روزنامه هفت صبح، حمید رستمی| یک: برای کسی که طرفدار قوهای سپید برنابئو‌ست یکی از چرک‌ترین تیم‌ها، رقیبِ همشهری، آتلتیکو با مربیگری دیگو سیمونه است که تمام طول بازی را کنار خط ایستاده و بازیکنانش را برای جنگی تمام‌عیار تهییج می‌کند، در مقابل دعوایشان ساکت نیست و به هواداری از خروس جنگی‌هایش وارد میدان شده و همیشه جزئی از دعواست. هر تکل‌شان را با تشویقی جانانه همراهی می‌کند و آن راه‌راه‌پوش‌های قرمز و سفید را تبدیل به ماتادورهایی تمام‌وقت کرده که در مستطیل سبز با هیچ‌کس تعارف ندارند و می‌کشند تا زنده بمانند.

تیمی که در دهه ۷۰ میلادی و بعد از جذب چند بازیکن از آمریکای جنوبی به تیم سرخپوست‌ها معروف شدند و دشمنی دیرینه‌شان با سفیدهای مادرید هم مزید بر علت شد تا همچون جنگجویان سرخپوست حتی دقیقه‌ای از بازی هم دست از مبارزه نکشند. این میل مفرط به ستیزه‌جویی از سال ۲۰۱۱ و بعد از آمدن دیگو سیمونه به این باشگاه بیشتر و بیشتر شد و خیلی طول نکشید که این تیم دومین قهرمانی در لیگ اروپا را جشن گرفت تا در بازی سوپرجام اروپا به مصاف چلسی، قهرمان فصل قبل لیگ قهرمانان اروپا برود و با هت‌تریک فالکائو در نیمه اول چهار بر یک بر این تیم قدر غلبه کرده و در مسیر پیروزی بیفتد.

این آغاز روند فاتحانه و رویاپردازانه سیمونه و آتلتیکو بود و در همان سال در یک بازی پر تنش در فینال کوپا دل‌ری ۲۰۱۳ که به اخراج یک بازیکن از هر دو تیم منجر شد رئال‌مادرید را با نتیجه دو بر یک شکست دادند تا نقطه پایانی بر یک سریال ناکام ۱۴‌ساله و ۲۵ بازی بدون برد در دربی مادرید باشد، هرچند که رئال خیلی‌زود این شکست را با یک پیروزی معجزه‌آسا در فینال باشگاه‌های اروپا و در حالی‌که تا دقیقه ۹۳ با تک‌گل دیگو گودین از رقیب همشهری عقب بود و دست‌اندرکاران یوفا تمام مقدمات لازم را برای هک نام آتلتیکو بر روی کاپ قهرمانی فراهم کرده بودند

توپ ارسالی از نقطه کرنر به سرخیو راموس رسید که به‌زعم خیلی‌ها او هم ید طولايی در چرک‌بازی دارد و به‌خصوص در مسئله مصدومیت محمد صلاح هنوز هم که هنوز است پایش گیر بوده و هواداران لیورپول به هیچ‌عنوان نمی‌توانند او را ببخشند. راموس با آن ضربه سر هم ضربه هولناکی به تیم سیمونه زد و هم امید را به اردوی تیم خود برگرداند تا پس از تساوی در وقت‌های قانونی بازی، با سه گل برق‌آسا در وقت‌های اضافی، آتلتیکو را له کنند و افسوس آن چند ثانیه آخر را برای همیشه در دل رقبای همشهری بگذارند.

دو: فوتبال چرک برای ما ایرانی‌ها بیشتر با وقت‌کشی‌های اعصاب‌خردکن عرب‌ها معنا پیدا می‌کند و جاهایی که نتیجه بازی بر وفق مرادشان باشد از قتل و آدمکشی در داخل مستطیل سبز هم برای اتلاف چند ثانیه از بازی ابایی ندارند و با هر نسیمی که از کنارشان رد می‌شود چون برگ خزان به زمین افتاده و کار را به آمدن آمبولانس و آژان و آژان‌کشی کشانده و برای هر اتفاقی بی‌اهمیت چند دقیقه از بازی را تلف می‌کنند تا تماشاگر خونش به جوش آمده و حسابی از خجالت خواهر و مادر تک تک بازیکنان در‌آید. هر چند که شاید این استراتژی را خود ما هم در مقابل تیم‌های قدر و آنجایی که جریان بازی به نفع‌مان باشد انجام می‌دهیم.

