روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی| پژوهش واژه پراستفاده اما کمتر بهرهبرداری شده در ادبیات روزمره ماست، زیرا آن را در محیطهای بسته و در جبر بوروکراتیک برای پیشرفتهای کمّی قرار دادیم و به لازمه آزادی و رهاییاش، برای رونق و اعتلایش توجه نداشتیم. پژوهش را با الگوبرداری ناقص، به اشکال محدودی فرو کاستهایم که به جهت محتوایی بیش از امکان و توسعه نظریهپردازی، تحلیل، توصیف و گردآوری را شامل شده است.
در چنین شرایطی پژوهش و پژوهشگر چه به جهت جبر محیطی و چه از منظر مطالبه بیرونی، در موقعیت بروز حداقلی قرار میگیرد که توان کثیر و توسعه وافر در آن خشک میشود. در جهان امروز ما، هیچ مفاهمه، تصمیم، تدبیر و نظریهپردازی، بدون پشتوانه پژوهش ممکن نیست. لاجرم هنگام ضعف پژوهش، مفاهمه تضعیف، تدبیر، کور و فقدان نظریهپردازی پدید میآید. بهتناسب، تقلیل آن نیز این امور را حداقلی میکند. همه ما وظیفه داریم تا با التفات و توجه بیشتر جلوی اینگونه تضعیف و تقلیل پژوهیدن را بگیریم.
یکی از راههای ایستادن در برابر این دو آفت جاری، اعتبار بخشیدن به اشکال دیگر پژوهش است، امکان بخشیدن به گونههای نو، در گسترش دانایی و معرفت. ما اگر مدام پژوهش را در قالب سنتی، در الگوی همیشگی و هدفگذاری معمول، محصور کنیم، نباید انتظار رشد نظریهپردازی را داشته باشیم.
باید با خودمان تصمیم بگیریم که هر تلاشی برای رشد دانایی، مطلوب و مقبول است. باید تصمیم بگیریم که از این ساختارهای جبری دستوپاگیر در نگارش و صورتبندی متون، در شمردن کلمات و دستور فصلبندی، از سختگیری غیرلازم به علائم نگارشی و زبانی، کمی عدول کنیم و اجازه پرواز کردن به فکر بدهیم.
پژوهش در شکلها و شرایط جدیدش میتواند با جهان جدید مواجه شود و برای جهان جدید رهاورد دانایی داشته باشد. ازطرفدیگر سینما بهعنوان مهمترین نمود فرهنگی این روزگار و مهمترین میراث فرهنگی برای آیندگان، بیش از هر زمانی به پشتوانههای نظری که استوانههای سقف رفیعش شوند نیاز دارد. سینما بدون پژوهش، سینمای سردرگمی خواهد بود که نه افق روشنی دارد و نه امکان افقگشایی مییابد. سینما باید ریشه در جهان اندیشه داشته باشد و با تکیه بر آن پیش برود، زیرا سینمای مغشوش، به میراث فرهنگی گذرا، فراموششدنی و بیاهمیت بدل خواهد شد.
در تمام این سالها همواره دغدغه ارزشمند ارتباط میان سینما از هر جهت با پژوهش وجود داشته و هرکسی با هر دیدگاه و خاستگاهی بر آن تأکید میورزد. آن چیزی که پژوهش را از سینما دور میکند، مسئلهشناسی پژوهشگران است، چراکه به دلیل فاصله از سینما و محدودیتهای سخت و طاقتفرسایی که مشهود است، امکان یافتن منظر و دید درست از ایشان سلب میشود و آن چیزی که سینما را از پژوهش دور میکند، همان تصلب شکلی و محتوایی موجود در مقوله پژوهش است، همان ساختارها و الگوهایی که خشک و سخت در ذهن پژوهشگران شکل گرفته و طراوت و پویایی موردنیاز برای ارتباط میان پژوهش و سینما را کم و ضعیف کرده است.
سینمای ایران به پشتوانه تلاشهای نظری میتواند به مهمترین فراز از محاکات روزگار ما بدل شود و نمود نامیرای فرهنگ ایران را برای همیشه رقم بزند. جایزه پژوهش سال سینمای ایران، اقدام ارزشمند و بزرگی برای ارج نهادن به تلاشهای پژوهشگران سینما بود که در تمام سالهای پیش از آن کمتر دیده و خوانده میشدند. این جایزه بهانهای است تا به تلاش کسانی که دغدغه سینما را با خامه اندیشه از خاماندیشی دور میکنند، ارج بگذارد و نشان دهد که با همه سختیها و مشقات، هنوز نور اندیشه و قدوم پژوهش راهگشای مسائل و مشکلات خواهد بود.

