روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| سه سال پیش وقتی نشر موسیقی هرمس فستیوال show of hands را برگزار میکرد، متاسفانه کمتر کسی قدر میدانست که یک فستیوال خصوصی به معنای واقعی کلمه بینالمللی و حرفهای در حوزه موسیقی در کشورمان برقرار است که باعث فخرمان در جهان و البته ارتقای فرهنگ و سلیقه موسیقیمان میشود.
هر سال البته من بخشهای جنبی فستیوال را به دلیل مشغله از دست میدادم. امسال که فستیوال در استانبول برگزار میشود شانس این را دارم که سطح جدیدی از آن را تجربه کنم. از امکانات شهری کشور همسایه برای برگزاری یک فعالیت فرهنگی صرفنظر میکنم مثل اینکه دسترسی به مرکز فرهنگی آرتر، محل برگزاری، فوقالعاده ساده است.
خیلی راحتتر از رفتن به فرهنگسرای نیاوران یا تالار وحدت چون آنقدر برای مخاطب فرهنگ ارزش قائلند که از زمان بازگشایی تا آخر شب از دو نقطه اصلی شهر که دسترسی به آنها آسان است، ونهای رایگان برای حمل و نقل گذاشتهاند. اما اصل ماجرا چیزی است که مدیریت هنری فستیوال تدارک دیده.
به عنوان یک علاقهمند به مستندها و فیلمهای موسیقایی نمیدانستم که در دهه اول قرن بیست و یکم شبکه بی.بی.سی یک سریال هشت قسمتی در دو فصل منتشر کرده که توانستم در بخش جنبی فستیوال ببینم. تماشای اپیزود مستند جالب «موسیقی مقدس» را نه فقط به علاقهمندان موسیقی که حتی به جامعهشناسان هم میشود توصیه کرد.
خط اصلی مستند درباره دو آهنگساز برجسته قرن بیستم است: هنریک گورتسکی و آروو پارت. یکی اهل لهستان و دیگری استونی. چه چیزی این دو آهنگساز را به هم مرتبط میکند؟ اوج کاری هر دو نفر مصادف شده بود با دوران حکومت کمونیستی که طبعا موسیقی کلاسیک را برنمیتابید.
یک مستندساز معمولی در دام این تشابه میافتاد اما سایمون بروتون که خودش سردبیر یک مجله موسیقی در انگلستان است و کارگردانی این اپیزود را برعهده داشته به تفاوت جامعه استونی و لهستان و تاثیر این تفاوت در موسیقی دو آهنگساز پرداخته. جامعه لهستان از اساس بسیار مذهبی و کاتولیکهای سفت و سخت هستند در حالیکه استونی بافت سکولاری داشته.
این وسط یک نکته دیگر هم به کار گورتسکی میآید و برای اولینبار پاپی که در واتیکان انتخاب میشود لهستانی است. تصاویر استقبال لهستانیها از پاپ ژان پل دوم که از موطنش در دوره کمونیسم بازدید میکند و موسیقی کلیسایی گورتسکی هم روی آن میآید شورانگیز است و تماشاگر را احساساتی میکند.
مستند «موسیقی مقدس» نه فقط بهخاطر نقب زدن به دل موسیقی دو آهنگساز فوقالعاده مجذوبم کرد که درواقع مهمترین ایدهای که در بطنش دارد این است که پذیرفته شدن هنرمند از سوی مقامات رسمی و دولت کشور متبوعش کوچکترین اهمیتی ندارد. حتی در مورد خلق اثر هنری هم ایدههای متفاوتی وجود دارد.
آروو پارت معتقد است که آهنگساز کاری به اتفاقات بیرون از خودش ندارد و از درون به بیرون خودش نگاه میکند. حالا ممکن است برای ما که عاشق مسئولیتهای اجتماعی هنرمندان هستیم این حرف آزارنده بهنظر برسد اما وقتی به آثار آروو پارت گوش کنیم، در موقعیت سیاسی و اجتماعی که او زندگی میکرد، متوجه میشویم که منظور پارت بیتفاوتی نیست بلکه میخواهد بگوید اثر هنری نباید واکنشی خلق شود.
اثر هنری واقعی از فعل و انفعالات درون هنرمند نشات میگیرد که ممکن است واقعا وقایع اجتماعی رویش تاثیر داشته باشند که در آنصورت در کارش به چشم میخورد و اگر نسبت به اتفاقات به شکل درونی بیتفاوت باشد اصرار برای واکنش عملا از ارزش محصول میکاهد.
این مستند تازه یکی از تجربههای درجه یک این فستیوال موسیقی ویژه بود.
برای علاقهمندان جدی موسیقی و به شکل کلی هنر درس و حرف و لذت زیاد داشت تازه کنار اجراهایی که هر کدام در حد بهترین کنسرتها در سطح جهان و نه حتی خاورمیانه بودند. باز هم افسوسش میماند که موقع برگزاری در ایران حمایتش نکردیم و امید برای اینکه روزی برگردد و از دستش نداده باشیم.

