روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 1327 سال عجیبی در تاریخ سیاسی ایران است. یا حداقل سالی است که زنجیره بیپایانی از اتفاقات سیاسی و مذهبی در ایران شکل میگیرند که بازتابهایش تا سال 32 و به روایتی تا سال 57 و حتی شاید تا زندگی امروز ما در ایران تاثیر داشته است. چند موردش را قبل از این نوشته بودیم. مثل ترور محمدرضا یا طلاق او از فوزیه. اما مهمترین اتفاق ابتدای این سال به قدرت رسیدن عبدالحسین هژیر تکنوکرات سیاس و البته تحصیلکرده 46 ساله بود که به چند زبان زنده دنیا میتوانست تکلم کند و بنویسد.
بزرگترین حامی او اشرف بود که درآن دوران زنی خطرناک و 29 ساله بود. این بهانهای شد برای یکی دیگر از رویاروییهای جدی روحانیت با دولت. میتینگی که آیتالله کاشانی در میدان بهارستان تشکیل داد و سپس چند روز بعد تجمع طلاب جوان طرفدار نواب صفوی که قرآن بر سر داشتند قدرتنمایی کوچکی از طیف روحانیت در مقابل دولت هژیر بود. یکسال قبل هم در میان اصرار حزب توده و همینطور دولت شوروی بر انجام انتخابات مجلس (چرا که قوام تخصیص امتیاز نفت شمال را به مجلس آینده وعده داده بود) آیتالله بروجردی و آیتالله محمد بهبهانی با تمام قوا وارد میدان شده بودند و مخالفت خود را با چنین انتخاباتی اعلام کرده بودند.
در واقع روایت است که مخالفت این دو روحانی متنفذ سنتی با هماهنگی قوام شکل گرفته تا از زیر وعده خود به استالین فرار کند! یک نوع قدرتنمایی که بیشتر در راستای اهداف پنهان دولت ارزیابی میشد. اما تحرکات سال 1327 به بخش سیاسی و رادیکال روحانیت مربوط بود. یعنی نواب صفوی و آیتالله کاشانی. به هرحال هژیر که شرایط را نامساعد میدید در همین سال 1327 برای ترمیم روابط خود با روحانیت، تصمیم گرفت قوانین دوره رضاشاه را تا حدی تغییر دهد.
پس قانونی را به تصویب مجلس رساند که طبق آن مصرف مشروبات الکلی در قم و مشهد و شهرری ممنوع میشد. او سپس قانونی را در مجلس تصویب کرد که طبق آن روزهخواری در ملأعام مستوجب بازداشت و مجازات است. یادمان باشد تهران و چند شهر دیگر تازه از حضور سربازان و افسران انگلیسی و آمریکایی و روسی خالی شده بودند. سربازانی که در هرج و مرج سالهای اشغال، بازار کافهها و میکدهها و روسپیها و مراکز تفریحی لالهزار و دیگر نقاط تهران را حسابی سکه کرده بودند و نوعی تعارض فرهنگی شدید در تهران شکل گرفته بود.
ماجرایی که موجب عصبانیت طلاب جوان و فدائیان اسلام شده بود. در همین سال 1327 است که آیتالله محمد بهبهانی فرزند 74ساله عبدالله بهبهانی بزرگ (که از رهبران مشروطیت بود و توسط عوامل حیدر عمواوغلی کشته شده بود) همراه با چند روحانی بلندمرتبه دیگر بیانیهای صادر کردند که طبق آن تردد بانوان بدون حجاب در سطح شهر حرام اعلام میشد. این ماجرا خود کشمکش دیگری پدید آورد که طبق آن دولت از بهبهانی خواست که فتوای دیگری صادر کند که از حمله مردان به زنان بیحجاب در سطح شهر جلوگیری کند!
در همین سال است که دولت اسرائیل اعلام وجود میکند و روحانیت ایران چه سنتی و چه رادیکال مواضع سرسختانهای علیه این رژیم جدید اتخاذ میکنند و به نوعی بر شور و اشتیاق طیف مذهبی کشور برای مشارکت و تاثیرگذاری در وقایع روز میافزایند. در این میان ترور محمدرضا در سال 1327 فرصتی میشود تا محمدرضا تقاضای تشکیل مجلس موسسان کند تا اختیاراتش به عنوان شاه افزایش پیدا کند.
دوره قوام و گردنکشی علنی این سیاستمدار با تجربه در مقابل محمدرضا آنقدر به او سخت گذشته بود که منتظر بهانهای برای ترمیم جایگاه خود در عرصه سیاسی کشور بود. منکوب کردن همزمان حزب توده، تبعید آیتالله کاشانی و به دست آوردن اختیارات بیشتر مقابل گرگهایی مثل قوام و رزمآرا .
سال 1327 در حالی به پایان خود نزدیک میشد که انگلیسیها هم به دنبال ترمیم مصالح نفتی خود بودند که در تیرماه سال بعد به قانون جنجالی گس گلشاییان بدل شد. سال 1327 سال مهمی در تاریخ سیاسی ایران معاصر بود. آخرین روزهای آرامش در ورود به سالهایی پرتنش و پرهیاهو.

