روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | مناظره اقتصادی هفته گذشته در برنامه جهانآرا از دو جهت غیرمنتظره بود. نخست اینکه برنامه جهانآرا معمولا و حتی گاهی بهطور آزاردهندهای یکطرفه است و بهندرت بهصورت مناظره برگزار میشود. دیگر اینکه این مناظره با استقبال قابلتوجهی مواجه شد.
برای مثال اگر صفحه یوتيوب ایران داکیومنتری را در نظر بگیریم، صفحهای که برنامه جهانآرا را بهطور منظم بارگذاری میکند، مناظره هفته گذشته بعد از تنها پنج روز به پربینندهترین برنامه جهانآرا طی یک سال گذشته تبدیل شده است. ترکیب مناظره هم جذاب و قابلتوجه بود. دکتر مسعود درخشان بهواسطه نگارش کتاب اقتصادسنجی در میان اقتصادخواندهها شخصیتی شناختهشده است.
او بنیانگذار و رئیس سابق دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق است و به بخشی از اصولگرایان هم نزدیک است. در سوی دیگر، دکتر موسی غنینژاد بهواسطه کتب ارزشمندی که تالیف و ترجمه کرده نهتنها در فضای دانشگاهی بلکه در فضای عمومی هم چهره قابلاحترامی است.
مناظره فوق فرصت بینظیری بود تا دکتر درخشان از یکسو برای ما توضیح بدهند که اقتصاد اسلامی چیست، بر چه فروضی بنا نهاده شده، با وضع فعلی اقتصاد ایران چه نسبتی دارد و چگونه میتوان به کمک اقتصاد اسلامی شاخصهای قابل سنجشی مانند نرخ رشد و تورم را بهبود بخشید.
دکتر غنینژاد هم از سوی دیگر میتوانست ادعایش را درباره عدم وجود اقتصاد اسلامی بیشتر شرح دهد و همچنین به ما بگوید که آزادسازی اقتصادی بیشتر با همین ساختار فعلی اقتصاد ایران (با همین میزان از حاکمیت قانون) چگونه به نابرابری و فقر بیشتر منجر نخواهد شد. اما متاسفانه چنین فرصت بینظیری از دست رفت آنهم با اینکه یک ساعت هم به زمان برنامه جهانآرا افزوده شد.
مجری برنامه عملا در مدیریت و هدایت مناظره ناکام ماند (اینجا بود که آرزو کردیم ایکاش این مناظره در برنامه شیوه برگزار میشد و سپس بهخاطر آوردیم که برنامه شیوه در سال جدید تداوم نیافت). در غیاب مجری که مدیریت زمان، موضوع و نوبت سخن گفتن را از دست داده بود، مناظره به جاهای تاریکی کشیده شد.
بخشی از زمان مناظره بهخاطر ردوبدل شدن ادعاهایی درباره اینکه چه کسی کدام کتاب را خوانده یا نخوانده و همچنین چرا دیگر نقد فلان فیلسوف را ننوشته هدر رفت. سپس دکتر درخشان ناگهان وارد مسائل خانوادگی برتراند راسل شد و در حالیکه ما هنوز درباره آن جزئیات عجیب درباره خانواده راسل و لزوم مطرح شدن آن در برنامه جهانآرا شگفتزده بودیم، با ادعا و اصرار دکتر درخشان درباره «روزنامهنگاران منحط» مواجه شدیم.
با همه اینها باید از تداوم چنین مناظرههایی استقبال کرد. من زمانی بهطور سادهلوحانهای تصور میکردم که با ظهور نسلهای تازه اقتصاددانان و با دسترسی بیشتر و بهتر به دادههای اقتصادی، مباحث اقتصادی از چنین بحثهایی به بحثهایی فنیتر و کاربردیتر و کمتر ایدئولوژیک تغییر شکل خواهند داد.
اما ظهور نسل تازهای از بهاصطلاح «اقتصاددانان» که حالا با استفاده از نمودار و آمار آنهم بدون اینکه از روشهای آماری سر در بیاورند باز هم به یکدیگر برچسب کمونیست یا لیبرال بودن میزنند، حداقل من را به این نتیجه ناامیدکننده رسانده که قرار نیست از این دوگانهسازی لیبرال کمونیست خلاص بشویم. در چنین شرایطی من ترجیح میدهم که دکتر غنینژاد و دکتر درخشان درباره فردریش هایک و جان استوارت میل مباحثه کنند تا اینکه برخی با نشان دادن نمودارها و عکسهای بیربط در مورد دلارزدایی و مبارزه با لیبرالیسم شعار بدهند.

