روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | در فاصله سرخ شدن سیبزمینیها فکر میکنم زمان چقدر کشدار و طولانی میگذرد و موقع تماشای عکسها -وقتی تصویر سیب و سنجد هفتسین و رویاهای روشن و آرزوهای نیک میرسد به عکس بوی دود گرفته کنار آتش سرخ چهارشنبهسوری و پرسش همیشگی «این چه کثافتی بود که در این سال بر ما گذشت؟»- باور میکنم که زمان با سرعتی غیرمجاز و وحشیانه در حال گذشتن است.
هر سالی که میگذرد واقعبینتر میشوم، و مایوستر از معجزه، و پذیرای حقایق آزارنده «همینه که هست»های جهان. بعد از خودم میپرسم «آیا دوام خواهیم آورد؟» و با قاطعیت سر تکان میدهم که: «البته که دوام میآوریم. مثل همه آنهای دیگری که حقیقت را بهچشم دیدند و کنار آمدند با زندگی کوتاهی که سراسر رنج است و تماماً شوق.» و این تنها معجزهایست که شاهدش خواهیم بود؛ عشق به زنده ماندن و ادامه دادن رنج کهنه و جاافتادهای که به آن خو کردهایم و قهرمان یک روز برنده و چند روز بازندهاش هستیم.

