روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | گفتیم که در سال‌های 58 و 59 فوتبالیست‌ها با کارت سبز از سوی محاکم قضایی روبه‌رو بودند و کسی پیگیر عکس حسن روشن با فروزان و علی پروین با جمیله و محمد پنجعلی با دخترک آرژانتینی نبود. یا رفاقت ناصر حجازی با داریوش اقبالی. به‌خصوص که در همین سال 58 تعدادی از ملی‌پوش‌ها با وساطت کاظم نوری فوتبالیست دهه چهل شاهین که رابطه خوبی با مرحوم سید احمد داشت به ملاقات آیت‌الله خمینی رفتند.

چهره‌های مذهبی محافل فوتبال ما کاملا مشخص بودند. مثلا محمد دادکان در پرسپولیس که از همان قبل از انقلاب به خاطر موی کوتاه و ریش همیشگی‌اش و شورت ورزشی بلندش از علی پروین لقب آشیخ را دریافت کرده بود. یا محمد حقیقیان هافبک تیم پاس تهران که گرایشات مذهبی مشخصی داشت و روزه گرفتنش در ماه رمضان حتی در کوران مسابقات مشهور بود.

به تدریج چهره‌های مذهبی دیگر هم در فوتبال ما شناخته شدند. محمد مایلی کهن و محمد پنجعلی با محاسن غافلگیرکننده‌اش، بعدها نام‌های دیگری هم به میان آمدند. مثل عباس موسیوند، ضیایی، ‌میرآخوری،‌ اکثر اعضای تیم وحدت به‌خصوص سید مهدی ابطحی،‌ محمدحسن انصاری‌فرد و … مثلا در یک مورد دادکان در کنار مایلی کهن و پنجعلی و صادقی و زادمهر گروهی معروف به پنج محمد و یا پنج تن داشتند که همان سال 58 خواستار تحول در مدیریت پرسپولیس و هماهنگی‌اش با تحولات انقلابی بودند.

از سال 1360 سیاست واقتضائات فضای سیاسی خودش را در فوتبال بیشتر نشان داد.پرونده فوتبالیست‌های عضو سازمان مجاهدین خلق باز شد و اسم چهره‌هایی مثل حبیب خبیری و عباس نوین روزگار و اصغر ادیبی و حسن نایب آقا و بهرام مودت و چند نفر دیگر به میان آمد. در این میان خبیری دفاع راست هما که سابقه چند بازی ملی هم داشت در سال 62 اعدام شد و بقیه اسامی از کشور گریختند. پرویز قلیچ‌خانی اعجوبه فوتبال پیش از انقلاب هم که در سال 58 به ایران بازگشته بود به تدریج با ادامه فعالیت‌هایش با گروه‌های چریکی کمونیستی از ایران گریخت.

مهم‌ترین حضور اتمسفر سیاسی در فوتبال ایران وقتی بود که مصطفی داوودی به ریاست سازمان تربیت بدنی رسید و در افکار عجیبش قانون 27 سال را برای فوتبال تصویب کرد که طی آن ملی‌پوش‌ها باید حتما زیر 27 سال باشند! این قانون در واقع برای این بود که تیم ملی به عنوان نماینده جامعه انقلابی،‌ از عناصر قبل از انقلاب خالی شود.

در جام ملت‌های آسیا در سال 1359 به وضوح بسیاری از چهره‌های قدیمی‌تر از جمله مرحوم ناصر حجازی علاقه‌ای به شرکت در برنامه‌های صدور انقلاب از طریق فوتبال نداشتند. این اتفاق باعث شد تا مصطفی داوودی طرح عجیب خود را به فوتبال ملی ایران حقنه کند و دو نسل از بهترین فوتبالیست‌های تاریخ ملی ایران را از پوشیدن این پیراهن محروم کند.

مثل ناصر حجازی و حسن روشن و محمد صادقی و ایرج دانایی فرد و بهتاش فریبا و بسیاری از چهره‌های معروف دیگر از تیم ملی خط خوردند. اولین دستپخت تیم داوودی و آبشناسان (رئیس فدراسیون فوتبال) یک تیم ملی دگرگون شده و جوان بود که با یک سرمربی بسیار بی‌تجربه (جلال چراغپور) عازم بازی‌های آسیایی دهلی شد.

تیمی که برخلاف تیم پرستاره جام ملت‌های آسیا در سال 1980، ‌کاملا در اختیار فدراسیون و برنامه‌های تبلیغی‌اش بود. تیمی که با سربند و مشت‌های گره کرده و شعارهای انقلابی وارد زمین می‌شد و شمایل‌ها و تمثال‌های معروف انقلاب را در دست داشتند و از ارائه حرکات آیینی و مذهبی در میانه میدان هم ابایی نداشتند.

ناصرمحمدخانی و عزیز دسترس و علی فیروزی و حمید درخشان و بهروز سلطانی و رضا احدی ستاره‌های اصلی این تیم بودند. به لحاظ تاکتیکی تیم ضعیفی بود و عدم اعتماد به نفس عمومی تیم موجب شده بود تا حرکات عصبی در تیم اوج بگیرد که در نهایت به حمله محمد مایلی کهن به داور مسابقه ایران و کویت ختم شد و محرومیت‌های سنگین از سوی فدراسیون فوتبال آسیا.

اولین تیم ارزشی فوتبال با کارنامه‌ای ضعیف و جنجالی به کشور بازگشت. آنها به هیچ‌وجه سفیران خوبی برای ایران نبودند. با بازگشت تیم ملی از بازی‌های آسیایی دهلی در قانون 27ساله‌ها تجدیدنظر و لغو شد. فضای تحمیلی برفوتبال برداشته شد. داریم از پاییز 1361 حرف می‌زنیم.

در اتمسفر روبه آرامش سیاسی کشور و در فضایی که تحرکات جبهه‌های جنگ نسبت به دو سال اول آن به شدت کاهش پیدا کرده بود،‌ فوتبال به مهم‌ترین اتفاق عمومی کشور بدل شده بود. دو قطبی پرسپولیس و استقلال به اوج خود رسیده بود و ظهور یک نسل از بااستعدادترین فوتبالیست‌های معاصر که اکثرا جوانان حاصل از جام تخت‌جمشید بودند که حالا دوران اوج خود را می‌گذراندند، ‌موجب شد تا تنور فوتبال ایرانی گرم‌تر از همیشه باشد.

ورزشگاه‌های مملو از جمعیت و زمین‌های چمن ناهموار و ستاره‌هایی که تکنیک ممتاز خود را به رخ می‌کشیدند تا بدن‌های ناآماده‌شان چندان توی ذوق نزند. دورانی که ناصر محمدخانی و عبدالعلی چنگیز و حمید علیدوستی؛ سه مهاجم نابغه همزمان در سه تیم تهرانی توپ می‌زدند و در کنارشان حمید درخشان و بهتاش فریبا و سید مهدی ابطحی و سیروس قایقران و شاهرخ بیانی و محمد پنجعلی

و بعد هم با چند سال فاصله فرشاد پیوس و کریم باوی و مجتبی محرمی و نامجومطلق و قلعه‌نویی می‌درخشیدند. سال‌های هافبک‌ها و مهاجمان خارق‌العاده و نزول مدافعان و دروازه‌بان‌ها. سال‌های نسلی که بی‌نظیر بودند و بی‌خود و بی‌جهت سوختند…فردا بحث فوتبال را تمام می‌کنیم و پرونده کشتی و وزنه‌برداری را باز می‌کنیم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.