روزنامه هفت صبح| در فضای نه چندان باز فرهنگی نیمه اول دهه شصت، فرهنگ عمومی، شاخصهای محبوب خود را پیدا میکرد. مثل نوحههای صادق آهنگران بهخصوص ای لشگر صاحب زمان، مثل ممد نبودی ببینی که با اجرای کویتیپور مشهور شد و به فرهنگ عامه راه پیدا کرد، مثل اندکاندک جمع مستان میرسند با صدای شهرام ناظری یا ک مثل کپل در شهر موشها و ایش گفتنهای نارنجی که خودش به یک آیکون پرکاربرد در گفتار روزمره بدل شده بود، مثل شیوه سخن گفتن قاضی شارح در سربداران با بازی علی نصیریان و یا تکيه کلامهای سلطان بانو در سلطان و شبان.
یا حتی در سویه زیر زمینی ماجرا، تک ترانههای لسآنجلسی داریوش و ابی و هایده که به این سوی آب آمده بودند و ترانه ماوی ماوی ابراهیم تاتلیس و ملودی سلف کنترل خانم لورا برانیگان و رقص استاد مایکل جکسون و چشمان سبز هولیا افشار. اما همه این جلوهگریهای فرهنگی چه رسمی و چه غیررسمی و چه زیر زمینی در مقابل محبوبیت دیوانهوار یک سریال نه چندان مهم ژاپنی، رنگ میبازند. سریال سالهای دور از خانه یا همان اوشین در نیمه دهه شصت پخشش در ایران آغاز شد.
سریالی محصول سال 1983 شبکه ان اچ کی ژاپن که در اصل خود بیش از 297 قسمت 15 دقیقهای بود و بلافاصله در کشورهای مختلف آسیای شرقی، خاورمیانه و آفریقا محبوب شد. پخش سریال از سال 1365 در ایران شروع شد و به یمن دوبله حرفهای سریال و بهرغم سانسورها و ممیزیها و تصحیح برخی از سرگرمیهای خانم اوشین، با تکیه بر داستان ملودرامیک و پرفراز و نشیبش و ترکیب آن با فقر و ماجراهای زناشویی و خانواده شوهر، به شدت در ایران محبوب شد.
يكشنبه شبها کم کم برنامه مردم با سریال اوشین هماهنگ میشد. رفت وآمدهای خانوادگی در يكشنبه شبها طوری تنظیم میشد که با پخش اوشین تداخل نداشته باشد. سرگذشت اوشین و پیشبینی زندگی او به یکی از محورهای بحث در محافل دوستانه و خانوادگی بدل شد و پرتره اوشین بلافاصله بر روی نوشت افزار، دفترچههای مدرسه، لیوانها و فنجانها و کوسنها و بالشها نقش بست حتی بیشتر از چه گوارا و مریلین مونرو و فردین! عجیب آنکه با گذشت سه دهه ازپخش این سریال در ایران این پدیده همچنان به حیات خود در ایران ادامه میدهد.
الان مجموعهای از فروشگاههای لباسهای دست دوم در ایران با نام تاناکورا مشهور است. ریوزو تاناکورا همسر اوشین بود و مدیر یک مجموعه فروشگاه زنجیرهای لباس. حس طنز ایرانی نام تاناکورا را اینگونه به یک برند تجاری لباس درایران بدل کرد. هنوز هم عبارت اوشین برای دختر و یا زنی که به شدت اهل کار کردن است و در چنگال فقر گرفتار است طنینی پرکاربرد در ایران دارد و توانسته جانشین اصطلاح کوزت در نسلهای قبل شود. در دهههای بعد محبوبیت یانگوم و یا جومونگ، موج مشابهی را ایجاد کرد اما بازهم نتوانستند به پای موج فراگیری و عمومیت اوشین برسند.
اگر بخواهیم تلویزیون را پشت سر بگذاریم مجبوریم به برنامه پربیننده دیدنیها هم اشاره کنیم. با اجرای فوقالعاده جلال مقامی که با ساختار باز و تقریبا بدون ضابطهاش و با تکیه بر برنامهها و تکه فیلمهای مفرح شبکههای خارجی همان کاری را برای بیننده تلویزیون در دهه شصت انجام میداد که حالا استوریهای اینستاگرامی انجام میدهند.
بحث تلویزیون در نیمه اول دهه شصت را با برنامههاي ورزشیاش میبندیم. رقابت ورزش و مردم و ورزش از شبکه دو. صدای مجید وارث و جهانگیر کوثری در گزارش فوتبالهای خارجی و حضور صالح نیا و کوتی و بهروان در گزارش فوتبالهای داخلی و بلایی که بر اعصاب و روان مخاطب نازل میکردند. وقتی گزارشهای بهروان و صالح نیا را شنیده باشید شیوه گزارش سرهنگ علیفر و جواد خیابانی و حتی جناب سیانکی را روی تخم چشمانتان میگذارید.
پخش مستقیم باشگاههای اروپا در سال 1981 بین رئال مادرید و لیورپول و افتتاحیه جام جهانی 1982 بین آرژانتین و بلژیک از معدود لحظاتی بود که طرفداران فوتبال در ایران همپای بقیه جهان در جریان یک اتفاق فوتبالی مهم قرار میگرفتند. در بقیه موارد باید 80 دقیقه ورزش و مردم را تحمل میکردید تا در انتهای برنامه خلاصهای 15 دقیقهای از یک بازی مهم هفته گذشته بوندس لیگا را با منت بسیار برای شما پخش کنند.
این داستان تلویزیون در نیمه اول دهه شصت بود.
با برگهای برنده بسیار زیادش و البته نقاط ضعف قابل لمسش. کیفیت سریالها و برنامههای نمایشی آن سالها یعنی حدود چهل سال پیش برای تلویزیون ایران هدفی دست نیافتنی است، از آنسو طرفداران فوتبال میتوانند شکرگزار باشند که در سالهاي اخیر هفتهای چند مسابقه فوتبال مهم اروپا را بدون پرداخت یک ریال به شکل مستقیم و با کیفیت بالا تماشا میکنند. چیزی که براي یک فوتبالدوست دهه شصتی همچون یک رویا بود…از فردا فایل ورزش دهه شصت را باز میکنیم. علی پروین و پورحیدری و پاکیزه جم و سوختهسرایی و مجید ترکان و تیموری و ناصر محمدخانی و عبدالعلی چنگیز و بقیه دوستان.

