روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: قبل از اینکه دوباره به حوادث سیاسی سال 1355 برگردیم و برای کمی فارغ شدن از بزنبزنهای ساواک و چریکها در خیابانهای تهران، بگذارید کمی تنوع ایجاد کنیم و به عرصههای دیگر برویم: سال 55 مثل سال 52 یک سال تماما فوتبالی بود. در خرداد این سال تیم ملی فوتبال ایران برای سومینبار پیاپی قهرمان جام ملتهای آسیا شد. قرار بود لبنان میزبان باشد اما انصراف داد و به ایران رسید و در نهایت تنها شش کشور در مسابقات شرکت کردند.
دو سال قبل در بازیهای آسیایی تهران 15 تیم به رقابت پرداخته بودند و ایران برای قهرمانی هفت مسابقه را برگزار کرده بود. اما در جام ملتهای آسیا تنها با 4 بازی ایران قهرمان شد. عراق برای صعود به مرحله نهایی جام ملتها عربستان و قطر و افغانستان را پشتسر گذاشته بود. چین در شرق آسیا، کرهشمالی و ژاپن و هنگکنگ را حذف کرده بود، مالزی هم با حذف کرهجنوبی و تایلند و اندونزی به این مرحله رسیده بود.
کویت و یمن هم از مسابقات غرب آسیا به شکل مستقیم به دور بعد صعود کردند که علت اصلی انصراف تیمهای متعدد این بخش از آسیا بود. مرحله نهایی در تهران و با حضور شش تیم در دو گروه برگزار شد و عاقبت ایران با غلبه بر عراق و یمن و چین و کویت قهرمان مسابقات شد. مظلومی و نورایی و حسن روشن بهترین گلزنهای ما بودند اما در فینال و مقابل کویت، این شوت آزاد علی پروین بود که ما را قهرمان آسیا کرد. در این 4 مسابقه 13 گل زدیم و هیچ گلی دریافت نکردیم. منصور رشیدی در هر 4 بازی دروازهبان ایران بود. در روز فینال 100هزار تماشاگر در ورزشگاه آریامهر (آزادی) حاضر بودند. حدود 3درصد جمعیت تهران آنموقع.
دو ماه بعد بهعنوان نماینده آسیا راهی المپیک مونترآل شدیم. این سومینبار بود که در مسابقات المپیک ظاهر میشدیم. شکست آبرومندانه سه بر دو مقابل لهستان که با تمام ستارههایش به مسابقات آمده بود و دو سال قبل به مقام سوم جهان رسیده بود، نشانه تواناییهای فوتبال ما بود.گلهای اول و آخر بازی را ایران زد. یک ضربه فرصتطلبانه از علی پروین و یک ضربه استثنایی و خارقالعاده از حسن روشن.
پیروزی یک بر صفر مقابل کوبا موجب شد به دور دوم برسیم. اما شکست دادن کوبا کار بسیار سختی بود که با تکیه بر درخشش ناصر حجازی رخ داد. در یکچهارم نهایی دو بر یک به شوروی باختیم. هردو گل روسها روی ضعف قدیمی ناصر حجازی در سانترهای بلند شکل گرفت و تکگل ایران هم روی یک ضربه پنالتی توسط پرویز قلیچخانی. این آخرین حضور قلیچخانی در ترکیب تیم ملی فوتبال ایران بود.
این را هم بد نیست بدانید که ایران با یک کاروان 86نفره و در 9 رشته عازم المپیک شده بود. نایبقهرمانی در بازیهای آسیایی تهران انتظارات از ورزش ایران را بهشدت افزایش داده بود. اما در نهایت رهاورد این کاروان یک نقره کشتی توسط برزگر و یک برنز وزنهبرداری توسط محمد نصیری بود و تمام!
4 تا خانم شمشیرباز هم کل حضور بانوان ورزشکار این کاروان را تشکیل میدادند که خب بهجایی نرسیدند و حذف شدند. جالب است بدانید که در المپیک قبلی یعنی در المپیک مونیخ هم کاروان 50نفره ایران کلا سه مدال بهدست آورد. یکی در وزنهبرداری که مربوط به نقره محمد نصیری بود و یک نقره کشتی فرنگی مربوط به علیآبادی و یک برنز کشتی مربوط به ابراهیم جوادی. مشخص است که تب و رونق فوتبال چگونه بقیه ورزشهای قهرمانی ایران را دچار ضعف و فتور ساخته بود.
دو: در همین سال 55 گوگوش و بهروز وثوقی پس از 14ماه از هم جدا شدند و زوج پرفروش سینمای ایران از هم گسسته شد. در طول سال 55 و 56 گوگوش سرش با داریوش اقبالی گرم بود و البته بیرون دادن دو آلبوم موسیقی شگفتانگیز حاصل همکاریاش با واروژان و یک فیلم تجاری تقریبا سخیف با سعید کنگرانی.
سه: جشنواره فیلم تهران پنجمین دوره خود را در تهران برگزار کرد. نفس سینمای خیابانی معترض مثل موسیقی پاپ معترض گرفته شده بود و دیگر فیلمی مثل گوزنها در جشنواره نبود. در نهایت فیلم بدل ساخته مارتین ریت برنده جایزه بزبالدار بهترین فیلم شد و نیکیتا میخالکوف برای فیلم برده عشق جایزه بهترین کارگردانی را برد و خسرو هریتاش برای فیلم ملکوت یک دیپلم افتخار گرفت که این تنها سهم سینمای ایران در این جشنواره بود.
چهار: و بالاخره اینکه سهم نفت از کل درآمدهای صادرات به 96درصد در سال 55 رسیده بود و 78درصد کل درآمدهای دولت در تمام قسمتها. شاخص هزینه زندگی از عدد ۱۰۰ در سال ۱۳۴۹ به عدد ۱۲۶ در سال ۱۳۵۳، ۱۶۰ در سال ۱۳۵۴ و نهایتاً ۱۹۰ در سال ۱۳۵۵ رسید. یعنی در طول شش سال تقریبا دوبرابر شد. این افزایش بهخصوص برای هزینه خوراک و مسکن در شهرها بیشتر بود. به گزارش اکونومیست در سال ۱۳۵۵، هزینه اجاره مسکن برای یک خانوار طبقه متوسط طی پنج سال ۳۰۰درصد افزایش داشت و هزینه مسکن تا ۵۰درصد درآمد سالانه آن خانوار را در بر میگرفت.فردا داستان سیروس نهاوندی را خواهیم گفت.

