روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | دهه شصت ناگهان کشتی محبوبیت خود را در ایران بازیافت. پرداختن گاه مبالغه‌آمیز به افسانه غلامرضا تختی و ادای دین بزرگان کشتی جهان مثل مدوید و آتلی و آئیک به خاطره‌ تختی موجب شد تا در کنار اوج گرفتن دوباره افسانه این قهرمان بزرگ کشتی ایران این ورزش هم از رونق دوباره‌ای برخوردار شود.

در یک دوره ده ساله همه ورزش دوستان نه تنها مسابقات کشتی جهان والمپیک رادنبال می‌کردند که حتی نتایج بازی‌های جام تفلیس در شوروی و دانکولف در بلغارستان و یاشاردوغو در ترکیه را نیز حفظ بودند. البته از یاد نبریم که دهه شصت مصادف بود با ظهور نسل جدیدی از ابر قهرمانان کشتی در شوروی و بلغارستان و البته آمریکا. کشتی‌گیرهایی حاصل پیشرفت علم بدنسازی.

برادران بلوگازوف و آرسن فادزایف و لری خابه‌لوف و ماخاریک خادارتسف از شوروی و والنتین یوردانف از بلغارستان و ساتو از ژاپن و برادران شولتز و بومگارتنر و مهم‌تر از همه جان اسمیت از آمریکا و تک ستاره‌های کره شمالی در سبک وزن‌. این‌ها فوق ستاره‌هایی بودند که در آن سال‌ها درخشیدند. کشتی آزاد ایران در این رونق دوباره در دو منطقه مازندران و کرمانشاه اوج بیشتری گرفت.

مازنی‌ها عموما در وزن‌های سبک بودند و میان وزن‌ها در اختیار کرمانشاهی‌ها بود. رقابت ترکان و بزم آور و نجفی جویباری و دباغی در 48 و 52کیلوگرم واقعا به یک مسئله مهم برای ورزش دوستان بدل شده بود و هر مواجهه این چهار مدعی به یک خبر مهم ورزشی در سطح کشور بدل می‌شد. در بحث‌های دوستانه‌، گاه بحث می‌کشید به این‌که مثلا بزم‌آور بهتر است یا ترکان‌!

تصور چنین بحث‌هایی امروزه شاید برای مخاطب جوان غیرممکن و محال به نظر برسد اما واقعیتی است و یا مواجهه‌های جالب سوخته‌سرایی مازندرانی و سلیمانی اهل کرج که کل کشور را تحت تاثیر خود قرار می‌داد. یا در میان وزن‌ها جایی که برادران محبی پرچم کرمانشاه را بالا داشتند و بعدها الله‌مراد زرینی هم به آنها اضافه شد. این رونق ناگهانی کشتی به خاطر دو موضوع، خیلی به نتایج خارق‌العاده‌ای در سطح جهان ختم نشد.

یکی به خاطر ضعف در بدنسازی بود و دیگری کناره‌گیری‌های متعدد کشتی ایران از میدان‌های جهانی‌. به‌خصوص از دست دادن دو المپیک 1980 و 1984. در واقع در میادین جهانی و در مواجهه با غول‌های روسی و آمریکایی، ‌شاهد جنگ تکنیک ایرانی با قدرت رباتیک حریفان بودیم. به هرحال در این دهه کشتی‌گیرها بیشترین خبرهای شادی بخش را برای مردم فراهم می‌کردند.

درآسیا با قدرت و بدون رقیب قهرمان می‌شدند و تک و توک مدال‌هایی که از دستشان در می‌رفت و نصیب کره‌شمالی و کره‌جنوبی و ژاپن می‌شد‌. مدال نقره رضا سوخته سرایی در سال 1360 در مسابقات قهرمانی جهان در وزن فوق سنگین مثل یک پیروزی بزرگ ملی در ایران ارزیابی شد. شهرت و محبوبیت سوخته سرایی در آن سال‌ها با هیچ معیار و خط‌کشی قابل اندازه‌گیری نبود و با مهم‌ترین ستاره‌های فوتبال ایران پهلو به پهلو می‌زد.

شاید باور نکنید اما در آن سال‌ها همه نگران نتایج مجید ترکان بودیم و برادران محبی. همه عقیده داشتیم که این کشتی‌گیرها نابغه هستند و اگر به حقشان در سطح جهان نمی‌رسند به خاطر ناداوری‌ها و حق خوری‌ها و بدشانسی‌هاست. این احساس آن دوران در مورد فوتبال هم وجود داشت. به هرحال کشتی و فوتبال دو رشته‌ای بودند که با خاطرات جوانان و نوجوانان دهه شصت گره خورده‌اند.

اما به جز سرمایه‌های فوتبال و کشتی چه سرمایه‌های دیگری در عرصه ورزش قهرمانی داشتیم؟ انگشت‌شمار! بقیه دارایی ورزش ایران ختم می‌شد به والی و پاکیزه جم و رمضانعلی تیموری در وزنه‌برداری و تکروهای با اراده‌ای مثل زنگی آبادی در دوچرخه‌سواری‌. همین‌! در تنیس روی میز رقابت‌های احتشام‌زاده و فواد کاسب و نعمت عالمی و یا در تنیس ماجرای درفشی جوان و محرم خدایی‌، کاملا محلی بودند و هیچ دستاورد آسیایی نداشتند.

در والیبال هم دیگر عادت کرده بودیم به عنوان قدرت درجه دو و سه آسیا در نظر گرفته شویم هرچند سالن‌ها از تماشاگر پر می‌شد و ستاره‌هایی مثل شاهسون و امیرحیدری و محمد دامغانی و نبی‌زاده و عبادالله نبی و بهنام جلوه و بهرامی راد و زادان کردار و علی موذن و برادران نائینی و ستاره‌های گنبدی مثل خلیل آزمون و دوجی و کوزه لی‌، هیچ کدام دستاورد بین‌المللی نداشتند و کارشان گرم کردن فضای داخل بود‌.

این فقر در حوزه قهرمانی تا اندازه زیادی میراث افول ورزش ایران در سال‌های 54 و 55 و 56 بود و سپس متصل شدنش به انقلاب و جنگ که ماجرا را تشدید کرده بود. ورزش ایران در تقلای خیزش دوباره از خاکسترش سال‌ها در تقلا بود. ماجرا خیلی به طول انجامید. شاید سال 1368 و قهرمانی سلیمانی در فوق سنگین جهان همان لحظه موعود بود. داستانش را بعدها پی می‌گیریم.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.