روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| صحبتهای اخیر دکتر محمد مرندی (مشاور رسانهای تیم ایران در مذاکرات هستهای) نشان میدهد که در تابستان برای طرف ایرانی احیای برجام قریبالوقوع بهنظر میرسید. به گفته آقای مرندی، نشست غیررسمی آقای باقریکنی با خبرنگاران در اواخر مرداد هم در واقع به این خاطر بود که تیم ایرانی میخواست ابتکار عمل درباره انعکاس رسانهای توافق قریبالوقوع را بهدست بگیرد.
اما خب حالا در زمستان قرار داریم و هنوز خبری از احیای برجام نیست. به گفته آقای مرندی متن توافق تقریبا آماده است و اگر مشکل ایران با آژانس حل شود بازگشت به برجام محتمل خواهد بود. اما فعلا حداقل در ظاهر هیچکدام از طرفهای مذاکره رغبتی به بازگشت به توافق هستهای نشان نمیدهند.
ایران نمیخواهد ناآرامیهای اخیر به اهرمی در دست غربیها در مذاکرات پیشرو تبدیل شود و به همین خاطر احتمالا ترجیح میدهد زمانی به میز مذاکرات بازگردد که آرامش بهطور کامل در کشور برقرار شده باشد. آمریکاییها هرچند انتخابات کنگره را که به گفته آقای مرندی بر بازگشت آمریکا به برجام تاثیر منفی داشت پشت سر گذاشتهاند اما احتمالا همچون طرفهای اروپایی نگران فشار افکار عمومی و رسانهای برای بازگشت به برجام هستند و یا حداقل فکر میکنند که میتوانند از این فشار برای چانهزنی در مقابل ایران استفاده کنند.
اما وضعیت امروز احیای برجام نسبت به شرایطی که به امضای برجام منجر شد یک تفاوت بزرگ دارد؛ تفاوتی که کمتر کسی درباره آن حرف میزند. امروز شرکتهای غربی هم شور و اشتیاق هشت سال پیش برای حضور در ایران را ندارند. نقش شرکتها و لابی آنها برای به نتیجه رساندن توافق برجام معمولا کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
تارا شیروانی و سینیشا ووکوویچ در مقالهای در سال ۲۰۱۵ شرح میدهند که لابی شرکتهای اروپایی نقش پررنگی در انعطاف موضع طرفهای غربی در توافق هستهای داشت. آنها بهطور خاص از شرکتهایی مانند زیمنس، دایملر- بنز و بایر بهعنوان شرکتهایی نام میبرند که مشتاق ورود به بازار ایران بودند و به همین خاطر برای به نتیجه رسیدن مذاکرات تلاش کردند.
فهرست شرکتهایی که به برجام بهعنوان فرصتی مهم برای گسترش تجارت خود مینگریستند به همین شرکتهای آلمانی محدود نمیشود و شرکتهای فرانسوی و بهطور خاص خودروسازان فرانسوی را هم در بر میگیرد. شرکتهای اروپایی حوزه انرژی هم برجام را فرصتی نهتنها برای افزایش سهمشان در بازار انرژی بلکه برای تنوعبخشی به منابع تامین انرژی میدیدند. در واقع آن اشتیاقی که پس از برجام و در سرازیر شدن هیاتهای تجاری اروپایی به ایران دیدیم حین مذاکرات هم در به نتیجه رسیدن مذاکرات نقش داشت.
اما حالا چنین اشتیاقی به چشم نمیخورد. خروج آمریکا از برجام و وضع تحریمهای گسترده عملا تجربه حضور در ایران را برای شرکتهای اروپایی به تجربهای ناخوشایند تبدیل کرد و پیچیدگیها و بیاطمینانیهای داخل ایران هم کمکی به جذب سرمایهگذاری خارجی نکرد. از سوی دیگر، همین حالا و حتی اگر همه طرفها به برجام بازگردند هم رابطه ایران با دو اقتصاد بزرگ اروپا (آلمان و فرانسه) طی چند ماه اخیر به حدی سرد شده که بعید است رابطه اقتصادی گرمی میان آنها شکل بگیرد.
در واقع، بهرغم اینکه به گفته آقای مرندی متن توافق آماده است و طرفین در آستانه توافق قرار دارند اما آن اراده نهایی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات هنوز شکل نگرفته و یا حداقل شرکتهای اروپایی دیگر آن انگیزه سابق برای هل دادن طرف غربی به امضای توافق را ندارند.

