روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: 16 اردیبهشت 1354 مجید شریف واقفی یکی از سه عضو اصلی رهبری مجاهدین که چند ماهی بود با دو عضو دیگر یعنی تقی شهرام و بهرام آرام دچار اختلاف نظر شده بود، در یک تسویه درون سازمانی به قتل رسید. شریف واقفی فارغالتحصیل رشته برق دانشگاه صنعتی آریا مهر بود و مسئول شاخه کارگری مجاهدین که با همدستی با مرتضی صمدیه لباف (دانشجوی فراری رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آریامهر) و حسن شاهسوندی، با توجه به گرایشات نئومارکسیستی تقی شهرام از تحویل انبار مهمات در اختیار خود به شهرام و آرام خودداری کرده بودند.
روایت است که همسر او، لیلا زمردیان (فارغالتحصیل فیزیک دانشگاه تهران) که خود عضو سازمان مجاهدین بود مخفیانه هشدار داده بود که همسرش با همدستی صمدیه لباف در حال سازماندهی یک گروه جدید اسلامی است و قصد انشعاب از سازمان را دارند. در نهایت زمردیان با هماهنگی تقی شهرام، ترتیب این ملاقات در سه راه بوذرجمهری نو (۱۵ خرداد شرقی) به بهانه حل مشکلات درون سازمانی را داده بود که در محل ملاقات شریف واقفی غافلگیر میشود و توسط وحید افراخته (دانشجوی فراری مهندسی مکانیک دانشگاه آریامهر) و محسن سیدخاموشی و حسین سیاه کلاه کشته میشود.
در این تصفیه خونین درون گروهی، بعدازظهر همان روز مرتضی صمدیه لباف دیگر چهره مسلمان سازمان مجاهدین هم در خیابان گرگان، خیابان سلمان فارسی در یک قرار سازمانی از طرف وحید افراخته مورد سوءقصد قرار میگیرد اما در یک تیراندازی دوطرفه، لباف جان سالم به در میبرد و خودش را به بیمارستان سینا میرساند و آنجا گیر ساواک میافتد. عجیب آنکه مدتی بعد افراخته هم دستگیر میشود و آنجا تمام جزئیات پنهان پرونده صمدیه لباف را لو میدهد اما خودش هم به رغم همکاری گسترده با ساواک به مرگ محکوم میشود و با صمدیه لباف هردو در یک روز تیرباران میشوند.
و بالاخره تقی شهرام فارغالتحصیل علوم ریاضی دانشگاه تهران، از اعضای سازمان مجاهدین بود که در محاکمات سال 1350 به حبس ابد محکوم شد اما در سال 1352 وقتی در زندان ساری در حال گذراندن محکومیت خود بود توانسته بود با تغییر ذهنیت نگهبان خود (که براي گذراندن کنکور به دانش ریاضی شهرام احتیاج پیدا کرده بود) همراه با او از زندان فرار کند و در خلأ رهبری سازمان پس از اعدامهای گسترده سال 51 (حنیف نژاد و محسن و بدیعزادگان و احمد رضایی و رضا رضایی)، هدایت فکری سازمان را در دست بگیرد. شهرام سازمان را به شکل کامل به یک گروه چریکی مارکسیستی استحاله داد و برخورد دسیسه آمیزش با شریف واقفی نیز از همین منظر قابل بررسی است.
دو: دو هفته بعد از ترور دلخراش شریف واقفی و صمدیه لباف، یعنی دقیقا یک ماه پس از به رگبار بستن 9 عضو فداییها و مجاهدین توسط ساواک، در 31 اردیبهشت 1354 ، دو افسر اطلاعاتی آمریکا در خیابان قیطریه تهران ترور شدند آن هم در روزی که محمدرضا و فرح از سفر به آمریکا و ملاقات با جرالد فورد، رئیسجمهور وقت و معاون سابق نیکسون(که پس از رسوایی واترگیت برکنار شده بود) به تهران برمیگشتند. ترور دو کلنل ارتش آمریکا در شمال شرقی قیطریه در کوچه «امیر» نزدیک خانه کلنل ترنر و کلنل شفر روی داد.
