روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در پاییز 1364 هاشمی‌رفسنجانی ناگهان ولوله‌ای در فضای عمومی جامعه ایرانی ایجاد کرد. او در خطبه‌ای که در روز 19 مهرماه ایراد کرد، به شکلی ضربتی مسئله ازدواج موقت و سنت صیغه کردن را پیش کشید. در خاطرات هاشمی‌رفسنجانی آمده: ازدواج و حل مشکل جوانان را مورد بحث قرار دادم و مسئله ازدواج موقت را به‌عنوان راه‌حل مشکل مطرح کردم. چون مسئله مهم و جدی است، حتماً در جامعه مورد بحث و مجادله واقع می‌شود و اگر تعقیب شود، ممکن است به اقدام مفیدی منجر شود.

این ماجرا با واکنش سریع افکار عمومی روبه‌رو شد. تا سال 1346 مردان ایرانی می‌توانستند از چهار زن و تعدد صیغه استفاده کنند اما در قوانین سال 46 و سپس سال 1354 کار به‌جایی رسید که عملا تعدد زوجات به کار مشکلی تبدیل شده بود و به لحاظ قانونی امر سختی به‌شمار می‌رفت.

وزارت دادگستری هم محضرهای رسمی را موظف کرد از هر مردی که تقاضای ازدواج موقت می‌کند، اظهارنامه‌ای بگیرد مبنی بر این‌که هیچ زن دیگری ندارد. در همان دهه چهل آیت‌الله مطهری و همین‌طور دکتر علی شریعتی به دفاع از مسئله ازدواج موقت پرداخته بودند. مثلا دکتر شریعتی نوشته بود: ‌این روش از ازدواج یکی از مترقی‌ترین سنت‌هایی است که در رابطه با حل مسائل جنسی جوانان وجود دارد.

شریعتی باور داشت باید تصویر زشت و ناپسندی که در ذهن جوانان از ازدواج موقت وجود دارد را شست و سپس فلسفه علمی و روان‌شناختی ازدواج موقت را برای آنان تشریح کرد. مرتضی مطهری در کتاب حقوق زن در اسلام می‌گوید که در گذشته فاصله بین بلوغ جسمی و بلوغ اجتماعی کوتاه بود و فرد در همان ابتدای جوانی خود می‌توانست ازدواج کند و به نیازهای طبیعی و جنسی خود پاسخ بدهد

اما در دوران جدید به علت آنکه فاصله بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی افزایش پیدا کرده ‌است، جامعه برای بر‌طرف کردن نیازهای جنسی جوانان یا باید به سیستم کمونیسم جنسی تن بدهد که در آن هر دختر با 10پسر و هر پسر با 10دختر روابط نامشروع داشته باشند یا اینکه از ظرفیت ازدواج موقت برای پاسخگویی به نیاز طبیعی و جنسی آن دسته از جوانانی که امکان انجام ازدواج دائم را ندارند، استفاده کرد و دامن جامعه را از فساد برحذر داشت.

حالا هاشمی‌رفسنجانی هم این ایده را در تریبون عمومی بازگو کرد. جنجال‌ها به‌حدی بود که هاشمی در چند هفته پشت‌سر هم به دفاع از این ایده یعنی رواج ازدواج موقت در کشور پرداخت. جامعه زنان حتی جامعه زنان مذهبی به واکنش به این داستان پرداختند. زنان طبقه مذهبی به وضوح می‌گفتند که حالا این‌همه دستور دینی روی زمین مانده، می‌شود در مورد ازدواج موقت هم چشم‌پوشی کرد!

درباره زمانه‌ای صحبت می‌کنیم که هنوز موج جمعیتی متولد شده در سال‌های 59 و 60 به سن بلوغ نزدیک هم نشده بودند و هنوز مشکلات جنسی به یکی از معضلات این کشور بدل نشده بود. هاشمی‌رفسنجانی در یکی از نماز جمعه‌های سال 69 (9 آذر) دوباره به این ایده بازگشت و گفت:‌

«ما نه در زندگی‌مان می‌توانیم مثل غربی‌ها بی‌بند‌و‌بار باشیم و نه نیاز داریم آن‌جوری باشیم، چون اسلام ما راه درستی را به شما نشان داده. خوب این‌که ما دانشجویان‌مان تا انتهاي تحصیل مجبور باشند به‌خاطر شرایط زندگی تحت فشار غریزه جنسی زندگی کنند و در محیط دانشگاه دختر و پسر با هم در کلاس درس بخوانند و یا در خانه‌های تنگ و کوچک دختر جوان و پسر جوان زیر یک سقف زندگی کنند. در مراکز آپارتمانی و مسافرت‌ها و اتوبوس‌ها، تاکسی‌ها و پارک‌ها با هم معاشرت داشته باشند و این حس دائماً تحریک شود و راهی برای نجات از این فشار نداشته باشند، چه کسی می‌گوید درست است؟

خدا و پیغمبر که نگفته، قرآن که نگفته، اخلاق اسلامی که نگفته، دنیا هم که نمی‌گوید. ما خودمان می‌آییم برای خودمان یک فرهنگ غلطی در ذهنمان به‌عنوان یک عرف درست می‌کنیم و این برای همه زشت می‌شود.به‌خاطر این‌که چند نفر عیاش که می‌خواهند تنوع‌طلبی کنند و از ازدواج موقت سوء‌استفاده کنند، ازدواج موقت برای جامعه ما یک عیب می‌شود. خوب این معلوم است که کار درستی نیست. مبارزه با فطرت است. ریاضت بیجا است، ریاضت مضر است.

اگر حالا آدم یک خلاف نفسی گاهی می‌کند و به‌خاطر صبر و تحملش نتیجه‌ای می‌گیرد اینجا این هم نیست، آثار نامطلوبی می‌گذارد که بعداً در روابط اجتماعی انسان ظهور می‌کند. طلبه‌های ما این‌همه جوان معمولاً تا یک سن بالایی تحت همین فشار هستند، دانشجویان ما این‌جوری هستند. سربازها، زن‌های فراوان بیوه‌ای در جامعه هستند که این‌جوری‌اند. اگر راه نداشتیم حرفی نداشتیم و می‌گفتیم خداوند گفته و ما هم همین‌طور عمل می‌کنیم.»

او در خاطرات همان روز نوشته است: «من گفتم زن‌های بی‌شوهر هم می‌توانند استفاده کنند و زندگی یک‌ساله و دوساله و پنج‌ساله و کمتر یا بیشتر تشکیل دهند و این امر اگر رایج نشود جامعه ما دچار شکست می‌شود. در مورد دختران جوان این امر باید با موافقت پدرشان باشد و ازدواج موقت همه شرایط ازدواج دائم را دارد و باید در دفاتر موجود ثبت‌شده و مشخص و روشن باشد.»

در همین سال 69 است که محسن مخملباف فیلم هنرپیشه را با ایده ازدواج موقت مرد هنرپیشه با یک کولی جوان (ماهایا پطروسیان) می‌سازد و به‌تدریج مسئله ازدواج موقت به‌عنوان یکی از راه‌های فرار فیلمنامه‌نویسان به سوی مثلث عشقی قانونی تثبیت می‌شود. لیلا از داریوش مهرجویی، ‌زن زیادی از تهمینه میلانی، ‌زن دوم از سیروس الوند و شوکران از بهروز افخمی روی همین ایده ساخته شدند و گاه نتایج درخشانی هم حاصل کردند…

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.