روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: در زدوخوردهای مستمر میان چریکها با ساواک به تدریج دلبستگان روایت سنتیتر از دین نیز به تکاپو افتادند. مجاهدین به سمت مارکسیسم پیچیده بودند و حالا مبارزان مذهبی به فکر سازماندهی جدیدی برای خود افتاده بودند و گروههای منصورون و صف و چند گروه دیگر در شهرهای مختلف کشور به وجود آمدند. همه با ایده مبارزه مسلحانه و بمبگذاری و ترور که در دهه پنجاه رونق فراوانی داشت.
دو: در 15 خرداد 1354 مراسم بزرگداشت واقعه 42 بعد از سالها حوزه علمیه قم را مرکز توجه نیروهای امنیتی قرار داد. دوازدهمین سالگرد نهضت 15 خرداد 42. کانون اصلی این اتفاق طلاب قم بودند و هیچکدام از مراجع به شکل مستقیم در این بزرگداشت شرکت نکردند. درگیری در شامگاه 15 خرداد بین مامورین و طلاب آغاز شد. طلاب میخواستند از مدرسه بیرون بزنند که با مقاومت پلیس و ماموران امنیتی به داخل مدرسه برگشتند و به پشتبام حوزه رفتند و شروع به شعار دادن کردند.
در این میان مأمورین دولتی از مسافرخانههای اطراف حرم و فیضیه به سمت طلاب شعاردهنده گاز اشکآور پرتاب نمودند و آنان را از بالای بام فیضیه به حیاط مدرسه راندند. چند ساعت بعد طلاب تا میدان آستانه پیشروی کردند اما آنجا باز هم با ماشینهای آبپاش و گاز اشکآور مواجه شدند. فردای آن روز هم این زدوخوردها ادامه داشت. هر طلبهای که از مدرسه خارج میشد بلافاصله بازداشت میشد. روز شانزدهم خرداد طلاب با استفاده از سنگ و چوب و شاخههای درخت خودشان را برای مقابله با ماموران ساواک آماده کرده بودند.
محاصره تا هجدهم خرداد به طول انجامید. آب و برق هم قطع شده بود و ماموران مدرسه را کاملا محاصره کرده بودند. درخواست طلاب برای حضور مراجع و علما در مدرسه برای تعدیل برخورد احتمالی نیروهای مسلح هم به جایی نرسید. علما عموما گفتند که چنین کاری نخواهند کرد. حوالی ساعت 4 بعدازظهر 17 خرداد 54، گارد جاویدان، نیروهای ساواک و شهربانی قم، دژ محکمی را در اطراف فیضیه و دارالشفا به وجود آوردند و آماده یورش به مدرسه شدند.
قبل از حمله ابتدا سرهنگ جوادی، معاون انتظامی شهربانی، طلاب را خطاب قرار داد و پرسید:انگیزه شما از این کارها چیست؟ و دنبال چه هدف و مقصودی هستید؟ چرا پرچم قرمز زدهاید؟ و چرا این پرچم را پایین نمیآورید؟ وی پس از شنیدن جوابهای طلاب، تهدید به حمله نمود و طلاب نیز با سنگ و چوب که از قبل تهیه کرده بودند آماده مقابله شدند. حدود ساعت پنج بعدازظهر هفدهم خرداد 54، کماندوها از طریق مسافرخانههای اطراف حرم و مدرسه فیضیه، به بام فیضیه رفتند و چون ورزیده بودند و چکمههای فنری به پا داشتند از بام فیضیه به راحتی به وسط حیاط پریدند و طلاب را مورد ضرب و جرح قرار دادند.
ضربههای آنان به حدی کاری بود که اکنون پس از گذشت 22سال از آن حادثه، آثار سوء آن بر تن مصدومین باقی است. طلاب نیز با سنگ و چوب به سوی آنان حملهور شدند. اما چوب و سنگ در برابر کماندوهای قویالجثه و مجهز به وسایل پیشرفته، (باتوم چوبی و الکتریکی) توان مقابله را نداشت. در نهایت پس از 30دقیقه درگیری و ضرب و جرح و شتم طلاب، کماندوها بسیاری از آنان را دستگیر و تحویل نیروهای شهربانی قم دادند.
مأمورین در فاصله بین دارالشفا و ماشینهای شهربانی، مقابل هم به صف ایستاده و یک دالان مرگ گوشتی درست کرده بودند و طلبههای دستگیر شده را از این دالان عبور میدادند و غیر از کتکهایی که گاردیها زده بودند این مأمورین عصبی (که سه روز بود نتوانسته بودند وارد مدرسه شوند) کتک مفصلی به طلاب میزدند و آنها را مثل یک توپ به یکدیگر پاس میدادند تا نهایتا سوار بر ماشین نموده و به شهربانی قم منتقل کردند.
در اینکه آیا طلاب در این حادثه شهید شدند یا نه، مصاحبهشوندگان این واقعه، مطالب دقیقی در اینباره نگفتهاند، اما همه آنان معتقد بودند آن ضرباتی که کماندوها به طلاب وارد میکردند، احتمال شهید شدن بسیار بود. کما اینکه حضرت امام در پیامشان در اینباره (به نقل از رسانههای خارجی) به شهدای این حرکت اشاره نموده بودند.
طلاب دستگیر شده را (حدود 350 نفر) به طرز اهانتآمیزی به شهربانی قم انتقال دادند و در اتاق یا زندان نسوان شهربانی(که حداکثر ظرفیت یکصد نفر را داشت) جای دادند. روز بعد بازداشتشدگان راهی اوین شدند و آنجا با روشهای خاص و ترسناک ساواک مورد پرسش قرار گرفتند. همزمان با این مراسم در تبریز هم در دانشگاه این شهر دانشجویان مذهبی برای اولینبار ابتکار عمل را از چپها و ملیگراها گرفتند و مراسمی را برگزار کردند که با واکنش تند مامورین امنیتی روبهرو شد.
فاصله 15 خرداد 1354 تا 19 دی ماه 1356 کمی بیشتر از دو سال است. بین سالهای 54 تا 56 چه اتفاقی افتاد که اعتراض طلاب در قم به مقاله توهینآمیز روزنامه اطلاعات به یک خیزش عمومی بدل میشود؟ چه تحولی در جامعه ایرانی شکل گرفته بود؟ فردا به داستان تغییر تقویم هجری به شاهنشاهی خواهیم پرداخت. یکی از اتفاقاتی که افکار عمومی را در بهت و حیرت فرو برد.

