روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | برنامه کودک در دوره پهلوی دربست در اختیار کارتونهای دی سی بود. بچههای دهه پنجاهی یادشان است از سوپرمن و بتمن و رابین و آکوامن و بردمن و البته قهرمانهای دیگری مثل شزم. مجری برنامه کودک خانم برومند بود و خانم عاطفی هم قصه برای بچهها میگفت. برگ برنده این برنامهها برخی کارتونهای پر از خلاقیت و طنز بود که گاه سروکلهشان در برنامه کودک پیدا میشد. مثل راکی و بولوینکل و یا گربههای نیویورکی و یا برنامه ظریف باغ سبزیجات که پر از شیرینی و طنز بود.
در سال 57 کارتونهای ژاپنی مثل پینوکیو و سندباد هم سر از سبد برنامههای کودک دو شبکه درآورده بودند و با دنیای مالیخولیاییشان بخشی از کابوسهای کودکان آن دوران را تامین میکردند. خب در سال 1360 با قطع تدریجی پخش این کارتونها چه بر سر برنامههای کودک آمد؟ راستش برنامههای کودک دهه شصت جزو بهترین برنامههای تلویزیون بودند. ترکیب برنامهها از خلاقیت و تنوعی برخوردار بود که در برنامههای کودک قبل از انقلاب خبری از آن نبود. این یک ادعا نیست.
در واقع خیز تلویزیون برای ساخت برنامههای اریژینال در حوزه کودک به اتفاقات بسیار دلپذیری ختم شد. در سال 1360 در اوج پرتنشترین سال تاریخ معاصر ایران و در بحبوحه عزل بنی صدر و جنگ خیابانی در خرداد و بمبگذاریهای تیر و مرداد و شهریور و همینطور مسئله جنگ و بمبارانها، گروهی از با استعدادترین چهرههای هنرهای نمایشی در حال خلق یک برنامه عروسکی شاد با اهداف تربیتی به سفارش شبکه اول بودند.
چهرههایی که عموما حاصل آموزشهای کانون پرورش فکری در دهه پنجاه و یا مدرسه تلویزیون و یا گروههای تئاتری خودجوش بودند که در دهه پنجاه در کشور به وفور یافت میشدند. پتانسیل شگفتانگیزی از توان نمایشی و عروسکی و کار با افسانهها و کاراکترهای جذاب که یک دهه قبل ثمرهاش را در شهرقصه دیده بودیم.
به این ترتیب مدرسه موشها به کارگردانی مرضیه برومند وعروسک گردانی و صداپیشگی ایرج طهماسب و حمید جبلی و فاطمه معتمدآریا و آزاده پورمختار و موسیقی شاد و انرژیکی که محمدرضا علیقلی برای آن نگاشته بود تولید شد. طهماسب و جبلی و معتمدآریا جوانانی بین بیست تا بیست و سه ساله بودند. سال بعد شبکه دو برنامهای آموزشی و نمایشی در عرصه قوانین به شکل عام و قوانین راهنمایی و رانندگی به شکل اخص را به گروه بیرنگ و رسام سفارش داد.
کارگردانی کار به داریوش مودبیان سپرده شد و سیروس مقدم هم به جمع نویسندگان کار اضافه شد. موسیقی کار هم به آندره آرزومانیان و مهرداد جهانفر سپرده شد و تیم بازیگران که مجموعهای بسیار بااستعداد بودند. حمید جبلی و اکبر عبدی و آتیلا پسیانی و رضا رویگری و حسین پناهی و مرتضی ضرابی و حسین محب اهری و محمود جعفری و فردوس کاویانی و حسین ژیان و غلامحسین لطفی و فاطمه معتمد آریا و البته ایرج طهماسب به عنوان راوی.
با موفقیت سری اول که محله بروبیا نام داشت سری دوم با نام محله بهداشت هم در کنداکتور شبکه دو قرار گرفت و این بار هم حاصل شگفتانگیز بود. نوجوانهای دهه شصتی هرگز طعم و شیرینی بیبدیل این دو محله و همین طور نوستالژی درخشان مدرسه موشها را از یاد نخواهند برد.
این دوره شگفتانگیز که بین سالهای 1360 تا 1364 بود، به دو سه برنامه نمایشی دیگر هم ختم شد که مهمترین آنها خونه مادربزرگ بود. باز هم با کارگردانی مرضیه برومند و عروسکهای جذاب کامبیز صمیمی مفخم و عادل بزدوده. در 26 قسمت که در سال 1366 براي اولین بار از شبکه دو پخش شد و بارها و بارها در سالهاي بعد تکرار شدند.
چرا که مثل کارهای نمایشی قبلی آکنده از طنز و ظرافتی بودند که کمتر در تلویزیون ایران سابقه داشته است. در توفان نمایشهای عروسکی دو اجرای عمومی هم ضبط شدند و در تلویزیون به نمایش درآمدند که هردو فوقالعاده موفق و قدرتمند بودند. هم به خاطر خط داستانی، هم تکنیکهای عروسکی و نمایشی و هم موسیقی و ترانههای دلپذیرشان.
یکی حسن و خانم حنا بود(آهنگسازش جلال ذوالفنون و کارگردانش اردشیر کشاورز) و دیگری کرم شب تاب. کیفیت فنی این کارها هنوز هم برای هنرهای عروسکی و نمایشی ما دور از دسترس هستند چه برسد به تولیدات تلویزیونی امروز ما برای کودکان که فاصلهای حیرتانگیز با آن دوران پیدا کردهاند.
به هرحال کودکان و نوجوانان حاضر در دهه شصت شاید از مصایب جنگ رنج میبردند، شاید شاهد پنهانکاریهای خانوادههای خود بودند و محدودیتهای اجتماعی، شاید ساعات زیادی را در مدارس لبریز از دانشآموز و یا صفهای طویل گوشت و نان صرف میکردند اما این موهبت را داشتند که از باکیفیتترین برنامههای اریژینال و مبتنی بر فرهنگ ملی و حاصل کار مجموعهای با استعداد و تکرار نشدنی از هنرمندان تئاتر و موسیقی و نمایش عروسکی سود ببرند.
در وجود همه کودکان و نوجوانان حاضر در دهه شصت نوستالژی بیمهاری نسبت به آن تولیدات و برنامهها وجود دارد. یکی دیگر از این نوستالژیها مطمئنا نوارهای صوتی بودند. علیمردان خان، گربههاي اشرافی و یا خروس پری پیرهن زری و یا جن پینه دوز. کاستهایی پر از رنگ و خلاقیت که بر مبنای هنرمندی دوبلورها و صداپیشههای ایرانی خلق میشدند که در توقف ورود فیلمهای آمریکایی به دنبال راهکارهای جدید کسب درآمد بودند.