آن بند کفش باز کردن الکی ابراهیم تهامی در مسابقه فراموش‌نشدنی ملبورن و بازگشت به داخل زمین بازی و به بهانه بستن بند کفش الکی لحظاتی از بازی را تلف کردن، شاید به مذاق خودمان شیرین آمده و بعدها از آن به‌عنوان یک خاطره خوش که نشانی از هوش ذاتی ما ایرانی‌ها دارد یاد کنیم ولی اطمینان داریم که به‌زعم استرالیایی‌هایی که آن روز مغموم و ماتم‌زده راهی خانه‌هایشان شدند و جام‌جهانی را از دو قدمی از دست دادند کار ما هم دست‌کمی از بحرین بازی عرب‌ها نداشت و آن دیوانه‌ای که در لحظات برتری تیم خود تور دروازه را پاره کرد اگر می‌دانست که در پایان بازی نتیجه چگونه رقم خواهد خورد شاید به‌جای تور به پاره کردن چیزهای دیگری اشتغال می‌ورزید.

سه: همین امروز اگر از شلوغ‌بازی کارلوس کی‌روش در کنار زمین بپرسند و از استراتژی تهییج مدام بازیکنان، به‌خصوص در بازی‌های حساس که هر توپی می‌تواند سرنوشت یک تیم و یک جام را تعیین کند آن را به تعصب زیاد داشتن معنا می‌کنیم و یک نوع خاص از استراتژی مربیان برای برنده خارج شدن از زمین بازی! آن سان که تیم یکی دو سال اخیر فولاد با مربیگری جواد نکونام به‌خصوص در بازی با تیم‌های بزرگ که حسابی‌ آنها را شاکی کرده و به بازی چرک متهم می‌شود. در حالی‌که طرفداران فولاد از اینکه بعد از سال‌ها می‌توانند در عرض یک‌سال دوبار پرسپولیس را شکست دهند سر از پا نمی‌شناسند.

اما نکته‌ای که خود نکونام هم چندان توجهی به آن ندارد این است که این شیوه بیشتر برای بازی‌های حذفی و تک‌بازی‌ها پاسخگوست و در لیگی فرسایشی که ۳۰ بازی پشت‌سر هم با رقبایی که هرکدام کیفیت خاصی دارند این حجم از تحت فشار قرار دادن حریف، داور و حتی بازیکنان خودی نمی‌تواند همواره نتیجه‌بخش باشد. در نتیجه شاید دو سه تا بازی مهم را با برد پشت‌سر بگذاری ولی دو روز بعد در مصاف با فلان تیم ته‌جدولی به‌سادگی ببازی و تیمت همواره پایین‌تر از رده‌های پنجم و ششم جدول باشد چراکه در یک دوره مسابقات لیگ، یک مربی پلن‌های مختلفی برای بازیکنان پیشنهاد کرده و باید در مقابل هر تیمی با روشی متفاوت حاضر شد.

چهار: اوایل که شایعه‌هایی در زمینه گاز گرفتن یک مدافع توسط یک فوروارد نامدار در دنیای فوتبال پخش شد کسی چندان جدی نگرفت و آن را به حساب حواشی پایان‌ناپذیر فوتبال و اتهامات متقابل معمول بین بازیکنان گذاشتند اما وقتی دوربین‌های تلویزیونی علنا صحنه گاز گرفتن لوئیس سوارز که در آن برهه در عضویت آژاکس هلند بود را پوشش دادند و مشخص شد که عثمان باکال هنوز در بدن خود جای زخم دندان‌های نیش سوارز را دارد فدراسیون فوتبال این کشور در محرومیت ۷ جلسه این بازیکن تردیدی به خود راه نداد. او بعدها آپشن‌های دیگری همچون تمارض و گرفتن پنالتی الکی و مهار توپ با دست بر روی خط دروازه که موجب عدم راهیابی تیم غنا به جام‌جهانی آفریقای جنوبی شد را در پرونده داشت.

در ادامه وقتی در خدمت تیم لیورپول بود در بازی با منچستر‌یونایتد بعد از توهین‌های نژادپرستانه به کاپیتان آن روز شیاطین سرخ با محرومیت سنگین ۸ جلسه‌ای مواجه شد و در نخستین مسابقه بعدی این دو تیم هم از دست دادن با پاتریس اورا خودداری کرد. در سال ۲۰۱۳ در بازی لیورپول و چلسی در حرکتی عجیب دور از چشم داور مدافع صربستانی چلسی را گاز گرفت تا ۱۰ جلسه محروم شود و جالب‌تر اینکه سال بعد در جام‌جهانی در بازی با ایتالیا این کار را تکرار کرد که باز هم از چشمان داور دور ماند اما شانه زخمی جورجو کیلینی مدرکی غیر قابل‌انکار بود که هنوز جای نیش سوارز را با خود داشت تا باعث محرومیت سوارز با حکمی سنگین‌تر شود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.