روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| جنگی که قرار بود تنها چند هفته طول بکشد حالا وارد دومین سال خود شده است. این احتمالا نخستین گزارهای است که در سالگرد تهاجم روسیه به اوکراین به ذهن میرسد. اشتباه محاسباتی روسها برای کوتاهمدت این بود که تصور میکردند با فتح سریع کییف دولت اوکراین را ساقط و سپس از موضع بالا با طرفهای غربی مذاکره خواهند کرد.
اوکراینیها بهطور غیرمنتظرهای (حتی برای حامیانشان) توانستند جلوی پیشروی روسها را به سمت کییف بگیرند. اشتباه محاسباتی روسها برای میانمدت این بود که تصور نمیکردند چنین اتحادی در جبهه غرب و بهخصوص در میان کشورهای اروپایی ایجاد شود. اتحادیه اروپا نسبتا سریع در مورد رویکرد یکپارچه در حمایت از اوکراین و تحریم روسیه به وحدت رسید. بهرغم همه اختلافنظرها، جنگ در اوکراین نهتنها به شکافهای داخل اتحادیه اروپا دامن نزد بلکه آنها را ترمیم کرد.
روسیه امیدوار بود که مشکلات اقتصادی ناشی از دوران همهگیری کرونا همراه با بحران انرژی از میزان حمایت اروپاییها از اوکراین بکاهد، اما اینطور نشد. ترکیبی از تدبیر، رویکرد هماهنگ و البته خوششانسی باعث شد که اروپاییها بهسلامت از زمستان عبور کنند. دولت آمریکا هم هرچند تلاش کرد که دامنه درگیری به دیگر مناطق کشیده نشود اما در حمایت از اوکراین موضع قاطعی داشت؛ شاید در صورت تداوم ریاست جمهوری آقای ترامپ شاهد رویکرد متفاوتی از سوی آمریکاییها بودیم.
هرچند میزان حمایت غربیها از اوکراین احتمالا بیشتر از انتظار روسیه بود اما اوکراینیها هم خیلی از رویکرد غربیها رضایت ندارند. کارشناسان اوکراینی حداقل در محافل خصوصی از کمکهای تسلیحاتی و مالی غربیها بهشدت انتقاد میکنند. آنها معتقدند که غربیها فقط آنقدر به اوکراینیها کمک کردهاند که جلوی شکست آنها را بگیرند و کمکهای بیشتر و بهموقع میتوانست پیروزی اوکراین را رقم بزند.
آنها همچنین نگرانند که تعهدات مالی سنگین دولت اوکراین در بلندمدت برای این کشور مشکلساز خواهد شد. در چنین وضعیتی، در حالیکه جبهه نبرد زمستان نسبتا آرامی را سپری کرد، باید دید که در بهار کدام سوی نبرد وضعیتی تهاجمی به خود میگیرد. توافق هنوز دور از دسترس بهنظر میرسد اما دورنمای نبردی بیپایان آنقدر تاریک است که شاید طرفهای درگیر را به سوی توافقی سوق دهد.
قاعدتا این یادداشت باید همینجا به پایان میرسید اگر پای ایران هم (خواسته یا ناخواسته) به این مناقشه کشیده نشده بود آنهم در شرایطی که دیگر کشورهای منطقه حتی متحدین آمریکا کوشیدهاند نسبت به جنگ اوکراین بیطرف بمانند.حالا ایران در چشم غربیها بهعنوان متحد روسیه در جنگ دیده میشود.
چنین وضعیتی بازگشت به برجام را پیچیدهتر کرده است. شاید اگر بازگشت به برجام پیش از حمله روسیه به اوکراین تحقق یافته بود، ایران امروز انعطافپذیری بیشتری حتی برای حمایت از روسیه داشت. رابطه ایران و اروپای غربی هم بهطور بیسابقهای در حال تخریب است. طی چند دهه اخیر، هرچند اروپاییها از برخی رفتارهای ایران راضی نبودند اما ایران را بهعنوان تهدیدی علیه خود نمیدیدند و همین به تلطیف مواضع اروپاییها درباره ایران انجامیده بود.
ایرانیها هم بهطور خردمندانهای علاقهای به تحریک اروپاییها نشان نمیدادند. عدم افزایش برد موشکهای ایران که سردار حاجیزاده هم همین چند روز پیش به آن اشاره کرد نشانه توافقی نانوشته میان ایران و اروپا برای حفظ حد تنش بود. حالا اما شرایط تغییر کرده است. رابطه ایران با قدرتهای بزرگ اروپایی مانند آلمان و فرانسه طی چند ماه بهشدت تخریب شده است.
حمایت اروپاییها از اعتراضات اخیر در ایران و به خصوص گرم گرفتن آنها با برخی از نیروهای اپوزیسیون ایران واکنشی به رویکرد ایران در اوکراین است. اروپا نیاز دارد که هرچه زودتر خود را از وابستگی به انرژی روسیه نجات دهد. آنها دلشان میخواست که ایران بخشی از راهحل استقلال اروپا از انرژی روسیه باشد اما ایران نه تنها خود را به عنوان بخشی از این راهحل معرفی نکرده بلکه بیش از پیش به روسیه نزدیک شده است.
حالا برای ایران همانقدر که احیای برجام اهمیت دارد بهبود رابطه با اروپای غربی هم باید در اولویت قرار بگیرد. هرچند ایران از رفتار اروپاییها درباره برجام و به خصوص در دوره ریاستجمهوری ترامپ ناامید است اما افزایش تنش با اروپا و بیش از حد درگیر شدن در نبردی که در خاک اروپا جریان دارد، تبعات ناخوشایندی را برای ایران به همراه خواهد داشت.

