روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در انتهای این پاورقی‌ها می‌خواهم از محبوب‌ترین و موثرترین چهره‌های دهه شصت حرف بزنم. البته بخش سیاسی را کنار می‌گذاریم. به‌نظرم علی پروین می‌تواند مهم‌ترین چهره عمومی ورزش ایران در دهه شصت باشد. پروین وقتی انقلاب شد 32 سال داشت. یعنی سنی که قاعدتا باید به فکر بازنشستگی باشد اما پروین هفت سال بعد در فوتبال تهران توپ زد و بازی کرد و اتفاقا درخشش عجیبی هم داشت.

کاپیتان و گلزن پرسپولیس که با این تیم 5 بار قهرمان تهران شد و ‌مجموعه‌ای از گل‌های شگفت‌انگیز را در سن بالای 36 و 37‌سالگی به‌ثمر رساند. در آن روزها ما صدا و شکل حرف زدنش را نمی‌شنیدیم و نمی‌دیدیم. او برای ما همان مرد کول و خونسرد چشم‌تیله‌ای بود که برای هر معضلی یک راه‌حل آنی و تیزهوشانه داشت و بازیکنانش به‌شدت از او حساب می‌بردند.

قهرمانی با تیم‌ملی ایران در بازی‌های آسیایی پکن در سال 1369 و استفاده گسترده‌اش از بازیکنان استقلال (به‌عنوان یک سرمربی که نامش با پرسپولیس گره خورده است) موجب افزایش محبوبیت ملی او شده بود. یک دهه بعد بود که برنامه‌هایی مثل نود، آن هیبت و شمایل علی آقا پروین را خدشه‌دار کرد.

در عرصه ورزش علیرضا سلیمانی (کشتی‌گیر)، ‌رمضانعلی تیموری (وزنه‌بردار)، ‌ناصر محمدخانی و احمدرضا عابدزاده از دیگر چهره‌های محبوب ورزش ایران در دهه شصت بودند. در عرصه هنر و سینما، مطمئنا و با اختلاف زیاد این عنوان نصیب محسن مخملباف می‌شود. هنرمند بیش‌فعال و تیزهوش و عصبی که در عرصه‌های مختلف نمایش و روایت فعال بود و محصولاتش بی‌واسطه با نسل جوان ارتباط برقرار می‌کرد.

آثاری عموما سطحی اما پرخروش و احساساتی. نوعی سعید روستایی دهه شصت که خب البته احتمالا معلومات و اطلاعات و تجربیات بسیار بیشتری از روستایی داشت. فیلم‌هایش مثل عروسی خوبان و دستفروش و بعد هم ناصرالدین شاه آکتور سینما مورد حمایت منتقدین و تماشاگران بود و فرو رفتنش در پوزیشن اپوزیسیون، باب طبع افکار عمومی قرار گرفته بود. حالا که فیلم‌هایش را می‌بینیم به‌نظرمان ساده‌تر از آن چیزی هستند که آن روزها فکر می‌کردیم. فیلم‌هایی عموما آشفته.

مرتضی آوینی هم از چهره‌های تاثیرگذار و سرنوشت‌ساز حوزه فرهنگ در دهه شصت بود. چه با ساخت روایت فتح و چه با تاثیری که در بخشی از هنرمندان دوره جنگ گذاشت و چه در تلاش قابل تحسین و البته نافرجامش در تبیین تئوری‌های جدید در حوزه نگاه به سینما. او در اواخر دهه شصت پرچم مقابله با سینما و هنر روشنفکری را هم بلند کرده بود.

منوچهر نوذری از چهره‌های مهم تلویزیون و رادیو بود و محبوب. او تلاش خاصی برای تاثیرگذاری و جهت‌دهی در عرصه فرهنگی نمی‌کرد اما به‌شدت محبوب بود.‌حجت‌الاسلام قرائتی هم به‌عنوان یک پدیده مهم فرهنگ عمومی باید در این بحث مورد اشاره قرار بگیرد. شیوه منحصر به‌فرد او در تعلیم آموزه‌های دینی و چابکی و سرعت انتقالش در بحث‌های طلبگی او را به چهره‌اي بسیار محبوب بدل ساخته بود.

صادق آهنگران یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگ عمومی در دهه شصت ایران بود. حضور مستمر او در دوران جنگ و صدایی که دیگر یادآور یک دوره مهم از زندگی ما ایرانیان است و ابتکار و خلاقیتش در تولید آثار موسیقایی تهییج‌کننده، نام او را در سطح اول چهره‌های تاثیرگذار فرهنگ عمومی ثبت کرده است.

محمدرضا شجریان و شهرام ناظری در خلأ موسیقی پاپ، دارای ضریب نفوذ بسیار شدیدی در میان جوانان و عامه مردم شدند. موسیقی سنتی که در قبل از انقلاب در کارهای گلپایگانی و ایرج خواجه‌امیری و عبدالوهاب شهیدی براي عامه مردم معنا پیدا می‌کرد، از میانه دهه پنجاه با درخشش همزمان شجریان و پریسا راه خودش را از موسیقی عامه‌پسند جدا کرد و در دهه شصت و در فقدان بخش زنانه‌اش، ‌به تک‌صدای موسیقی ایرانی بدل شده بود.

مکررا پیش می‌آمد که در دانشگاه و یا خوابگاه‌های دانشجویی ترانه‌ای از شجریان و ناظری را بشنوید و یا دانشجويانی که در خلوت خود در حال زمزمه این ترانه‌ها هستند.میزان محبوبیت احمد شاملو در دهه شصت به‌شدت افزایش یافت. در فضای ساکت فرهنگ روشنفکرانه آن سال‌ها شاملو مدام تکثیر و تکثیر می‌شد و به تک‌سوار عرصه روشنفکری دهه شصت بدل شده بود.فردا آخرین بخش از این پاورقی را خواهید خواند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.