روزنامه هفت صبح، رضا فراهانی| یک: دوران افول «عشق در یک نگاه» مصادف شد با دوران رواجِ «رستگاری با یک جمله» و همه اینها در دوران دانشجویی من داشت اتفاق میافتاد، نه برای خودم که برای همه! انگار جامعه رفته توی اتاق پرو و یکییکی لباسها را تن میزند تا ببیند کدام بیشتر بهش میخورد و جوانی ما دقیقا در همان اتاق پروِ جامعه رخ داده بود، سیر تغییرات زیاد بود و جوانها داشتند چیزهای زیادی را تجربه میکردند
عشق در یک نگاه تجربه شده بود، شک کردن به اساس هستی همینطور، داستانهای انرژی و انرژیدرمانی داشت رواج پیدا میکرد و بیاعتمادی به سیستمهای نوینپزشکی و دخیل بستن به دارو علفیهای عطاریها در سمت دیگر جریان ریزی پیدا کرده بود، روابط اجتماعی جدیدی در حال شکل گرفتن بود و حالا جنسهای مخالف بدون آنکه رابطه عاشقانهای بینشان باشد میتوانستند با هم حرف بزنند و همه اینها خیلیزود در این کشور رخ داده بود.
این وسط بازی با جملههای بزرگان و تبدیل کردن تکخطهایی از آنها به راهنمای زندگی داشت فراگیر میشد، حالا هر کدام خودمان را میان جملات کانت و هگل و مارکس پیدا میکردیم و تلاش میکردیم آن یک خط یا یک پاراگراف را در تمام شئون زندگی اجرا کنیم، من اما معتقد بودم تا ربط این اطلاعات پراکنده مشخص نشود و تبدیل به دانش جامع نشود، راهگشا نخواهد بود. کتاب میخواندم و اتفاقا تلاش میکردم چیزهایی را پیدا کنم که برداشت قبلیام نسبت به نویسنده را تغییر دهد و بعد نتیجه بگیرم که خود نویسنده به آن یک جمله معروفش که چراغ راه دوستانم شده، پایبند نیست!
دو: بند قبل البته نافیِ آموزشهای اجتماعی نیست، قصد من مخالفت با تعمیم یک جمله به تمام شئون زندگی است وگرنه خود من سی و سه سال مسیر سنگلاخ زندگی را با یادگرفتن طی کردهام و مدام از اطرافیانم یاد گرفتهام، در یک نمونه از آنها که نمیدانم کی و کجا به گوشم رسید یاد گرفتم که در هر جدلی یک اصل نهفته است و آن «همترازی» است. یعنی اگر شما میپذیرید با یک نفر وارد بحث و رقابت شوید در گام اول پذیرفتهاید که آن نفر همتراز شماست.
همین تکجمله اجتماعی فرهنگی نقشه راه من در تمام رقابتهای شغلی بوده و این شده که تقریبا هیچوقت وارد تله رقبای دونمایه برای شروع یک کلکل کاری نمیشوم. اگر در کاری پیشرفت کردهام یکی از ستونهایش پایبندی به این اصل بوده و اگر شکست خوردهام حتما یکی از علل آن رعایت نکردن اصل همترازی است.
سه: حالا که بحث یادگرفتنیهای مهم زندگی است این جمله حسین کلهر را هم بگویم که «اگر دوست دارید به جمعی اضافه شوید یا بخشی از یک اکیپ باشید باید حتما چیزی به آنها اضافه کنید. هیچکس آدم آویزان را دوست ندارد.»

