روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | دهه شصت دهه سخت و صعب روشنفکران ایران بود. جامعه روشنفکری در تمام دهه‌های 40 و 50 مرجعیت فکری خود را حفظ کرده بودند حتی اگر در قالب اپوزیسیون ظاهر می‌شدند. در دهه پنجاه به شکل غیرمنتظره‌ای بخش بزرگی از جامعه روشنفکری ایران به لحاظ مالی وابسته به ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی بودند. در رادیو و تلویزیون، کانون پرورش فکری، انجمن حکمت و فلسفه و حتی وزارت فرهنگ و دفتر فرح.

از شاملو و اخوان‌ ثالث تا ابتهاج و احمدرضا احمدی و کیارستمی و اسماعیل فصیح. بعد از گذر از سال‌های پرآشوب 58 و 59 و تلاش جامعه روشنفکری چپ و سکولار ایران برای حفظ مرجعیت، ‌از ابتدای دهه شصت آنها به محاق رفتند. جنگ، فرهنگی را بر جامعه حاکم ساخته بود که جایی براي جلوه‌گری جامعه روشنفکری ایران باقی نمانده بود.

طبقه مذهبی روایت‌های اصلی را از آن خود کرده بود و تنها این گروهی از سینماگران بودند که در التفات ناگهانی بنیاد فارابی توان ادامه حیات را پیدا کرده بودند. با همه این‌ها دهه شصت دهه‌ای است که ادبیات معاصر ایران به‌خصوص در عرصه رمان‌نویسی محصولات غیرمنتظره و با‌کیفیتی را عرضه کرد. در واقع عزلت‌نشینی روشنفکران موجب پرکاری آنها در خلق آثار هنری به‌خصوص رمان و داستان شده بود.

مهم‌ترین و اولین شوک ادبی دهه شصت انتشار رمان 10 جلدی کلیدر در 5 مجلد بود. رمانی پرطول و تفصیل درباره گروهی از کردهای خراسان که با گرایشات سیاسی و تحولات ایران دهه بیست روبه‌رو می‌شوند. رمانی که بسیاری آماده بودند آن را قله ادبیات ایران در عرصه رمان بدانند و گروهی دیگر آن را اثری پرطول و تفصیل، ‌ناهمگون به لحاظ زبانی و با سکته‌های متعدد روایی می‌دانستند.

کلیدر بین سال‌های 58 تا 63 به‌تدریج منتشر شد و در سال 63 کل مجموعه به دست مخاطبان رسید. فضای روستایی و ضد‌فئودالی آن، موجب شد تا از سوی نهادهای رسمی حاکمیتی هم پذیرفته شود. تمام 20 هزار نسخه اول از این رمان عظیم 10 جلدی در همان یک ماه اول به‌فروش رفت.

در همین سال‌هاست که اسماعیل فصیح دو رمان پرطرفدار خود را پشت‌سر هم منتشر کرد. ثریا در اغما و زمستان 62. فصیح که دانش‌آموخته آمریکا و تحت‌تاثیر ادبیات این کشور بود در سال 59 از مقام استادی زبان انگلیسی دانشکده نفت آبادان به شکل اجباری بازنشسته شد در حالی‌که تنها 47 سال داشت. او که یک دوره 10 ساله در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه،‌ تنها دو تا رمان منتشر کرده بود، در خانه‌نشینی اجباری به یک دستگاه تولید رمان بدل شد و ثریا در اغما و زمستان 62 مهم‌ترین آثار او در این عرصه بودند که با فروش بسیار خوبی هم روبه‌رو شدند. هرچند از سوی جامعه منتقدان ادبی به‌خاطر برخی خرده‌پیرنگ‌های بازاری نهفته در این رمان‌ها مورد استقبال چندانی قرار نگرفتند.

رضا براهنی در سال 1366 رمان رازهای سرزمین من را منتشر کرد. رمان اول او با نام آواز کشتگان مخاطب چندانی پیدا نکرده بود اما در دومین زورآزمایی این منتقد و شاعر سرشناس در عرصه رمان، ‌با نوشتن رازهای سرزمین من به موفقیتی بزرگ دست یافت. براهنی در سال‌های قبل از انقلاب مقیم آمریکا بود اما در بهمن 57 به ایران بازگشت و به دفاع از انقلاب اسلامی و آیت‌الله خمینی پرداخت. رازهای سرزمین من به تناسب با شخصیت خاص براهنی دشمنان و دوستداران فراوانی یافت اما در گذر زمان به‌عنوان یک رمان مرجع ایرانی جای خود را حفظ کرده است.

احمد محمود نویسنده چپگرا که با همسایه‌ها و ادامه موقر آن یعنی داستان یک شهر به چهره‌ای جذاب در عرصه ادبیات بدل شده بود، ‌با نوشتن زمین سوخته قهرمان دو کتاب مشهور خود را به جنگ ایران و عراق منتقل کرد و اثری خواندنی خلق کرد که کاملا یادآور ادبیات رئالیسم سوسیالیستی شوروی بود و در اهواز در روزهای ابتدای جنگ در جریان بود.

تمام آثاری که تا به اینجا یاد کردیم متعلق به نویسندگان روشنفکر دوره پهلوی بود. نویسندگانی که بین سال‌های 1310 تا 1319 به‌دنیا آمده بودند. اما ادبیات پس از انقلاب هم ستاره‌های خاص خود را داشت. جعفر مدرس صادقی، جوان 24‌ساله اصفهانی‌تبار با نوشتن نوول گاوخونی بسیاری را از استعداد ناب خود متحیر ساخت. عجیب آنکه صادقی در 40 سال بعد و در میان مجموعه‌ای از آثار رنگارنگ ادبی هرگز نتوانست جادوی گاوخونی را تکرار کند.

عباس معروفی نویسنده جوانی بود که در سنین بسیار کم وارد عرصه جامعه روشنفکری ایران شده بود و در سال 68 با انتشار رمان سمفونی مردگان بسیاری را حیرت‌زده کرد. داستان رقابت آیدین و اورهان دو تا از فرزندان خانواده سنتی اردبیلی طی گذر زمان. معروفی شهرت ادبی خود به‌عنوان نویسنده این اثر موفق را گره زد به انتشار یک مجله ادبی به‌نام گردون. که خب همین مجله سرنوشت زندگی او را به شکلی غریب عوض کرد (داستان گردون و دنیای سخن و آدینه را بعدها روایت خواهیم کرد).

از میان این شش نویسنده‌ای که در اینجا از آنها یاد کردیم، احمد محمود در سال 1381 و در سن 71 سالگی در تهران فوت کرد، ‌اسماعیل ‌فصیح در سال 1388 و در سن 75 سالگی در تهران درگذشت،‌ رضا براهنی در سال 1401 در 86 سالگی و در تورنتوی کانادا با زندگی وداع گفت و عباس معروفی هم در سال 1401 و در 65 سالگی به رحمت خدا رفت. در حال حاضر محمود دولت‌آبادی در 83 سالگی و خوشبختانه در سلامت کامل در تهران زندگی می‌کند و جعفر مدرس صادقی هم در 69 سالگی در آپارتمان پرطرفدارش در مجتمع فریهان تهران و زندگی خانوادگی‌اش در تورنتو در حرکت است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.