست آخر در جلسه‌ای که به شکل علنی از سوی رضاشاه تحقیر شد و حتی به روایتی کتک خورد، به خانه برگشت و به شکل مظلومانه‌ای خودش را کشت. این اتفاق در سال 1315 رخ داد. سیاهه عجیبی است از توهمات ترسناک مرد خطرناک. این‌ها تازه به‌جز قربانیان بی‌شمارش از اردوگاه مخالفان و ناراضیان است. این نیمه سیاه زندگی سیاسی رضاخان است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.