روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| نمیدانم باقی مردم دنیا هر چند وقت یکبار سنگینی غمی پهن و چسبنده روی جسمشان را حس میکنند اما این جانورِ سیاه تندتند سراغ ما میآید و هربار گوشهای از روحمان را میمکد. شاید شما هم ترجیح میدهید این روزها راهی برای فرار از آنچه گرفتارش هستید پیدا کنید و دقایقی را آرام و کمغمتر، بیترس و امیدوار بگذرانید. مثلاً برگردید به سالهای کودکی؛ به روزهایی که احتمالاً روشناییاش بیشتر از امروز بود.
پرسیده بودم چه بویی پرتتان میکند به روزهای بچگی؟ جواب داده بودند: بوی سبزی خردشده، نعنا خشک پاشیده شده روی سالاد شیرازی، بوی دیوارهای آجر بهمنی خیسخورده از آب دادن گلدانها، بوی پوست پرتقال روی بخاری، بوی ویفر توتفرنگی و نفتالین و بادمجان در حال سرخ شدن و برنج دم نکشیده.
بوی رنگ و تینر قبل از عید، بوی یاس، بوی نوار لاستیکی روی بدنه دوچرخه، فرنی داغ صبحهای جمعه، بوی کاغذ کاهی و خودکاری که رنگ پس داده، بوی پارچه از بقچه بیرون آمده، گلپر روی باقالی، بوی خیار و سیب توی کیسه مانده برای زنگ تفریح. بوی سرلاک و پلاستیک سفره نو، بوی پاککن، گل مریم، پرتقال نارس، بوی زنجبیل و شیرینی، ماکارونی توی راهپلهها، کرم ویکس دور سوراخهای بینی،
بوی بخار لباسهای کاموایی خیس روی بخاری وسط یک روز برفی، بوی توالتی که توی چاهش نفت ریختهاند و دیوارهایش نم زده، بوی دیوار سیمانی خیس، بوی گل رز مینیاتوری باغچه که بابا کنارش برایم تاب بسته بود، بوی کرم نیوا که بوی دستهای مامان را میدهد، بوی درخت کاج وقتی باران میبارد و بوی برگهای زرد درخت چنار وقتی رویشان راه میروم.
ترکیب بوی ماهی صبور و قلیان و اسپند بوی جمعههای آبادان بود که از همه خانهها میآمد، بوی آبنبات چوبی نوشابهای، بوی فتیله نمداری که خوب نمیسوزد، بوی موهای عروسک، لقمههای کره با پودر قند و هل، سبزیپلو با مرغ ربی، رطوبت رختخوابها، تیتاپ له شده توی کیف مدرسه، بوی تاید توی تابستان موقع شستن فرشها توی حیاط، بوی مداد رنگی تازه تراشیده، بوی گند اتوبوسهای بینجادهای،
بوی چمن و بلال، کیک وانیلی، سفیدآب، ترکیب بوی تافت و موز و خیار و اسفند، بوی کولر آبی سر ظهر، حیاط آبپاشی شده، بوی کتلت توی اتوبوس، کشک سابیده شده توی تغار با صدای النگوهای مامان بزرگ، بوی سالن سینما و مخلوط بوی تخمه آفتابگردان با ساندویچ کالباس، بوی هندوانه توی گرما و شرجیِ مرداد بوشهر، گوجه خیسخورده توی ساندویچ وسط زنگ مدرسه، بوی بنزین و سالهای پیکان و
تهوع، بوی داغ شدن شوفاژ، کلر استخر، بوی چمن و سوختن کنده، فرش خیس، آهن تابهای پارک، برنج تازه آبکش شده، بوی درخت انجیر، بوی نان سوخته اول صبح، بوی ماست چکیده و نان خیس و دود، بوی پاککن مثلثی، بوی طالبی مانده در یخچال در عصرهای تابستان، ترکیب بوی چمن و کالباس و گوجه، بوی باقالیپلو از خانه مردم، بوی آبلیموی چکیده در چای، بوی وایتکس و پنجرههای بیپرده قبل از عید، بوی فلس ماهی و لاستیک دوچرخه نو. شما با چه بویی بچه میشوید و از امروز بزرگسالتان فرار میکنید؟

