روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در دهه شصت نه شبکه‌های ماهواره‌ای بودند و نه کانال‌های تلگرامی و نه اینستاگرام و نه حتی اینترنت. هیچ روزنامه و مجله خارجی به شکل رسمی وارد کشور نمی‌شد. دریچه ورود پوستر و عکس و این‌طور چیزها هم بسته شده بود. فیلم آمریکایی بعد از مقداری اظهار وجود در سال 58 و 59، ‌از سبد فیلم‌های سینمایی سینماهای تهران حذف شده بودند.

با این حال موج اول مد لباس آمریکا و ترکش‌هایی از فرهنگ پانک که در اوایل دهه هشتاد در آمریکا رونق گرفته بود و خرده‌فرهنگ هیپی‌ها را کنار زده بود، در ایران رویت شد. کفش ساقه‌بلند سفید و شلوار جین‌های کوتاه که یکی دو سانت بالای ساق کفش قرار می‌گرفت و طره موهایی که به شکل مبالغه‌آمیزی از جلو و از سمت پشت به حرکت خود ادامه می‌دادند. و گاه با رنگ قرمز تندی هم تزیین می‌شدند. در همان سال‌های 61 و 62 جوان‌هایی بودند که خود را پانک می‌دانستند.

در همین تهران و البته در محلات خاص شمال شهر. به‌خصوص در نقاطی مثل سهروردی شمالی و آپادانا و یا در یوسف‌آباد که دو قطب اصلی سکونت طبقه متوسط مرفه بودند. یک مدل موی دیگر هم در این سال‌ها طرفدار پیدا کرده بود و آن مدل موی الیویایی بود. احتمالا برگرفته از مدل موی الیویا نیوتن جان خواننده و بازیگر آمریکایی.

این مدل در میان گروهی از دختران و پسران به یک اندازه رواج پیدا کرد و یکی از هدف‌های همیشگی تهاجم معلم‌های امور پرورشی در مدارس و ناظم‌ها و مدیرها بود (شکل کاریکاتوری‌اش را رضا عطاران در نهنگ عنبر یک بر چهره‌اش دارد). یک موج ویرانگر دیگر در این سال‌ها رواج شلوارهای موسوم به لوله تفنگی است که خودش یک پرونده مفصل دارد براي تشخیص این‌که چه شلواری تنگ است و چه شلواری نه! در همین اوایل دهه شصت است که نام‌های مدونا و مایکل جکسون به‌نام‌های رایج در فرهنگ زیرزمینی بدل می‌شود.

این سال‌ها همزمان است با اوج‌گیری شبکه ام‌تی‌وی که برای ایرانی‌ها روی نوارهای ویدئوی بتاماکس و به شکل قاچاق به درون کشور سرازیر می‌شد. کم‌کم این نوارهای ویدئو که مشخص بود اکثرا در اروپا پر می‌شوند و ذائقه موسیقی پاپ اروپایی را مد نظر قرار می‌دهند، چهره‌های دیگری را نیز به فرهنگ زیرزمینی ایران الصاق کرد.

مدرن‌تاکینگ گروه موسیقی پاپ نه‌چندان مهم آلمانی، ‌کریس دی‌برگ خواننده ایرلندی که آن سال‌ها در عرصه موسیقی پاپ جهان وزنه‌ای محسوب نمی‌شد و خواننده‌های عموما زن آلمانی و یا انگلیسی مثل سسی کچ و ساندرا و کیم وایلد و سامانتا فاکس. ویدئوهای بتاماکس پیچیده شده در لای زیلو و پتو و پنهان شده در صندوق عقب اتومبیل‌ها، ‌از خانه‌ای به خانه‌ای دیگر می‌رفت.

در روزنامه 16 فروردین سال 1360 می‌خوانیم که ویدئو جزو کالاهایی قرار داده شده که ورودشان ممنوع است. در کنار آبگرمکن نفتی و ماشین ظرفشویی و فریزر و آلات موسیقی و میز بیلیارد. کالاهایی که ورودشان در شرایط جنگی کشور غیرضروری تشخیص داده شده بود. با این حال ویدئوهای بتاماکس به‌خصوص مدل محبوب تی‌سون که به استحکام و این‌طور چیزها مشهور شده بود به شکل گسترده‌ای یک خرده فرهنگ زیرزمینی را پروبال داده بود.

بر پایه محبوبیت این دستگاه‌های عجیب و غریب، موسیقی لس‌آنجلسی هم به مفهومی آشنا در دهه شصت ایران بدل شد. قشنگ‌تر از پریا و نازی ناز کن و سوغاتی و کلاغ دم‌سیاه وارد فرهنگ موسیقایی ایرانی جماعت شدند. اما باز هم بود. در سال‌های 63 و 64 ناگهان تب رقص ربات‌واری به اسم برک‌دنس که ترکش دیگری از فرهنگ پاپ بود کل کشور را درنوردید و در هر عروسی و جشنی حتی در شهرهای کوچک هم، یکی دو جوان سلحشور با پشت موهای الیویایی و کاپشن‌های گشاد با آستین‌های بالازده شده و کفش‌های سفید ساق‌بلند حضور داشتند که عملیات محیرالعقول رقص رباتیک برک‌دنس را با یک موسیقی گوشخراش اجرا می‌کردند.

رقصی که در چشم بسیاری از مردم در ابعاد معرکه‌گیری و شعبده‌بازی محسوب می‌شد و با حیرت به آن چشم می‌دوختند… این در دورانی است که بخش بزرگی از جوانان کشور در خطوط مقدم جنگ حضور دارند و بخش اعظم تیترهای روزنامه‌ها به شکلی مستمر به حوادث جنگ و موشکباران و بمباران‌ها اختصاص دارد.
فردا درباره مسئله مبهم موسیقی در دهه شصت حرف می‌زنیم.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.