روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| فیلم «روایت زنانه» ساخته سارا پولی است. همان دخترک بلوند دوست‌داشتنی سریال «قصه‌های جزیره» که او را به اسم سارا استنلی می‌شناختیم؛ در سال‌های اخیر تبدیل به کارگردانی کاربلد شده که سوژه‌های فیلم‌هایش معطوف به روابط انسانی و اکثرا احساس‌برانگیز است. درام «دور از او»، کمدی-درام «این والس از آن تو» و مستند «داستان‌هایی که ما می‌گوییم» با حضور خانواده‌اش همگی فیلم‌هایی درباره‌ رابطه‌ آدم‌ها با یکدیگر است و می‌شود بین این فیلم‌ها خط و ربطی پیدا کرد.

درام پادآرمانشهری «روایت زنانه»، آخرین فیلم پولی، ولی از جنس دیگری است. داستانی هولناک از زنانی که در یک مستعمره مورد تعرض قرار می‌گیرند و نسل‌هاست که به این روش زندگی می‌کنند تا اینکه نسل جدید متوجه می‌شود ارواح و شیاطین آن‌ها را مورد حمله قرار نمی‌دهند بلکه مردانی هستند که مورد حمایت ریش‌سفیدان مستعمره قرار دارند. حالا با این درک جدید زنان باید تصمیم بگیرند که می‌خواهند چه کنند.

ترک مستعمره، ماندن و جنگیدن یا چشم‌پوشی از اتفاقی که برایشان افتاده. اعتراف می‌کنم که دفعه‌ اول موفق نشدم از ده دقیقه جلوتر بروم و اگر مجبورم نبودم درباره‌اش بنویسم رهایش می‌کردم. دفعه‌ دوم فیلم کند و سخت جلو می‌رفت و داشتم فکر می‌کردم این میزگردهای زنان و حرف‌هایشان چه وقت تمام می‌شود که بعد از نیم ساعت دقیقا نمی‌دانم سر کدام سکانس بود که یخ میان من و فیلم آب شد.

ناگهان این زن‌ها تبدیل به شخصیت‌هایی آشنا و عزیز شدند که می‌توانستم خشم و اندوه و ناگزیری‌شان را درک کنم. ارتباط آگوست و اونا، با حضور دلنشین بن ویشا و رونی مارا، فیلم را از افتادن در دام شعارهایی که به حذف مردان منجر می‌شود یا می‌خواهد تفرقه‌ جنسیتی به راه بیاندازد، نجات می‌دهد. از نیمه‌ دوم فیلم چند سکانس داریم که به لحاظ تصویری می‌توانند تبدیل به نماد شوند.

مادر و دختری که دست‌هایشان را در هم گره کرده‌اند و پوستر فیلم هم از همین تصویر گرفته شده. یکی از رفقا گفت که نتوانسته فیلم را تا آخر ببیند و فیلم باید تصویری باشد نه اینکه دائم دیالوگ بگوید. حرفش البته در حالت کلی درست بود و اگر تحت‌تاثیر فیلم «روایت زنانه» قرار نگرفته بودم و احساساتی‌ام نکرده بود با او موافقت می‌کردم .

اما در توجیه لذت بردنم از فیلم گفتم که «روایت زنانه» را شاید بتوانیم یک فیلم-مقاله (ESSAY FILM) بدانیم. ایده‌ای مربوط به زنان که قاعدتا تحت‌تاثیر جنبش می‌تو هم بوده و در کتاب میریام توز، منبع اقتباس فیلم و در نهایت در فیلم سارا پولی بسط و گسترش پیدا کرده. البته که اصطلاح فیلم-مقاله بیشتر برای مستند استفاده می‌شود اما به گمانم همان کاری است که پولی هم در فیلمش انجام می‌دهد.

«روایت زنانه» شاید در بسیاری از دقایقش شعاری باشد اما به کمک موسیقی هیلدور گونادوتیر (همان آهنگسازی که موسیقی متن فیلم «جوکر» را هم ساخته) و لانگ‌شات‌هایی از کودکان مشغول بازی در مستعمره و کلوزآپ‌هایی از سه بازیگر اصلی‌اش رونی مارا، کلر فوی و جسی باکلی به چیزی فراتر از شعار دست پیدا می‌کند.

شاید هم این‌ها توجیه‌های من باشد برای فیلمی که قلبم را لمس کرده. اما به گمانم فیلم «روایت زنانه» موفق می‌شود به همان هدفی برسد که قهرمانانش دنبال می‌کنند. نمی‌شود منکر شعارهای فیلم «روایت زنانه» شد اما این سوال خوبی است که آیا به صورت کلی هر فیلمی که شعار می‌دهد فیلم بدی است؟ یا ممکن است فیلمی شعاری باشد و در عین حال سرگرم‌کننده و تاثیرگذار؟

نمونه‌ ایرانی که یادم می‌آید «آژانس شیشه‌ای» ابراهیم حاتمی‌کیاست که تا دلتان بخواهد شعار می‌دهد اما تماشاگرش با گریه از پای فیلم بلند می‌شود. خلاصه که این خانم سارا پولی از آن کارگردانانی است که از اولین فیلمش مجذوبم کرده. به عنوان بازیگر کاراکتر محبوب سریال نوجوانی اولین فیلمش را دیدم و حالا یکی از کارگردانانی است که کارنامه‌اش را دنبال می‌کنم و لااقل تا امروز ناامیدم نکرده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.