روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 1358 در اولین سال بعد از انقلاب نرخ خانه و زمین به شکلی اعجاب‌آور در تهران پایین آمد. شما می‌توانستید مثلا یک آپارتمان دوخوابه نوساز 90 متری را در بخش‌های خوب در شرق و یا مرکز تهران (مثلا هفت‌حوض نارمک و یا خیابان طالقانی و یا میدان فاطمی) به قیمت سیصدهزار تومان بخرید. خیلی‌ها دست نگه داشته و منتظر کمتر شدن قیمت‌ها بودند. از سال 60 قیمت خانه به سمت رسیدن به اعداد و ارقام واقعی‌اش و منطبق با سال‌هاي قبل از انقلاب حرکت کرد.

در سال 1362 قیمت همان نوع خانه نوساز از متری سه و نیم هزار تومان به متری 15 تا 17هزار تومان افزایش پیدا می‌کند. مثلا خانه‌های شهرک اکباتان به قیمت متری 17 هزار تومان فروخته می‌شدند. احتمالا شرایط جنگ و مسئله تحریم‌ها ناشی از حرکت عجیب دانشجویان در اشغال سفارت آمریکا، ‌موجب می‌شود تا آن یوتوپیای مالی سال 58 بر باد برود. نرخ تورم که در سال‌های 57 و 58، ده‌درصد بود در سال‌های 59،‌60 و 61 به بالای 20‌درصد می‌رسد.

(در سال 56 تورم بین 25 تا 30‌درصد ارزیابی شده بود) از سال 62 با کنترل تورم ناشی از سیاست‌های انقباضی دولت موسوی روبه‌رو هستیم اما در سال‌های 65 به‌بعد تورم باز هم تنوره می‌کشد که به آن هم خواهیم پرداخت. در نیمه اول دهه شصت حداقل حقوق حدود دو هزار تومان تعیین می‌شود. رقمی که تقریبا با افزایش بسیار کم و نامحسوس تا نیمه دهه شصت باقی می‌ماند. مثلا در سال 65 حداقل حقوق به 2400 تومان بالغ شده بود. بگذارید از اجاره خانه هم برایتان بگوییم.

در سال 1362 یک آپارتمان دوخوابه مثلا در گیشا به رقم 250 هزار تومان ودیعه و 2500 تومان اجاره ماهانه رسیده بود. یعنی کمی بیشتر از حداقل حقوق. ودیعه هم تقریبا 110 برابر حداقل حقوق بود. در حال حاضر در سال 1402 حداقل حقوق هفت میلیون و سیصد هزارتومان است. یعنی با مقیاس سال 62 قیمت چنین آپارتمانی می‌شد هشت و نیم ميلیون تومان ماهانه و هشتصد میلیون تومان ودیعه.

در سال 62 پیکان دو‌لوکس که تولید محدودی هم داشت و بسیار هم محبوب بود، با قیمت 64 هزار تومان به دست مشتری می‌رسید که یعنی 32 برابر حداقل حقوق. یعنی به پول الان چیزی در حدود 290 میلیون تومان. خب بگذارید از بنزین هم بگوییم. قیمت بنزین در نیمه اول دهه شصت به شکل ثابت لیتری سه تومان بود. یعنی سی ریال. سکه هم از 3200 در ابتدای دهه شصت شروع می‌کند و در سال 1365 به 3900 تومان می‌رسد. خب این یک‌سری اطلاعات مختصر بود.

یکی از مهم‌ترین خصیصه‌های زندگی در نیمه اول دهه شصت دفترچه بسیج بود که سهمیه شما در مورد گوشت گوسفند، ‌گوشت مرغ،‌ کره،‌ روغن نباتی، شکر، قند، ‌پودر لباسشویی و همین‌طور اجناسی مثل تلویزیون رنگی، ‌یخچال و ماشین لباسشویی با استفاده از این دفترچه‌ها کنترل می‌شد. همین‌طور نوارهای کاست و باتری. این کمبود اجناس دو وجه داشت. مثلا در مورد اتومبیل این ماجرا از سال 56 شکل گرفته بود و همیشه عرضه پیکان به‌عنوان یک کالای سرمایه‌ای از تقاضایش کمتر بود.

مورد دوم به‌خاطر ملی شدن برخی از کارخانه‌های داخلی در ایران بود که موجب شده بود در این دست به دست شدن و دولتی شدن مدیریت‌ها بخشی از توان تولید روبه کاهش برود و به وضوح از کیفیت هم کاسته شود. جدا از لوازم خانگی و تلویزیون رنگی که در دهه شصت به‌تدریج به یک وسیله محبوب و الزامی برای خانواده‌ها بدل شده بود، ‌می‌توانم بگویم که برای من به‌عنوان یک کودک، تفاوت طعم شکلات‌های مینو قبل و بعد از انقلاب امری کاملا محسوس بود و همین‌طور افت کیفی شیر و شیرکاکائو.

از همه جالب‌تر کمبود ناگهانی نوشابه‌های گازدار بود. چند نوشابه جدید به بازار آمده بودند تا آشفتگی توزیع نوشابه‌های گازدار را برطرف کنند اما در هر مهمانی خانوادگی یکی از وظایف سخت و پرمکافات پیدا کردن نوشابه به‌اندازه کافی بود. کوکاکولا، زمزم، سوپرکولا، ‌شوئپس و سون‌آپ. وقتی که یک سوپر‌مارکت به تو یک جعبه 24‌تایی کوکاکولا می‌داد یعنی اوج اعتماد و صمیمیت خودش نسبت به تو را نشان داده است.

خب احساس می‌کنم چیزهای جالب نیمه اول دهه شصت را با شما در میان گذاشته‌ام. البته نکته‌های دیگری هم مي‌شود گفت. ممنوع شدن پوشیدن شلوار جین در مدارس، ‌ممنوعیت پوشیدن کتانی‌های سفید ساق‌بلند، ممنوعیت پوشیدن شلوارهای تنگ، ممنوعیت بلندکردن پشت مو یا مثلا از سرودهایی بگوییم که در مدارس یاد می‌گرفتیم: از به‌به چه حرف خوبی… تا بهاران خجسته باد… دیگر می‌رویم به نیمه دوم دهه شصت. اول با پدیده پرویز دهداری شروع خواهیم کرد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.