روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | نمایشگاه کتاب تهران از دیروز آغاز به کار کرد و بار دیگر این موقعیت عظیم به راه افتاد تا نمایش دهیم چه اندازه مردم کتابخوان داریم. نمایشگاه کتاب که البته بعد از کرونا هنوز رونق سابق را نیافته است، در دوره‌ای یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فرهنگی جوانان ساکن تهران بود.

آدم‌های بی‌شماری که فوج‌فوج در محل نمایشگاه بین‌المللی و بعدتر مصلی حرکت می‌کردند و در میان بوی همبرگر، فلافل و ذرت مکزیکی از لگن‌های بزرگ پر از یخ، نوشابه تگری‌ برمی‌داشتند و در چمن‌ها استراحت می‌کردند و دست‌آخر با یکی دو کیسه کتاب که بخش زیادی از آن‌ها هنوز نخوانده باقی‌مانده، پیک‌نیک را ترک و نشانۀ اهل‌فرهنگ‌‌بودنشان را اظهار می‌کردند.

در واقع نمایشگاه کتاب یکی از نقاط تقویم سالانۀ فرهنگی اهالی پایتخت بود که یک روز را در میان غرفه‌های معدود ناشران کاربلد و متعدد ناشران باری‌به‌هرجهت بگذرانند و از رازهای موفقیت تا «بوف کور» هدایت را سیر کنند؛ بینندگان یک اتفاق ثابت که نمایش‌ و تماشای فرهنگی‌شان، نمایشگاه‌کتاب‌رفتن بود تا کتاب خواندن و مسئولان این فربهی ارقام را همواره با لبخند به جای توسعۀ فرهنگی قلمداد می‌کنند.

گی‌دبور در اثر مشهور خود «جامعه نمایش» زوال را نه سلطۀ اقتصادی صرف، بلکه سلطۀ جامعۀ نمایش/تماشا می‌داند و تأکید دارد که سرمایه‌داری به جهان نشانه‌هایش را می‌فروشد تا خود کالاها را. این فراتر رفتن نشانه از خود کالا و مصرف تظاهری یک امر جز گسترش نوعی ابتذال در جامعۀ معاصر نیست.

نمایشگاه کتاب تهران، بیش از هر خدمت و اهمیتی که دارد در نشانه‌شناسی جامعه، اهمیت بروز و نمایاندن دارد تا کتاب خواندن. عدۀ کسانی که از نمایشگاه بهرۀ مشخص فرهنگی می‌برند از کثیر افرادی که نشانۀ نمایشگاه رفتن را برای رفتار فرهنگی داشتن انتخاب می‌کنند بسیار کمتر است و چه قرابت معنایی شگرفی میان نمایشگاه و جامعۀ نمایش وجود دارد.

به‌عنوان یک نویسنده که اتفاقاً در همین نمایشگاه اثر جدیدش رونمایی می‌شود، نمی‌خواهم این پدیده را انکار یا از ریشه نفی کنم، می‌خواهم به خودمان و همۀ بینندگان نمایشگاه و مسئولان فرهنگی یادآوری کنم که این پدیدۀ شلوغ، معنای اهل علم و فضل بودن جامعه را نمی‌دهد. با اعداد کمی و میزان فروش نمی‌توان دل‌خوش کرد که جامعۀ تماشاچی، جامعۀ اهل مطالعه است.

در روزگاری که شمارگان کتاب بین سیصد تا پانصد نسخه است، برگزاری این نمایشگاه جز به هدف «نمایش» کارکرد دیگری ندارد، آن‌هم در شرایطی که اهل کتاب، می‌توانند بسیاری از آثار درخور را برخط سفارش دهند و آن را بی‌زحمت هر جا که می‌خواهند تحویل بگیرند و حتی بسیاری از آنچه را برای مطالعه انتخاب می‌کنند، روی تلفن‌همراه، تبلت و کتابخوان‌هایشان، الکترونیکی بخوانند.

نمایشگاه پس حالا با عنوانش همراه‌تر است که گاه نمایش شده و آن اختلال میان بازار و نمایشگاه کتاب بودن به نشانگان ابتذال نمایش فرهنگی تقلیل یافته است. البته بودن نمایشگاه کتاب با همۀ نقدهای ساختاری و فرهنگی وارد به آن، از نبودنش بهتر است اما اگر از این نمایشگاه تحلیلی فراتر از مفهوم نمایش در جامعه ارائه دهیم، به لحاظ منطقی در حال مصادره به مطلوبیم.

نمایشگاه کتاب تهران یک پدیدۀ نمایشی است که عده‌ای از آن بهره می‌برند و برای آن‌ها باید حفظش کرد و کثیری در دام نمایشش هستند که باید مراقب تحلیل‌هایمان از این کثرت و کثرت‌های مشابه باشیم. نمایشگاه همان‌طور که از نامش برمی‌آید، محل نمایش است برای جامعۀ نمایش و‌ نه افزون‌تر.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.