روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | راهپیمایی روز قدس سال ۱۳۹۶ با حواشی مربوط به توهین به رئیسجمهور وقت همراه شد. هواداران دکتر حسن روحانی در واکنش به آن حواشی کوشیدند تا با هشتگ «روحانی تنها نیست» حمایت خود را از رئیسجمهور اعلام کنند. همان زمان هم تاکید بر تنها نبودن آقای روحانی عجیب به نظر میرسید.
حدود یک ماه پیش از آن حسن روحانی با بیش از ۲۳میلیون رای برای دومین بار بهعنوان رئیسجمهور منتخب برگزیده شده بود آنهم در انتخاباتی که بیش از ۷۳درصد واجدین شرایط رای دادن در آن شرکت کرده بودند. پیروزی آقای روحانی برخلاف پیروزی سال ۱۳۹۲ آنقدر مقتدرانه بود که ظاهرا نیازی به تاکید بر عدم تنهایی رئیسجمهور نبود.
اما حالا که به گذشته مینگریم، به نظر میرسد که آقای روحانی حتی همان پنج سال پیش هم تنهاتر از چیزی بود که تصور میکردیم؛ آنهم نه در میان دیگر بخشهای حاکمیت بلکه در درون دولت و در میان متحدانش. مصاحبه اخیر دکتر اسحاق جهانگیری با مجله آگاهی نو جزئیات بیشتری را از آن روزها نمایان میکند. در غیاب آیتالله هاشمی رفسنجانی، اصلاحطلبان به رهبری سیدمحمد خاتمی تاکید داشتند که آقای جهانگیری برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۶ ثبتنام کند.
طبق روایت آقای جهانگیری، تنها چند ساعت پیش از پایان زمان ثبتنام، آقای روحانی به آقای جهانگیری میگوید که یا در انتخابات ثبتنام کند و یا اینکه خودش آقای خاتمی را راضی کند. نقلقولی که نشان میدهد آقای روحانی از سوی آقای خاتمی تحت فشار بود که به حضور آقای جهانگیری در انتخابات تن دهد.
ظاهرا آقای روحانی نگران بود که عدم حضور آقای جهانگیری در انتخابات بر حمایت اصلاحطلبان از دولت وقت در انتخابات اثرگذار خواهد بود. در هر صورت، با اصرار آقای خاتمی و احتمالا بهرغم تمایل آقای روحانی، اسحاق جهانگیری وارد انتخابات میشود. همین تحمیل نامزدی آقای جهانگیری به آقای روحانی احتمالا نقطه شروع فاصله گرفتن آقای روحانی از اصلاحطلبان بود، بهگونهای که اسحاق جهانگیری نقل میکند که رابطه او با آقای روحانی در دور دوم ریاست جمهوری آقای روحانی هرگز مانند دور اول نبود.
نمیدانیم که آن روزها در ذهن آقای روحانی چه میگذشت اما شاید او با خود اندیشید که اصلاحطلبان اگر فرصتی بهدست بیاورند به راحتی از او عبور خواهند کرد. احتمالا چنین نگاهی بود که باعث نزدیکی بیشتر آقای روحانی در دور دوم به شخصیتهای مورد اعتمادش بود. سرسختی آقای روحانی در حفظ افرادی مانند محمدباقر نوبخت در سازمان برنامه و بودجه نشان میدهد که او وفاداری را به کارآمدی ترجیح میداد.
او حتی هنگام تشکیل کابینه دولت دوازدهم هم نظر اصلاحطلبان را نادیده گرفت. اختلاف اصلاحطلبان با آقای روحانی تا جایی پیش رفت که برخی اصلاحطلبان به آقای جهانگیری پیشنهاد کردند که استعفا بدهد. همه اینها پیش از آن بود که طوفان حوادثی از جمله خروج آمریکا از برجام، وقایع تلخ آبان ۱۳۹۸ و همهگیری کرونا کشور را در نوردد.
اشتباه استراتژیک اصلاحطلبان تنها به دولت و اداره کشور آسیب نزد. شور و شوق شاید بیش از حد آقای جهانگیری در دوران انتخابات سال ۱۳۹۶ رابطه او و نهادهای حاکمیتی را هم خدشهدار کرد و در نهایت در عدم تایید صلاحیت او برای انتخابات سال ۱۴۰۰ موثر بود. شاید به همین خاطر باشد که آقای جهانگیری حالا نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ را بزرگترین اشتباه سیاسیاش میداند، آنهم در شرایطی که او اعلام خبر دلار ۴۲۰۰ تومانی بهعنوان «دلار جهانگیری» شناخته میشود را در کارنامه دارد.
آقای روحانی در شرایطی دولت را ترک کرد که جایگاه درخشانی در میان افکار عمومی نداشت، اما تنهایی او خیلی زودتر شروع شده بود. درست همان روزهایی که برخی چهرههای اصلاحطلب با هشتگ روحانی تنها نیست از او حمایت میکردند، آقای روحانی میدانست که آنها احتمالا در اولین فرصت او را تنها خواهند گذاشت. حق با آقای روحانی بود، حالا اگر به صفحات همان شخصیتهای اصلاحطلب در شبکههای اجتماعی بنگرید، دیگر اثری از آن پستهای همراه با هشتگ «روحانی تنها نیست» بهچشم نمیخورد.

