روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | برای عبور از حادثه 15 خرداد مجبوریم باز هم به طیب حاجرضایی برگردیم. مرد 52ساله تهرانی که در جوانی دو سه بار پایش به زندان باز شد و حتی چند سالی نیز به بندرعباس تبعید شده بود. او در میدان امینالسلطان به عنوان خریدار درباغی مشهور شده بود که خب همیشه جنجالهای فراوانی را در کار خود داشته است تا اینکه حدود سال ١٣٢٦ طیب توسط حاج خان خداداد، صاحب مغازه شد و بهعنوان یکی از واسطههای میدان میوه و تره بار مشغول به کار شد.
او به عنوان یکه بزن مشهور تهران رد پایش در دو ماجرای 9 اسفند 1331 ( حمله به خانه مصدق) و همینطور کودتای 28 مرداد 1332 کاملا مشهود است و نقشش اگر از شعبان بیمخ بیشتر نباشد کمتر نبود. او در غائله 9 اسفند توسط حکومت مصدق دستگیر شد اما در نهایت در 10 مرداد 1332 همراه با حسین رمضان یخی و احمد عشقی تبرئه شد و شعبان بیمخ یکسال حبس گرفت.
طیب روز 28 مرداد با سفارش و توصیههای آیتالله بهبهانی که رابطه بسیار خوبی با طیب داشت و با ایده مخالفت با تودهایها، به نفع حکومت شاه وارد عمل شد. او رهبر یکی از چهار دسته اشرار جنوب شهر در روز کودتا بود. دسته اول به سرکردگی طاهر و طیب حاج رضایی، دسته دوم به رهبری حسین رمضان یخی، دسته سوم به سرکردگی محمود مسگر و دسته چهارم به رهبری بیوک صابر. بعد از کودتا مدال گرفت و پاداش و مجوز واردات موز. از این به بعد بود که طیب برای خود دم و دستگاهی پیدا کرد.
پولدار شد و همزمان مردمدار. تا آنجا که مراسم وضع حمل فرح در بیمارستانی در جنوب شهر را یک تنه و بدون کمک پلیس سروسامان داد. اما در همین مراسم به سختی با تیمسار نصیری رودررو میشود. نصیری چند ماه بعد بر سر یک چک بیمحل طیب را به زندان میاندازد. با تلاش آیتالله زنجانی و صدرحاج سیدجوادی، طیب از زندان بیرون میآید. در سال 1340 با توصیه آیتالله بهبهانی، طیب همراه با گروهش، «گلستان جاوید» را که گورستان بهاییان، واقع در منطقه مسگرآباد بود، تخریب میکنند.
اینگونه خشم حبیب ثابت به عنوان سرمایهدار بزرگ بهاییان هم علیه طیب برافروخته میشود. در فروردین 1342 در یورش گارد به فیضیه، طیب به همراهی با دربار جواب رد میدهد و حاضر نمیشود گروهش را به قم و برای حمله به طلاب مورد استفاده قرار دهد. سخنرانیهای تند محمدرضا علیه روحانیت در بهار 1342 موجب میشود تا حتی روحانیون سنتی مثل محمد بهبهانی هم موضع ضد دربار بگیرند.
روز 13 خرداد در روز عاشورا در بازار طرفداران آیتالله خمینی، تصمیم به یک راهپیمایی به سوی مسجد دانشگاه تهران میگیرند اما مشکل در این میان، وجود دو دسته سینهزنی بزرگ جنوب شهر بود. یکی به سردمداری طیب و دیگری حسین رمضان یخی که ممکن بود جلوی حرکت تظاهراتکنندگان را بگیرند. با وساطت حاج مهدی عراقی، هم طیب و هم رمضان یخی با تظاهراتکنندگان همراه میشوند و طیب حتی عکس آیتالله خمینی را در جلوی دسته حمل میکند.
یکی از مشاورین دربار یعنی رسول پرویزی سراسیمه با طیب ارتباط برقرار میکند اما طیب بر حمل عکس آیتالله خمینی تاکید میکند. دربار،گروه شعبان جعفری و ناصر حسین خانی مشهور به ناصر جگرکی را تحریک میکند تا با گروه طیب و تظاهراتکنندگان در همان مسجدابوالفتح دربیافتند اما نتیجهای حاصل نمیشود. با این حال حکومت ترجیح میدهد روز عاشورا واکنشی نشان ندهد.
اما دستگیری آیتالله خمینی در نیمه شب عاشورا و انتقالش به تهران موجب میشود تا تظاهرات و دستههای عزاداری چهاردهم و پانزدهم خرداد هم در تهران و بهخصوص جنوب تهران فعال باشند. جمعیت کثیری در قم به اتفاق آقامصطفی خمینی به طرف صحن حضرت معصومه حرکت کردند و با آتش مأموران روبهرو شدند. در تهران نیز تظاهرات از میدان بارفروشها آغاز شد.
به دنبال آغاز تظاهرات از میدان بارفروشها، بازار نیز تعطیل شد. در همین موقع، رئیس پلیس تهران طی تماسی، از طیب خواست تا میدانیها را از تظاهرات بازدارد. اما طیب پاسخ داد که این تظاهرات جنبه مذهبی داشته و وی قادر نیست مردم را کنترل کند. ساختمانهای دولتی، مراکز نظامی و پاسگاهها، اتوبوسهای شرکت واحد، باجههای تلفن و از همه مهمتر باشگاه ورزشی شعبان جعفری، با خشونت تظاهراتکنندگان مواجه شده و آسیب میبینند.
شعبان جعفری بهخاطر وابستگی به دربار و مهمتر از آن بوسیدن دست جینالولو بریجیدا فوق ستاره ایتالیایی که یکیدو ماه قبل در تهران بود به شدت از سوی روحانیون و واعظین مورد لعن و نفرین قرار گرفته بود. هرچه بود تهران روز خونینی را پشت سر میگذارد که به 15 خرداد 1342 مشهور شده است. در روز هجدهم خرداد، طیب حاج رضایی، به عنوان یکی از محرکین اصلی 15خرداد، دستگیر و روانه زندان شد. افراد دیگری نیز از جمله سیدمجتبی طالاری، حاج اسماعیل رضایی، حسین راوندی معروف به حسین خانم و حسن صالحی به همین جرم دستگیر شده یا تحت تعقیب قرار گرفتند.
گزارش دیگری، افرادی را که در تظاهرات ١٥ خرداد با طیب همکاری داشتهاند اینگونه معرفی میکند: «حسین رمضان یخی، حسین برادر مهدی قصاب، مرتضی سرپلکی که ماشین افسر شهربانی توسط این شخص در سه راه سیروس آتش زده شد، ناصر فرهاد لحاف دوز، ناصر کربلا عبدالله، ناصر شریان و اصغر اصفهانی قهوهچی که متظاهرین در قهوهخانه این شخص اجتماع نموده و سپس به وسیله ماشینهای باری بینمره طیب به نقاط مختلف فرستاده میشدند.»
طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی دو چهره مشهور و متدین بازار میوهفروشها در 11 آبان 1342 و بهرغم وساطتهای پرشمار روحانیون اعدام میشوند. بسیاری این حکم شدید را به خاطر پافشاری حبیب ثابت و نعمت نصیری میدانند.

