روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | به بهمن 1341 رسیدیم در قسمت قبل. روزگاری که محمدرضا با نخست‌وزیری علم و البته با جلب اعتماد آمریکا پروژه اصلاحات ارضی را کلید زد. اما نباید فراموش کرد که فقدان آیت‌الله بروجردی،‌ شانس بزرگ محمدرضا در آغاز این پروژه بود. آیت‌الله بروجردی از سال 1325 و در حالی‌که 71 ساله بود، به‌عنوان بزرگ‌ترین مرجع شیعیان انتخاب شده بود. درگذشت همزمان آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی و آیت‌الله طباطبایی قمی در سال 1325،‌ موجب شده بود تا آیت‌الله بروجردی عنوان مرجع اعلم را به دست بیاورد.

این عالم بزرگ تشیع از چنان اعتباری برخوردار بود که سه روحانی بزرگ قم، ‌یعنی آیت‌الله حجت کوه‌کمره‌ای، ‌آیت‌الله تقی خوانساری و آیت‌الله صدرالدین صدر، شخصا به ملاقات ایشان در شهر ری رفتند و از او خواستند که به قم بیایند و اداره حوزه علمیه را در دست بگیرند. روز ورود آیت‌الله بروجردی به قم به یک مراسم بزرگ پاسداشت مرجعیت بدل شد و عمده‌اي از علمای متنفذ قم با پای پیاده همراه با جمعیتی انبوه از مردم شهر و طلاب، ‌به استقبال آیت‌الله بروجردی حتی از بیرون شهر رفتند.

آیت‌الله بروجردی با چنین میزان مقبولیتی در حوزه علمیه مستقر شد. بسیاری از علمای سرشناس حوزه علمیه کلاس‌های مهم خود را به ایشان واگذار کردند تا میزان ارادت خود را به آیت‌الله بروجردی نشان دهند. در سال‌های 1330 و 1331 هر سه عالم بزرگ قم و یاران اصلی آیت‌الله بروجردی (صدرالدین صدر،‌ حجت کوه‌کمره‌ای و تقی خوانساری) به فاصله چند ماه فوت کردند. با آنکه هر سه نفر جوان‌تر از آیت‌الله بروجردی بودند. به این ترتیب سکان مرجعیت شیعه به شکل کامل در دستان مطمئن آیت‌الله بروجردی قرار گرفت.

در 15‌سال بعد او یکی از مخالفان سرسخت ورود فعالانه روحانیت به عرصه سیاست بود، هرچند هیچ وقت کلامی علیه نهضت ملی شدن نفت بر زبان نراند و نزدیکان خود را نیز منع می‌کرد. روابط تیره او با فدائیان اسلام از ديگر برگ‌های واضح و بدون شائبه تاریخ حوزه علمیه است. تا آنجا که موقع اعدام نواب‌صفوی و به‌رغم اصرار آیت‌الله خمینی، حاضر به پادرمیانی و تماس با دربار نشد.

آیت‌الله بروجردی اما در مقابل حضور بهائیان در سیاست و اقتصاد واکنش‌های بسیار شدیدی را اعمال می‌کردند که حتی به فتواهایی در تحریم پپسی‌کولا و تلویزیون ثابت پاسال هم ختم شد. آیت‌الله بروجردی از مخالفان سرسخت اصلاحات ارضی بود و پیام‌های تهدید‌آمیز ایشان به گوش دربار نیز رسیده بود. لایحه اصلاحات ارضی، اولین بار در دولت شریف امامی تهیه و به مجلس داده شد و در اوایل سال 1339 مورد بحث نمایندگان قرار گرفت.

آیت‌الله بروجردی با این لایحه مخالفت می‌کند و می‌گویند: در یکی از روزها آقای سیدجلال تهرانی به همراه آقای بهبودی و صدرالاشراف و قائم مقام رفیع، خدمت آیت‌الله بروجردی رفتند تا زمینه را مساعد کنند… آیت‌الله بروجردی اما مخالفت کردند. محمدرضا از ماجرا با خبر می‌شود و این تلگرام را خطاب به آیت‌الله بروجردی ارسال می‌کند: «اصلاحات ارضی در ممالک اسلامی هم انجام گرفته است، مانند ترکیه، پاکستان و… مصالح کشور را باید رعایت نمود، نه خواسته عده‌ای مال‌پرست را» آیت‌الله بروجردی با دعوت از آیت‌الله اراکی، ‌آیت‌الله خمینی و آیت‌الله گلپایگانی جلسه‌ای را پیرامون این تلگرام محمدرضا برگزار می‌کند. تند‌ترین موضع را آیت‌الله خمینی اتخاذ می‌کند.

در نهایت آیت‌الله بروجردی برای نشان دادن مخالفت خود با اصلاحات ارضی، محمدرضا پهلوی را به قیام و خارج شدن از ایران تهدید کرد. به گفته علی دوانی، مخالفت علما با اصلاحات ارضی به دلیل تعارض آن با یکی از باب‌های مهم علم فقه به‌نام «شبهه محصوره و شبهه غیرمحصوره» بوده است. زیرا معلوم نبود که کدام یکی از زمین‌ها واقعاً‌ غاصبانه بوده است و کدام‌یک غاصبانه نبوده است.

آیت‌الله بروجردی در سال 1340 فوت کرد. در آخرین روزهای دولت شریف امامی، در 86 سالگی و خبر درگذشتش به یک اتفاق بزرگ خبری در سراسر خاورمیانه بدل شد از عراق تا مصر. صدها هزار نفر در تشییع آیت‌الله بروجردی شرکت کردند. اما داستان اصلی از فردای به خاکسپاری آیت‌الله بروجردی شروع شد.

تشیع که پانزده سال به مرجعیت تام و تمام آیت‌الله بروجردی خو گرفته بود، حالا مرکزیت و مرجعیت خود در عالم تشیع را متزلزل می‌دید. سه چهره در قم برای اعلام مرجعیت مطرح بودند. آیت‌الله گلپایگانی که 62 ساله بود، آیت‌الله خمینی که 59 ساله بودند و آیت‌الله شریعتمداری که 56 ساله بود.

جلسه‌ای با حضور روحانیون قم در منزل مرتضی حائری یزدی تشکیل و تصمیم گرفته شد که نیمی از شهریه پرداختی سید‌حسین بروجردی که مبلغی در حدود ۷۵ هزار تومان بود را سید‌محمدرضا گلپایگانی و نیم دیگر را سید‌محمدکاظم شریعتمداری تقبل کنند. همچنین سید‌شهاب‌الدین مرعشی نجفی نیز مُهرِ نان طلاب را تقبل کرد. از منظر دربار همه این اتفاقات به معنای تضعیف قدرت بازدارنده حوزه علمیه محسوب می‌شد. به این ترتیب پس از کش‌و‌قوس‌های فراوان اصلاحات ارضی در بهمن 1341 کلید خورد. بقیه داستان را فردا خواهم گفت.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.