روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | این شایعه وجود دارد که اوضاع ورزش ایران در آستانه انقلاب خیلی ردیف بوده. خب اینگونه نیست. پس از درخشش در بازیهای آسیایی سال 1353 در تهران، سیر نزولی ورزش قهرمانی در ایران شروع شد. افول واضح کشتی که در آن سالها فقط یک تک ستاره و آن هم منصور برزگر را داشت و افول وزنهبرداری که دل به محمد نصیری نابغه پا به سن گذاشته بسته بود. والیبال و بسکتبال ما در شرایطی بودند که هیچ امیدی برای کسب مدال درآسیا نداشتند.
پینگ پنگ در سطح آسیا قدرتی درجه دو و سه بود. ورزشهای رزمی هنوز پا نگرفته بود. واترپلو پس از درخشش در بازیهای آسیایی تهران از آن فرم درخشان نزول کرده بود.با این حال واترپلو در کنار شمشیربازی و سوارکاری و تا حدی تنیس از رشتههایی بودند که توان خود را در سطح آسیا حفظ کرده بودند. هیچ کدام از این رشتهها اما حرفی برای گفتن در سطح جهان نداشتند. در دو المپیک مونترآل و مونیخ کاروان پرشمار ایران دو و سه مدال کسب کرد.
در ورزش بانوان هم در سالهای 55 و 56 و 57 موفقیت مهمی رخ نداده بود و کلا ورزش بانوان فعالیت چندانی نداشت اما این سیر نزولی تحتالشعاع موفقیت دنبالهدار و بینالمللی فوتبال و تب داغ رقابتهای فوتبال تخت جمشید قرار داشت. مسابقاتی که با نظم و ساختار غبطه برانگیزی برگزار میشد و همه چیز از تعداد تماشاگر تا میزان فروش بلیت و سهم باشگاهها و میزان مالیات و… کاملا مشخص و مشهود بود. مضاف بر آن مسابقات بینالمللی متعددی در رده جوانان و نوجوانان در تهران و تبریز و شیراز و آبادان برگزار میشد که تنور این رشته را داغتر از همیشه میکرد.
در همان سال 57 و در بحبوحه انقلاب، ایران از حضور در بازیهای آسیایی بانکوک عذرخواهی کرد. در سال 58 تیم ملی فوتبال به المپیک مسکو راه یافت. اما اولین شوک مهم ورزش ایران تصمیم غیراستراتژیک در مورد تحریم المپیک مسکو بود. تحریمی که توسط آمریکا و همپیمانانش پیریزی شده بود اما ایران با دلایلی دیگر و در اعتراض به اشغال افغانستان توسط شوروی از شرکت در این المپیک سرباز زد. یک ژست سیاسی مبالغه شده و غیرلازم که بیشتر با اصرار چهرههای دولت موقت شکل گرفته بود.
اما تب رقابت ورزشی را مسابقات فوتبال در تهران دوباره داغ کرد. کسی انتظار نداشت مسابقات فوتبال این قدر سریع راست و ریس شوند اما آنقدر بنیه فوتبال در تهران قوی بود که در میانه تحولات سریع و خشن انقلاب، فوتبال هم هرطور که بود راه و چاه خود را در دوران جدید پیدا کرد. آن هم در حالی که هیچ اسپانسری برای بازیکنها وجود نداشت. در واقع جوانه زدن دوباره فوتبال در تهران حاصل علاقه شگفتانگیز و خودجوش به این رشته پرطرفدار بود بدون هیچ چشمداشت مادی.
مشخص بود که بر پایه همین عشق به فوتبال، بازیکنان فوتبال از سین جیمهای مرسوم در سالهای پس از انقلاب معاف بودند. کسی از آنها بابت اختلاط با ستارگان زن و این طور چیزها بازخواست نکرد و یا از دستبوسیهای ملاقاتهایشان در دربار و این طور چیزها. فوتبالیستها در جو عمومی سالهای 58 و 59 کارت سبز داشتند. این پیش از شروع موج برخورد با فوتبالیستهای عضو سازمان مجاهدین و یا گروههای چپ بود که در سالهای 60 به بعد شروع شده بود.
مشکل فقط باشگاه تاج بود که شهرت وابستگی مستقیم به دربار داشت که خب در واقع خیلی مسئله جدیای نبود. به هرحال خسروانی موسس تاج در دورهای فرمانده ژاندارمری بوده و در برههای هم آجودان مخصوص محمدرضا اما ازآن سو رضا پهلوی خودش طرفدار پرسپولیس بود و فاطمه پهلوی هم از سهامداران هلدینگی بود که مالکیت پرسپولیس در سالهای قبل از انقلاب را برعهده داشت. با این حال تلاش قدیمیهای تاج برای سروسامان دادن دوباره به این تیم و حضور با نام تاج در مسابقات فوتبال با شکست روبهرو شد.
در این میان با ابتکار عنایت آتشی که بسکتبالیست و عضو باشگاه تاج بود و همیاری کردنوری و پورحیدری و چند نفر دیگر این باشگاه از انحلال نجات یافت و با نام استقلال به مسابقات برگشت. امکان داشت اسم تاج به آزادی و یا تختی هم تغییر کند که در نهایت به نام استقلال ختم شد. پرسپولیس هم بدون سایه بلند علی عبدُه با اصرار علی پروین و مهراب شاهرخی دوباره پا گرفته بود.
هرچه بود در آبان 58 ابتدا مسابقات تهران با شرکت 12 تیم آغاز شد که در هفته سوم و پس از دو حادثه در بازی استقلال و سرباز و همینطور بازی دوستانه پرسپولیس و استقلال و زد وخورد و یورش تماشاگران و این جور چیزها مسابقات کلا کنسل شد. در تابستان 59 هم حسن حبیبی تیم بسیار پرستارهاي را به خصوص در خطوط هافبک و فوروارد به کویت برد و در جام ملتهای آسیا در سال 1980 به مقام سوم آسیا رسید که داستان آن را قبلا به تکرار نوشتهایم.
بالاخره در سال 1360 و در اوج جنگ ایران و عراق و بمبارانها، مسابقات باشگاهی تهران به شکلی آبرومند کلید خورد. با شرکت 14 تیم. در اتفاقی باورنکردنی تیم هما با درخشش حمید علیدوستی، هادی نراقی و احمد سنجری و حبیب خبیری توانست قهرمان تهران شود و پرسپولیس و بانک ملی و استقلال دوم تا چهارم شدند. علیدوستی فوقالعاده بود اما ستاره لیگ ناصر محمدخانی گلزن بانک ملی بود که ابتدا در راهآهن گل کرده بود. او در 13 مسابقه 11 گل زد و چشمها را به خود خیره کرد…بقیه داستان را فردا پی میگیریم.

