روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | اسدالله علم، وزیر دربار وقت گفته بود که شاه «مرد تاریخ، خود تاریخ و محور تاریخ است و میخواهد که مبدأ تاریخ هم بشود و حق با اوست» این جمله فوقالعاده چاپلوسانه خلاصه شرایط و اطرافیان محمدرضا در نیمه دهه پنجاه بود. سرمست از ثروت نفتی و موقعیت استراتژیک و همینطور ضعیف شدن دشمنان خارجی و سرکوب وسیع داخلی. غره به رشد اقتصادی دهه چهل و ورود بیپایان مظاهر تمدن غربی و خب در این میانه طرحی از سوی شجاعالدین شفا معاون وزیر دربار، هادی هدایتی (معاون نخستوزیر) و خسرو بهروز ارائه شد که خواستار تغییر تاریخ تقویمی ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی بودند.
یک نوع تقویم تاریخی که فقط مختص ایران باشد و همسو با جشنهای دوهزار و پانصد ساله و بقیه قضایا. تا قبل از رضاشاه تاریخ رایج رسمی هجری قمری بود اما رضاشاه آن را به هجری شمسی تغییر داد. تاریخ هجری شمسی هم پیشینهای تاریخی دارد و از قرار حاصل ابتکار مشاوران ایرانی خلفای عباسی بوده برای راحتتر شدن سازوکارهای زراعی و مالیاتی ایرانیان.
شفا و هدایتی بعد از بحث و جدلهایی، تاریخ جلوس کوروش به تخت سلطنت را به عنوان تاریخ صفر در نظر گرفتهاند که خب اصلا مشخص نیست که چه الزامی به این کار بوده است. چرا باید روز سلطنت کوروش تاریخ صفر در نظر گرفته شود؟ هرچه بود سرانجام با موافقت شاه سال جلوس کوروش که مصادف با به سلطنت رسیدن محمدرضا در شهریور ۱۳۲۰ نیز میشد به عنوان مبدا تاریخ شاهنشاهی پذیرفته شد و مقرر گردید بدون تغییر روز و ماه با افزایش عدد ۱۱۸۰ به سال شمسی، تاریخ شاهنشاهی به دست آمده، محاسبات انجام گیرد.
بدین ترتیب آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰ به عنوان دو هزار و پانصدمین سال سلطنت کوروش در نظر گرفته شد و تعداد سنوات سلطنت وی نیز بدان اضافه میشد. یعنی سال ۱۳۵۴ شمسی، سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی (خورشیدی و جمشیدی) خوانده میشد که از طرفی این سال خودش پنجاهمین سالگرد تشکیل سلسله پهلوی هم بوده است (رضاشاه در سال 1304 به تخت نشست) خب یک مشکل پیش میآمد که برخی میگفتند اگر 1320 مقارن با دوهزار و پانصدمین سال جلوس کوروش بوده پس جشنهای دوهزار و پانصدسالگی در مهرماه 1350 در چه قالبی میگنجیدند؟
در مورد شجاعالدین شفا این را هم بگوییم که این دکترای ادبیات تطبیقی از پاریس، بانی ایده اولیه جشنهای دوهزار و پانصد ساله بوده و همینطور نقش مهمی در تحریر کتاب محمدرضا یعنی به سوی تمدن بزرگ داشته است و خب تغییر تقویم هم از ایدههای مرکزی او بوده. هرچند ایده او این بود که سال صفر، فتح بابل توسط کوروش و انتشار منشور کوروش باشد اما در نهایت ایده هادی هدایتی در مورد جلوس کوروش به سلطنت پذیرفته شد. هدایتی 12سال از شفا کوچکتر بود اما مثل او دکترای ادبیات از سوربن را در کارنامهاش داشت.
به هرحال این یک اعلام جنگ واقعی به علما و مذهبیون و تودههای مردم بود. قرار دادن جلوس یک پادشاه (هرچند خوشنام) به جای زمان هجرت پیامبر به عنوان مبدا تقویم. یرواند آبراهامیان، نویسنده «ایران بین دو انقلاب» معتقد است که «در دوران معاصر کمتر رژیمی در عالم یافت شده که چنان بیپروا تقویم مذهبی کشور را مخدوش کند.» «آنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلیس در دوره پهلوی نیز دراینباره نوشت: «تقویم شاهنشاهی یکی از نامعقولترین اقداماتی بود که شاه در چند سال قبل به آن دست زد و موجبات خشم و بدگمانی عناصر مذهبی را نسبت به خود فراهم ساخت.»
این تلاش برای جداسازی فرهنگ ایران باستان از فرهنگ اسلامی تبعات منفی گستردهای داشت. مخالفت علما در سه سطح مختلف شکل گرفت. آیتالله شریعتمداری در نامهای به هویدا از این مسئله ابراز نگرانی کرد و هویدا در پاسخ گفت که مردم میتوانند به دلخواه از هر دو تاریخ در مکاتبات خود استفاده کنند. یعنی هم هجری شمسی و هم شاهنشاهی.
در یک سطح دیگر آیتالله گلپایگانی فردای همان روز تصویب ضمن ارسال تلگراف به رؤسای مجلسین شورای ملی و سنا در اعتراض به تغییر تاریخ، کلاسهای خود را نیز تعطیل کرد و بالاخره آیتالله خمینی که در نجف به سر میبردند، استفاده از تاریخ شاهنشاهی را صریحا حرام اعلام کرد.
پنجم شهریور 1357، قانون مبدا تاریخ ایران که در شهریور 1354 با تصویب مجلسین سنا و شورای ملی از هجری شمسی به شاهنشاهی تغییر یافته بود و مورد مخالفت و تحریم برخی از مردم و علما بود، سرانجام با روی کار آمدن دولت شریف امامی ملغی شد و به شکل سابق در آمد.

