روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در بخش‌های قبلی به شکل پراکنده شرایط موسیقی و سینما و سریال‌های تلویزیونی در نیمه اول دهه شصت را مرور کردیم. برگ برنده حاکمیت جدید‌، ‌در حوزه فرهنگ عمومی کیفیت بالای برنامه‌های تلویزیونی در این سال‌هاست. حضور چهره‌های شاخص و ماهر در عرصه نمایشی و میدان بازی که مدیریت صدا‌و‌سیما در اختیار این گروه‌ها قرار می‌دهد منجر به تولید سریال‌ها و برنامه‌هایی می‌شود که با برنامه‌ها و سریال‌های پیش از انقلاب به لحاظ کیفی قابل مقایسه نبودند و از امتیازات بسیار بهتری برخوردار بودند.

تلویزیون با تکیه بر برنامه‌های نمایشی موفقش با آنکه حجم زیادی از برنامه‌های خشک و رسمی درباره جنگ و مسائل خاص شرایط اضطراری کشور بودند‌، موجب شد تا تماشاگران بسیاری به مخاطبان ثابت تلویزیون بدل شوند‌. خلوت شدن خیابان‌ها به هنگام پخش سریال‌هاي مشهور اتفاقی بود که در آن دوران بارها و بارها رخ می‌داد و همانطور که نوشتیم در عرصه کودک و نوجوان تیم مرضیه برومند و حمید جبلی و ایرج طهماسب و فاطمه معتمد‌آریا و اکبر عبدی و زوج رسام و بیرنگ و بقیه چهره‌های مهم این عرصه برنامه‌‌های بسیار باکیفیتی مثل محله بروبیا و محله بهداشت و مدرسه موش‌ها و خونه مادر‌بزرگ را عرضه کردند‌.‌

در عرصه سریال‌ها هم گعده‌ای بسیار با تجربه که عموما در ارتباط با کارهای نمایشی بهرام بیضایی ورزیده شده بودند در دو سریال بسیار پرمخاطب و با کیفیت سربداران و سلطان و شبان جمع شده بودند و می‌درخشیدند. مثل سوسن تسلیمی و مهدی هاشمی و گلاب آدینه و داریوش فرهنگ و منوچهر مطیع‌. و البته نوستاره‌هایی مثل امین تارخ و افسانه بایگان. به‌جز این دو سریال بسیار پرطرفدار‌، ‌سریال‌های دیگری نیز در خاطره تماشاگران آن سال‌ها باقی مانده است.

مثلا سریال بسیار خنده‌دار مخمصه که سیروس گرجستانی را به یک ستاره مردم‌پسند بدل کرد و یا سریال‌های تاریخی امیرکبیر و ابوعلی سینا که بلافاصله پس از موفقیت سربداران از تلویزیون پخش شدند که خب نتوانستند موفقیت اسلاف خویش را تکرار کنند. ملودرام‌های خانوادگی مثل آینه‌،‌ سبد محصولات نمایشی تلویزیون را کامل می‌کردند. به این‌ها باید مثلا سریال بسیارخوش ساخت و نوستالژیک مثل‌آباد را هم اضافه کنیم.

مجموعه این برنامه‌ها حکایت از فعالیت گروه‌های مستعدی در عرصه نمایش می‌داد که با میدان دادن توسط مدیران صدا‌وسیما‌،‌ با تکیه بر هنر خودشان تماشاگران را سیراب می‌کردند‌. تازه به این‌ها مجموعه‌ای از تله‌تئاترهای باکیفیت را نیز باید اضافه کرد. این روند تولید سریال‌ها و برنامه‌های باکیفیت نمایشی تقریبا تا اوایل دهه هفتاد ادامه داشت‌. درباره شاهکارهای غیرقابل تکرار مثل روزی روزگاری…، ‌کوچک جنگلی و یا هزار دستان بعدا خواهیم نوشت…

پس اگر می‌خواهیم در مورد دهه شصت و فضای فرهنگی بسته آن ناله کنیم این امتیازات را نیز در یاد داشته باشیم.
یکی از اتفاقات مهم دهه شصت در تلویزیون‌، ‌نمایش فیلم‌های ژاپنی بود. تلویزیون ایران در سال‌های پیش از انقلاب در بست در اختیار فیلم‌ها و سریال‌هاي آمریکایی بود که عموما از کیفیت بسیار خوبی هم برخوردار بودند. فیلم‌هایی از رائول والش و آنتونی مان و جان فورد و هیچکاک و البته گاهی هم آثار نه چندان با کیفیت.

در این میان با وقوع انقلاب تلویزیون از پخش این فیلم‌ها به لحاظ مسائل مربوط به کپی رایت بازماند و ناگهان انبوهی از فیلم ژاپنی از تلویزیون ایران سر درآورد. در آن سال‌ها‌،‌ تماشاگر خو کرده به فیلم‌های آمریکایی‌، ‌از این فیلم‌های ژاپنی عموما استقبال سردی می‌کرد و دوبلورهای باسابقه نیز انگار با میمیک صورت این مردان و زنان چشم‌بادامی راحت نبودند. چندین سال گذشت که مشخص شد تلویزیون به شکل غیر‌ارادی یک گنجینه بزرگ سینمایی را به روی بینندگان عام گشوده است.

هفت سامورایی‌‌،‌ زیستن‌، سگ ولگرد‌،‌ سریر خون‌، ریش قرمز، ‌سانشوی مباشر، داستان توکیو، ‌کویادان، عصیان، ‌هاراگیری و… تعدادی از این شاهکارهای بزرگ تاریخ سینما بودند که به شکلی ناخواسته برای تماشاگر عام تلویزیون به نمایش درآمدند. اما همین وفور فیلم‌های سینمای ژاپن که به شکل ناخواسته و انبوه انجام شد منجر شد تا در میانه دهه شصت مخاطبان تلویزیون ایران با مهم‌ترین پدیده فراگیر فرهنگی روبه‌رو شوند که ترکش‌هایش هنوز هم ادامه دارد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. پدیده اوشین که در سال 1365 ملکه بی‌رقیب تلویزیون ایران شد. درباره‌اش فردا حرف خواهیم زد…

پی نوشت‌: یکی از دوستان خواننده هفت‌صبح برای ما نوشته‌اند که آلبوم گل صدبرگ در سال ۱۳۶۰ منتشر شد نه سال ۶۴. شهرام ناظری در سال ۶۳ آلبوم شعر و عرفان رو منتشر کرد (تصنیف مشهور با من صنما در این آلبوم بود) و در سال ۶۴ آلبوم نجوا با آهنگسازی حسن یوسف زمانی منتشر شد. ممنون از این دوست عزیز.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.