روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| بچه که بودم سریال «میرزا کوچک‌خان» را از تیتراژ شروع تا پایان ترانه‌ درخشانی که ناصر مسعودی خوانده ولی در نسخه‌ تلویزیون به دلیل ممنوع‌الکاری نانوشته‌ مسعودی تورج زاهدی آن را بازخوانی کرد، می‌بلعیدم. میرزا کوچک‌خان کاراکتر محبوب من بود. چریکی واقعی که به واسطه‌ کاریزمایش توانست مردم را همراه خودش کند و برای مدتی کوتاه اولین جمهوری ایران را در گیلان تاسیس کند.

رشت که می‌روم رفتن به خانه‌ میرزا و سر مزارش و آن عمارت کلاه فرنگی که دکتر حشمت، یار غار میرزا در آن به دار آویخته شده، جزو فرایض است. این‌ها را گفتم که دست‌تان بیاید وقتی فهمیدم کتاب فیلمنامه «کوچک جنگلی» ناصر تقوایی منتشر شده، چقدر ذوق‌زده شدم. برای آن‌هایی که ممکن است ندانند قرار بوده سریال «کوچک جنگلی» را ناصر تقوایی بسازد که بی‌بروبرگرد با «دایی جان ناپلئون» ثابت کرده که بهترین کارگردان سریال تلویزیونی اقتباسی می‌تواند باشد.

تقوایی و تهیه‌کننده‌ها به‌خاطر وسواس کارگردان در پیش‌تولید به مشکل برمی‌خورند و تقوایی از کار کنار گذاشته می‌شود و بهروز افخمی جایش را می‌گیرد. محصول نهایی البته همچنان جذاب از کار درآمد اما تصور اینکه اگر خود تقوایی سریال را می‌ساخت چه می‌شد طبعا طرفداران را رها نمی‌کرد. حالا چاپ کتاب تقوایی با آن نثر شیوا و شیرینش فرصتی فراهم کرده تا آن چیزی را که در ذهن او می‌گذشته تا حد زیادی بازسازی کنیم.

البته که سریال افخمی هم تا حد زیادی وابسته به متن تقوایی است. آنچه از جدول ابتدای هر فصل که تقوایی در آن شرح بازیگران هر سکانس و لباس‌هایشان را نوشته درمی‌یابیم این است که لااقل تصویری که تقوایی از بازیگران در ذهن داشته با افخمی بسیار متفاوت بوده. مثلا تقوایی از همان ابتدا مطمئن بوده که نقش میرزا کوچک را باید داریوش ارجمند بازی کند که در نسخه‌ افخمی علیرضا مجلل جای او را می‌گیرد.

راستش این از آن جزئیاتی است که به افخمی رای می‌دهم آن‌قدر که مجلل در نقش میرزا نشسته و تصویری سمپاتیک و کاریزماتیک توامان از او ارائه می‌دهد. اما نقش راوی در سریال افخمی پررنگ‌تر است که به‌نظر می‌رسد بخشی از آن لااقل به دلایل مالی باشد که آنچه تقوایی می‌خواسته در سکانس‌ها نشان بدهد، افخمی با روایت تعریف کرده تا هزینه‌ سریال پایین‌تر بیاید.

از آن طرف هرچند یک سری سکانس‌های سریال در نهایت دقیقا شبیه چیزی است که در کتاب فیلمنامه‌ «کوچک جنگلی» تقوایی آمده اما منبع اقتباس دو کارگردان با هم متفاوت است. افخمی بیشتر روی کتاب ابراهیم فخرایی به نام «سردار جنگل» تمرکز کرده که خودش از اعضای نهضت جنگل بود و تقوایی کتاب «مردی از جنگل» احمد احرار، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس را منبع الهامش کرده بود.

یک سری شخصیت‌ها هم طبق فیلمنامه‌ منتشر شده‌ تقوایی در نسخه‌ سریال افخمی تغییر پیدا کرده‌اند. مثلا کاراکتر آلمانی که تا لحظه آخر کنار میرزا می‌ماند در فیلمنامه‌ تقوایی گائوک است که دوست داشته سعید پورصمیمی نقشش را بازی کند اما در فیلم افخمی تقریبا مشابه این کاراکتر یوزف را با بازی جمشید گرگین داریم. اینکه کدام روایت به حقیقت نزدیکتر است مسئله‌ پژوهشگران است. به لحاظ جذابیت روایت سریال افخمی و فیلمنامه‌ تقوایی شانه به شانه‌ هم پیش می‌روند.

خواندن سه جلد فیلمنامه «کوچک جنگلی» تقوایی یک حاشیه‌ جالب هم برایم به دنبال داشت. اینکه شخصیت میرزا کوچک‌خان در جامعه‌ ایرانی تا چه حد مناقشه‌برانگیز است. وقتی از حس شخصی‌ام به میرزا نوشتم پیام‌های زیادی دریافت کردم که او را مردی خشکه مذهب و متعصب یا در مقابل جدایی‌طلب وابسته به کمونیست‌ها می‌دانستند. این دومین تلقی البته نه در کتاب تقوایی و نه در سریال افخمی وجود ندارد.

به‌نظرم خواندن فیلمنامه تقوایی مهم است از این جهت که می‌توانیم در مورد یکی از چهره‌های مهم تاریخ ایران دوباره تعمق کنیم. این وسط فقط حیف که فونت کتاب آنقدر بد و زشت است و مقدمه‌ای که آقای دباشی بر آن نوشته تا این حد چه به لحاظ نگارش و چه تحلیل ضعیف است. چیزی بین دلنوشته و تحلیل که در هیچ‌کدام حتی کمی هم به کمال نزدیک نمی‌شود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.