روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| بچه که بودیم، وقتی در کوچه و خیابان فوتبال بازی میکردیم، همیشه کسی یا کسانی بودند که وقتی بازی باب میلشان پیش نمیرفت، همه چیز را به هم میریختند. اگر گلبزرگ بازی میکردیم و تیمشان عقب میافتاد، یواشکی سنگها را به هم نزدیک میکردند تا دروازهشان کوچکتر شود و گل زدن به آنها سختتر! اگر گلکوچک بازی میکردیم، دروازهبانشان به هر بهانه عمدا دروازه را جابهجا میکرد تا گل نخورد! تیر خلاص را هم معمولا با برداشتن توپ و نیمهکاره رها کردن بازی میزدند! این حرکات در دهه شصت، اوج فوتبال چرک در محلهها بود.
همان سالها و دهه بعدی، زمانی بود که با پدیدهای به اسم فوتبال عربستانی و بعدتر فوتبال بحرینی روبهرو شدیم. تیمهایی که میدانستند در زمین از نظر فنی نمیتوانند با حریف رقابت کنند و رو به کارهای عجیبی میآوردند. بازیکنانشان با حرکات تحریکآمیز و زشت، اعصاب حریف را به هم میریختند و هوادارانشان با آن بلندگوها و صداهای نکره! اگر هم در بازی به نتیجه دلخواهشان میرسیدند، انواع و اقسام روشهای وقتکشی مثل مصدومیتهای ساختگی و تاخیر در شروع بازی را اجرا میکردند.
این پدیده وقتکشی، بدجور به فوتبال باشگاهی ایران سرایت کرد و کمکم علاوه بر روشهای کلاسیک که از کشورهایی مثل عربستان و بحرین آمده بود، همه چیز بهروزتر شد. علاوه بر مصدومیتهای دروغین، فاز جدیدی از وقتکشی و چرکبازی شروع شد و آن استفاده از پتانسیل توپجمعکنها بود که اوج آن در یکی از تیمهای مشهدی بود.
به این صورت که از سوی نیمکت تیم با توپجمعکنها هماهنگ میشد که هر وقت نیاز بود، توپ را با تاخیر زیاد به بازیکنان تیم مهمان برسانند و عجیب اینکه این برنامه با موفقیت کامل اجرا میشد و در روز روشن تکذیب هم میشد! این روزها هم که شاهد انداختن دو توپ همزمان به زمین، ایجاد سروصدا و شلوغبازی روی نیمکت و اعتراض به هر تصمیم داوری برای تاثیر گذاشتن روی سوتها هستیم که بعضی از آنها به عقل شیطان و جن هم نمیرسد!
ما که خودمان ندیدیم اما شنیدهایم که سرمربی یکی از تیمهای لیگ برتری به دستیاران خود گفته اگر نمیتوانید روی نیمکت شلوغ کنید و داور را تحت تاثیر قرار دهید، بروید و روی سکوها بنشینید و بازی را تماشا کنید! از این چرکبازیهای تابلو که بگذریم، یکسری چرکبازیهای نامحسوس هم در فوتبال وجود دارد که خب پررنگترین شکلش باز هم در فوتبال ایران وجود دارد. به عنوان مثال اگر در بازی منچسترسیتی و منیونایتد، رشفورد در مقابل دروازه سیتی مصدوم شود، بازیکنان سیتی توپ را در همان حوالی به بیرون میزنند تا تیم پزشکی وارد زمین شود و بازیکنان یونایتد هم برای جبران فیرپلی توپ را در همان حوالی به سیتیزنها برمیگردانند.
اما در فوتبال ایران، این اتفاق نمیافتد و بازیکن برای جبران محبت حریف، توپ را نه در همان نقطه بلکه در نزدیکی دروازه حریف توپ را به آنها برمیگرداند و در واقع فیرپلی از نوع ناجوانمردانه را اجرا میکند! واقعا این زشتترین و چرکترین نوع بازی جوانمردانه است که در ایران به وفور دیده میشود. جالب اینکه همه هم جوری قیافه میگیرند که انگار کار درستی کردهاند و باید به خاطر این جور فیرپلی، برایشان دست هم زد!
اما چرکبازی فقط در داخل زمین رخ نمیدهد. حتی همیشه هم در مقابل تیم حریف نیست. گاهی اوقات بازیکنان این کارها را علیه باشگاهی که در آن بازی میکنند انجام میدهند. مثلا قرارداد بازیکنی که خیلی ادعای عشق و علاقه دارد، رو به اتمام است و باشگاه تمایل به تمدید قرارداد دارد، اما جناب بازیکن برای بالاتر بردن رقم قرارداد جدید، از هیچ کار غیراخلاقی ابایی ندارد.
همه جور بازارگرمی میکند، توپ را به زمین مدیران میاندازد و وقتی هم که به هدفش میرسد، در اینستاگرام دوباره مدعی عشق و علاقه میشود و لوگوی باشگاه را هم میبوسد! واقعا نفرتانگیزتر از این هم داریم؟ جالب اینجاست که همین بازیکن وقتی با باشگاه به مشکل میخورد و در لیست مازاد قرار میگیرد، از فسخ خودداری میکند و مدعی میشود که آنقدر عاشق باشگاه و هواداران است که حاضر است بازی نکند اما جدا نشود!
چرکبازی فقط وقتکشی نیست. فقط خراب کردن نیست. فقط عوض کردن خطکشی زمین نیست. فقط گلآلود کردن و کوتاه و بلند کردن چمن زمین نیست. ادای بازی جوانمردانه را درآوردن، ادای عاشقها را درآوردن و سوءاستفاده از احساسات هواداران، بدترین نوع چرکبازی است که با دیدن آن باید به احترام فوتبال عربستانی و بحرینی کلاه از سر برداریم!

