روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | برای‌ ادامه‌ داستان‌ سینمای‌ ایران‌ در‌ دهه‌ شصت باید چند نکته را در نظر بگیرید. جمهوری اسلامی در مدت زمان کمی بیشتر از دو سال‌،‌ به‌تدریج راه خود را از ملی‌گراها‌،‌ ملی مذهبی‌ها‌، مجاهدین و خط سیر ابوالحسن بنی‌صدر جدا ساخته بود. کمونیست‌های ملایم مثل حزب توده هم به‌تدریج درک کرده بودند که راهی به مناسبات قدرت در حاکمیت جدید پیدا نخواهند کرد. وقوع جنگ ‌و قبل از آن اشغال سفارت آمریکا‌؛ به جریان‌های رادیکال اسلامی قوت بیشتری داده بود‌.

بی‌جهت نیست که مناقشه بر سرحجاب زنان پس از بلوای اسفند سال 57 و تیرماه 58 بالاخره به بخشنامه دادستان کل کشور (آیت‌الله قدوسی) درباره حجاب کارمندان دولت می‌انجامد و بعد فعالیت گروه‌های سنتی و مذهبی در مواجهه با کشف حجاب و چندین داستان فرعی دیگر مثل غائله بندر انزلی و داستان بازار تبریز و این‌طور چیزها که هرکدامشان را می‌توان مفصل شرح داد. این مواجهه با زنان بی‌حجاب به شکلی بود که در سال 1360 دیگر زن بی‌حجاب در سطح شهر تهران هم رویت نمی‌شد.

روند در نهایت به شکل رسمی به سمتی رفت که بی‌حجابی علنا به‌عنوان یک جرم قضایی در مر قانون تعریف شد. این در حالی است که همسر و دختر اولین رئیس‌جمهور ایران یعنی ابوالحسن بنی‌صدر به حجاب معتقد نبودند‌! در همان ابتدای سال 60 ، محمد‌علی رجایی مقررات ویژه حجاب زنان را تهیه کرد که بسیار شبیه مقرراتی بود که ستاد امر به معروف در نظر داشت در تابستان سال 1401 در ایران به شکل عمومی به مرحله اجرا در بیاورد.

این سیر حاکمیت به سمت یکدست شدن‌، به جز مسئله پوشش زنان‌،‌‌ پرونده قضایایی مثل موسیقی و البته کتاب و نقاشی و مجسمه‌سازی را تحت‌الشعاع خود قرار داد و یک گسست فرهنگی کاملا واضح در این عرصه‌ها نسبت به قبل از انقلاب به‌وجود آورد. این یک‌دست شدن با تشدید شرایط جنگی و فضای فرهنگی حاصل از جنگ‌،‌ به شکل کامل عرصه هنر را در اختیار خود گرفته بود‌.

فعالیت‌های پراکنده چهره‌های موسیقی پاپ به شکل کامل و از سال 1360 ممنوع شد و دایره عملیاتی موسیقی سنتی هم در چند سال اول دهه شصت به‌شدت محدود شده بود. اما موسیقی انقلابی یا همان سرودهای انقلابی به فعالیت ادامه می‌دادند و اتفاقا نتایج بدی هم به همراه نیاورده بودند. به‌هرحال در این دوران فترت جریان‌هاي هنری در کشور سینما ناگهان پرچمدار شد.

در واقع عرصه‌ای از هنر که در پیش از انقلاب بیش از بقیه تحت اتهام بود ناگهان پرچمدار فرهنگی و هنری پس از انقلاب شد و نقش بزرگی در تغییر نگاه افکار عمومی غرب نسبت به ایران ایفا کرد. در واقع در حالی‌که حضور دیپلمات‌ها و مقامات ایرانی در مجامع جهانی معمولا نتایج مثبتی به همراه نمي‌آورد و بیشتر بر سوءتفاهم‌ها دامن می‌زد این سینما بود که چهره بشاش و موفقی از فعالیت‌های فرهنگ و هنر در پس از انقلاب به سمت جهانیان مخابره می‌کرد.

همان‌طور که گفتیم داستان از سخنان امام خمینی در اردیبهشت سال 59 و تمجید از فیلم گاو و تشویق مسئولین به تولید فیلم‌های ایرانی آموزنده به‌جای فیلم‌های خارجی آغاز شد. و سینمای ایران را از فشار گروه‌های رادیکال خلاص کرد. اما مسئولین سینما به این فکر افتادند که یک سینمای جدید را پایه‌ریزی کنند. بر مبنای کنترل محتوا و کمک‌های مادی و مشورتی به آثار برگزیده.

به اين ترتیب مثلا در حالی‌که چهره‌های کانون نویسندگان عملا از سال 60 فرصت فعالیت نداشتند بهرام بیضایی که خود از اعضای کانون نویسندگان بود در همان سه چهار سال ابتدایی دهه شصت سه فیلم ساخت‌. مرگ یزدگرد و باشو غریبه کوچک و شاید وقتی دیگر. در هر سه فیلم از کمک‌های مالی نهادهای حاکمیتی سود جسته بود‌.

هرچند مرگ یزدگرد به‌خاطر حجاب سوسن تسلیمی و همین‌طور سوژه ملتهبش به توقیف ابدی فرو رفت یا داریوش مهرجویی در حالی‌که دوست و رفیق قدیمی‌اش یعنی غلامحسین ساعدی در عرصه ادبیات با سختگیری‌ها‌ی مشخصی روبه‌رو بود از نیمه دهه شصت یک دوره طلایی فعالیت سینمایی را آغاز کرد و از پشتیبانی وسیع نهادهای فرهنگی حاکمیت هم برخوردار شد.

این مسئله در مورد ناصر تقوایی هم کاملا مصداق پیدا می‌کند و یا عباس کیارستمی که مورد التفات ویژه مسئولین سینمایی و روسای بنیاد فارابی بود، یک دوره فوق‌العاده پرکار و فعال را پشت‌سر گذاشت. مسعود کیمیایی که در سال 58 دوره کوتاهی مدیر شبکه دو تلویزیون هم شده بود، در اولین فیلمش مثل بهرام بیضایی قربانی برآورد اشتباهش از مسئله حجاب شد و خط قرمز را در تیغ سانسور و توقیف گرفتار دید اما سپس با تیغ و ابریشم به جریان فیلمسازی بازگشت.

علی حاتمی را هم به این جریان باید اضافه کنیم که او هم مثل کیارستمی مورد التفات ویژه مسئولین سینما و تلویزیون قرار داشت و ایده‌های مذهبی‌اش‌ هم به این ماجرا کمک می‌کرد. شانس بزرگ فارابی این بود که همه این استادان موج نو در سنین بین چهل تا پنجاه به‌سر می‌بردند و در اوج خلاقیت ذهنی قرار داشتند. به این ترتیب در دوران رکود و محدودیت برای مثلا فرهاد مهراد و مهدی اخوان‌ثالث و غلامحسین ساعدی‌، ‌همتایان و همنسلان سینمایی‌شان در اوج دوران کاری خود قرار داشتند…

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.