ساعت ۶:۴۰ صبح روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ هنگامی که کلنل ترنر و شفر به سمت دفتر خود در جنوب شرق تهران میرفتند. محسن بطحایی با یک پیکان سفيد رنگ راه را بر فورد سیاه رنگ آنها بست. همزمان یک ژیان سرخ رنگ که سیدمحسن سیدخاموشی آن را میراند، از پشت به خودروی آنان کوبید. آنگاه سیدمحسن سیدخاموشی و محمدطاهر رحیمی پیاده و به خودروی کلنل ترنر و شفر نزدیک شدند و به راننده ایرانی مستشاران دستور دادند که در کف اتومبیل بخوابد، سپس دو مستشار آمریکایی را از سوی چپ و راست خودرو به گلوله بستند.
مهاجمان کیفهای دستی دو سرهنگ را دزدیدند و سوار بر خودروی دیگری شدند و متواری شدند. رهبری عملیات توسط وحید افراخته انجام شد. به این ترتیب تعداد افسران مستشاری آمریکایی که طی یکسال و دو ماه در ایران ترور شدند به سه نفر رسید. کلنل شفر به عنوان خلبان نیروی هوایی در کره و ویتنام فعالیت کرده بود. او دو فرزند و ترنر سه فرزند داشت. نکته جالب ماجرا آنجا بود که بعدها اعلام شد ضاربین که کیف دستی این دو نظامی آمریکایی را ربوده بودند با اطلاعات نظامی شگفتانگیزی روبهرو شده بودند:
« در مورد تأسیسات مستشاری «آرمیش مگ» در ایران، نحوه خرید هواپیماهای فانتوم از آمریکا، نحوه پرداخت پول و سررسید آنها، پایگاههایی که هواپیماهای فانتوم در آن مستقر میباشند، تعداد هواپیماهای تحویلی به ایران در هر نوبت، توضیحاتی راجع به پایگاههای نظامی مستشاران در ایران، مطالبی درباره مشخصات باند فرودگاهها و قابلیت استفاده از آنها، اطلاعاتی در مورد خطوط ارتباطی تله کمونیکاسیون و محل پایگاههای جاسوسی و…» وحید افراخته بعدها به ساواک گفت که این مدارک را مجاهدین به روسها فروختهاند! در واقع چند سال قبل از پرونده سعادتی در سال 1358، مجاهدین به فروش اطلاعات به روسها مشغول بودهاند!
سه: وحید افراخته، محمدطاهر رحیمی، سید محسن خاموشی، محسن بطحایی، مرتضی صمدیه لباف و چند نفر دیگر در بهمن 1354 تیرباران شدند. بهرام آرام و لیلا زمردیان هم در جریانات مختلف مسلحانه در سال 1355 کشته شدند. لیلا زمردیان زخمی میشود و در هنگام فرار از دست ساواک در کوچه شترداران حوالی میدان شاه با سیانور خود را میکشد. بهرام آرام هم بعد از یک تعقیب و گریز طولانی از میدان مخبرالدوله تا خیابان شیوا در نهایت با انفجار نارنجکی که در اختیار داشته خود را میکشد.
تقی شهرام اما تا سال 59 زنده ماند و بعد از لو رفتن اتفاقی در یک مناظره خیابانی دستگیر و به جرم تصفیههای خونین درون سازمانی به اعدام محکوم میشود. این وقایع شاید به شما دورنمای دقیقتری از شرایط تهران دهه پنجاه منتقل کند و سایه سنگین ساواک؛ ترورهای کور چریکهای ایدهآلیست و متوهم، تصفیههای جنونآمیز درون گروهی بدون پشتوانه عقیدتی و زدوخوردهای متعدد در کوچه پسکوچههای تهران. سال 54 را در یکی دو شماره دیگر ادامه خواهیم داد.

